<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom">
    <channel>
        <title>فید سایت متن‌آویس</title>
        <link>https://matnavis.com</link>
        <description>با این فید می‌توانید از آخرین تغییرات یادداشت‌ها و رویدادهای سایت متن‌آویس با خبر شوید.</description>
        <lastBuildDate>Sat, 18 Jul 2026 19:04:07 GMT</lastBuildDate>
        <docs>https://validator.w3.org/feed/docs/rss2.html</docs>
        <generator>https://github.com/jpmonette/feed</generator>
        <language>fa-ir</language>
        <image>
            <title>فید سایت متن‌آویس</title>
            <url>https://matnavis.com/logo.svg</url>
            <link>https://matnavis.com</link>
        </image>
        <copyright>همه حقوق متعلق به شرکت مان تحقیق و نظر آویس است ©</copyright>
        <atom:link href="https://matnavis.com/rss.xml" rel="self" type="application/rss+xml"/>
        <item>
            <title><![CDATA[باغ‌‌های رنسانس به روایت کریستوف ژیرو]]></title>
            <link>https://matnavis.com/blogs/باغ‌‌های-رنسانس-به-روایت-کریستوف-ژیرو_Renaissance-Gardens</link>
            <guid isPermaLink="false">https://matnavis.com/blogs/باغ‌‌های-رنسانس-به-روایت-کریستوف-ژیرو_Renaissance-Gardens</guid>
            <pubDate>Tue, 05 Aug 2025 14:01:40 GMT</pubDate>
            <description><![CDATA[رنسانس، دوره‌ای از باززایی فکری و هنری بود که نگاهی تازه به انسان، طبیعت و هستی ارائه کرد. در این دوران، باغ از یک فضای بسته و کارکردی قرون وسطایی، به محیطی باز، معنادار و الهام‌گرفته از طبیعت باستانی تبدیل شد.]]></description>
            <content:encoded><![CDATA[&nbsp;
<h4><a href="https://matnic.matnavis.com/researcher-profile/%D9%86%DB%8C%D9%84%D9%88%D9%81%D8%B1-%D8%B1%D8%B6%D9%88%DB%8C_4157612030">طلوع انسان، افول دیوارها</a></h4>
با آغاز رنسانس، نگاهی نو به هستی، انسان و طبیعت پدیدار شد. این دوران، که از بطن بحران‌های <a href="https://matnavis.com/blogs/%D8%A8%D8%A7%D8%BA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%82%D8%B1%D9%88%D9%86-%D9%88%D8%B3%D8%B7%DB%8C_medieval-garden">قرون وسطی</a> زاده شد، حامل نوزایی‌ای بود که نه‌فقط در هنر و فلسفه، بلکه در شیوۀ دیدن و زیستن در طبیعت نیز انعکاس یافت. اگر در قرون وسطی باغ پناهگاهی درون‌گرا، کارکردی و محصور بود، در رنسانس به فضایی گشوده، معنادار و حاصل اراده‌ای آگاهانه برای احیای دوبارۀ درک باستانی از طبیعت تبدیل شد. آنجا که در گذشته دیوارها بلند و اندیشه‌ها کوتاه بود، اکنون دیوارها کوتاه‌تر می‌شد و نگاه تا افق امتداد می‌یافت.

[caption id="" align="alignnone" width="624"]<img class="wp-image-689 size-full" src="https://wp.matnavis.com/wp-content/uploads/2025/08/Picture1.png" alt="باغ های رنسانس" width="624" height="146" /> تمثیل حکومت خوب، اثر آمبروجو لورنزتی، ۱۳۳۸- ۱۳۳۹ میلادی.[/caption]

&nbsp;
<h4>بیداری طبیعت: بازگشت نگاه انسانی</h4>
طبیعت که در قرون وسطی موجودی تاریک، گناه‌آلود و تهدیدآمیز بود، در رنسانس به عنصری الهام‌بخش، زیبا و تأمل‌برانگیز تبدیل شد. روایت فرانچسکو <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%DA%86%D8%B3%DA%A9%D9%88_%D9%BE%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B1%DA%A9">پترارک</a> از صعود به کوه ونتو ــ و نگاه او از قله به گستره‌ای از زمین ــ نمادی از بیداری نگاه انسانی نسبت به طبیعت گردید. او می‌نویسد: «فکر می‌کنی آن روز چندبار برگشتم تا نگاهی بیندازم به قلۀ کوهی که در برابر گسترۀ تأمل انسانی به‌سختی به‌اندازۀ یک وجب می‌نمود؟». ازاین‌پس، طبیعت نه‌تنها مکانی برای تأمین نیاز، بلکه صحنه‌ای برای درک، تجربه و خلق معنا محسوب می‌شد.

&nbsp;

[caption id="attachment_690" align="aligncenter" width="490"]<img class="wp-image-690" src="https://wp.matnavis.com/wp-content/uploads/2025/08/MTc2MjY3MDI4MTc1NzI1NzU4-Copy.webp" alt="کوه ونتو" width="490" height="482" /> «این چشم‌انداز اثر دورر، از نخستین نمونه‌های نقاشی منظر مستقل در تاریخ هنر غرب است، تصویری که بدون حضور انسان یا داستان مذهبی، صرفاً به طبیعت نگاه می‌کند. این نگاه تأملی، با روایت پترارک از صعود به کوه ونتو هم‌راستا است و نشان‌دهندۀ تغییری اساسی در نگرش رنسانسی به طبیعت چون موضوعی شایسته‌ی ادراک، تفکر و بازنمایی مستقل است». <a href="https://owlcation.com/humanities/Landsca">ماخذ</a>[/caption]
<h4>احیای الگوی زندگی در ویلا روستیکا و ویلا اوربانا</h4>
در دل این نگاه نو، الگوی زندگی دوگانۀ رومی ــ ویلا اوربانا (شهری) و ویلا روستیکا (روستایی) ــ احیا شد. اَشراف نوظهور، مانند خاندان مدیچی، ویلاهایی را در دامنۀ تپه‌ها و حومه‌های فلورانس بنا کردند که هم مکانی برای استراحت و مطالعه بود، هم جلوه‌ای از منزلت اجتماعی. این ویلاها بر فراز تراس‌هایی ساخته می‌شد که به باغ‌هایی منظم و چشم‌اندازهایی دوردست مشرف بود. در اینجا، «بودن» در طبیعت، به ‌معنای «فهمیدن» و «تسلط داشتن» بر آن بود.

[caption id="attachment_691" align="alignnone" width="1430"]<img class="wp-image-691 size-full" src="https://wp.matnavis.com/wp-content/uploads/2025/08/Picture2.jpg" alt="ویلا دستهباغ بوبولی" width="1430" height="837" /> Palazo Pitti- Boboli Gardens[/caption]
<h4>پرسپکتیو: دیدن به‌مثابۀ ساختن</h4>
از بنیادی‌ترین تحولات رنسانس، کشف پرسپکتیو خطی بود؛ علمی که ابتدا در نقاشی و معماری شکل گرفت اما خیلی زود به باغ‌سازی هم راه یافت. باغ رنسانسی همچون نقاشی‌ای سه‌بعدی طراحی می‌شد: محوری مرکزی داشت و با تراس‌ها و گیاهان طوری قاب گرفته می‌شد که چشم را از نقطۀ آغاز به‌سوی پایانی ازپیش‌اندیشیده هدایت می‌کرد. فواره‌ای در انتهای محور، مجسمه‌ای در میانۀ مسیر یا دریچه‌ای به چشم‌اندازی دوردست، همگی در خدمت روایت بصری بودند.

[caption id="attachment_692" align="alignnone" width="624"]<img class="wp-image-692 size-full" src="https://wp.matnavis.com/wp-content/uploads/2025/08/Picture3.jpg" alt="ویلا دسته- باغ رنسانس" width="624" height="514" /> Garden of the Villa d'Este in Tivoli[/caption]
<h4>هندسه: نظم بر فراز طبیعت</h4>
طبیعت در باغ رنسانس دیگر طبیعتی وحشی و رام‌نشده نبود. نظم هندسی، در قالب <em>پارترها</em> ــ باغچه‌هایی با نقوش گیاهی محصور در قاب‌های شمشاد کوتاه ــ همچون فرش‌هایی از سبزی و رنگ، چشم‌اندازی چشم‌نواز از تراس ویلا را پدید می‌آورد. شمشادهای خوش‌تراش، رزهای رنگارنگ و گیاهان معطر در کنار یکدیگر قرار می‌گرفتند، درحالی‌که مسیرهای متقاطع، پرچین‌های منظم و نسبت‌های طلایی ساختار باغ را سامان می‌دادند. زمین با دقت تسطیح می‌شد. تراس‌ها با ظرافتی معمارانه در سطوح مختلف چیده می‌شد و مسیرها با نظمی ریاضی‌وار ترسیم می‌شد. این هندسه صرفاً تجلی زیبایی‌شناسی نبود، بلکه بیانی از اقتدار عقل انسان بر آشوب طبیعت به‌ شمار می‌رفت.

[caption id="" align="alignnone" width="694"]<img class="wp-image-693" src="https://wp.matnavis.com/wp-content/uploads/2025/08/un-endroit-magique-classe.jpg" alt="ویلا مدیچی باغ رنسانس" width="694" height="520" /> Medici Villas and Gardens in Tuscany[/caption]

&nbsp;
<h4>آب: صدا، حرکت، روایت</h4>
آب در باغ رنسانسی نه‌فقط برای طراوت، بلکه برای روایت بود. در طراحی این باغ‌ها، آب از بالاترین نقطه، همچون سرچشمه‌ای الهی، آغاز می‌شد و در سفری تدریجی از آبشارها، فواره‌ها، مجسمه‌ها و زنجیره‌های سنگی عبور می‌کرد و سرانجام، آرام در استخری فرومی‌نشست. در <a href="https://en.wikipedia.org/wiki/Villa_Lante"><em>ویلا لانته</em></a>، مسیر آب استعاره‌ای از سیر تمدن انسان است: از بی‌نظمی طبیعت تا نظم عقلانی، از وحشی‌بودن تا خردمندی.

آبراهه‌ها و استخرها با دقت هندسی در مسیر حرکت بازدیدکننده جای می‌گرفت: گاه به‌آرامیِ نجوا و گاه با صدایی رسا و خروشان. درامتداد این مسیر، پیکره‌هایی از خدایان، نیمف‌ها و قهرمانان اساطیری جای داشتند و گویی هریک حکایتی را به تماشاگر گوشزد می‌کرد. در برخی نقاط، شوخی‌های طراحی‌شده با آب ــ آنچه «فوارۀ سیلاب» خوانده می‌شد ــ به‌ناگاه بازدیدکننده را غافلگیر و خیس می‌کرد. این اتفاق نماد هوشیاری و بیداری در برابر بازی‌های طبیعت و قدرت نهفته در آن بود.

[caption id="attachment_694" align="alignnone" width="599"]<img class="wp-image-694 size-full" src="https://wp.matnavis.com/wp-content/uploads/2025/08/Picture4-e1754389089969.jpg" alt="ویلا دستهباغ رنسانس" width="599" height="347" /> <a href="https://www.villadeste.com/">Villa d’Este</a>[/caption]
<h4>فولی: میراث کلاسیک در باغ</h4>
پرسپکتیو خطی، در ترکیب با تم‌های اساطیری، هستۀ روایت بصری باغ را شکل می‌داد. با تحول نگاه هنرمندان به طبیعت، باغ‌ها نیز از فضای صرفاً کارکردی یا تأملی فراتر رفته و به روایت‌هایی چندلایه از <a href="https://matnavis.com/blogs/%D9%88%DB%8C%D9%84%D8%A7-%D9%87%D8%A7%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86_Villa-Adriana">دنیای باستان</a>، اساطیر یونانی و رومی، و ادبیات کلاسیک بدل شدند.

[caption id="attachment_695" align="alignnone" width="348"]<img class="wp-image-695 " src="https://wp.matnavis.com/wp-content/uploads/2025/08/Picture5.jpg" alt=".یلا بورجسفولی باغ رنسانس" width="348" height="411" /> The Temple of Aesculapius in Villa Borghese gardens[/caption]

&nbsp;

در پیچ‌و‌خم این باغ‌ها، تندیس‌هایی از خدایان پانتئون، نیمف‌ها، میوزها، ساتیرها و فائون‌ها در میان بوته‌ها و درختان سر برمی‌آوردند. در دل پرچین‌ها، غارهای نمادین، معابد کوچک، ستون‌های شکسته و سکوهای سنگی ــ که به آن‌ها <em>فولی</em> گفته می‌شد ــ هریک حکایت‌گری خاموش بودند. هر فولی بخشی از روایت گسترده‌تری بود که بازدیدکننده در مسیر تدریجی‌اش آن را کشف می‌کرد.

منظر در باغ رنسانس فقط دیده نمی‌شد بلکه خوانده می‌شد. روایت از مسیر عبور آغاز می‌شد، از میان آبراهه‌ها و تندیس‌ها می‌گذشت، و درامتداد محورها، تپه‌ها و مناظر دوردست تجربه‌ای فکری، حسی و معنایی را رقم می‌زد.

[caption id="" align="alignnone" width="429"]<img class="wp-image-696 size-full" src="https://wp.matnavis.com/wp-content/uploads/2025/08/Picture6.png" alt="باغ رنسانسویلا بورجس میراث کلاسیک" width="429" height="288" /> Villa Borghese gardens[/caption]

&nbsp;
<h4>سلسله‌مراتب فضایی: از وحشی به نظم یافته</h4>
باغ‌های رنسانس اغلب با بخش‌هایی جنگلی آغاز می‌شد: فضاهایی با درختان بلند و نور اندک که به‌تدریج به باغچه‌های هندسی و روشن ختم می‌شدند. این تضاد نمادی از تحول درونی انسان ، از طبیعت رام‌نشده به عقل مهارکننده، بود. سطوح مختلف باغ ــ از تراس بالا تا فوارۀ اصلی در کوادراتو ــ نه‌تنها اختلاف ارتفاع، بلکه اختلاف در درجۀ نظم را بازنمایی می‌کرد.

[caption id="" align="alignnone" width="416"]<img class="wp-image-697 size-full" src="https://wp.matnavis.com/wp-content/uploads/2025/08/Picture7.jpg" alt="ویلا دسته" width="416" height="275" /> Villa d'Este, Tivoli, Italy <a href="https://commons.wikimedia.org/wiki/File:Villa_d%27Este,_Tivoli,_Italy_(39366648761).jpg">ماخذ</a>[/caption]

&nbsp;
<h4> Belvedere  وVeduta: دید، تسلط، تأمل</h4>
در پایان محور اصلی یا بر فراز تراس‌ها، سکوهایی با نام ایتالیایی «Belvedere» ساخته می‌شد که جایگاهی برای تماشای چشم‌اندازهای دور شهر، دشت، تاکستان و افق کوهستان بود. این بلندی‌ها نه‌تنها محل دیدن بلکه تمثیلی از تأمل، تسلط و جایگاه انسان در جهان به حساب می‌آمد. در دل این ساختار، مفهوم «Veduta» یا چشم‌انداز دور، معنایی فراتر یافت: بازتاب آزادی ذهن و گسترۀ اندیشه. تماشا، تأمل و تملک در Belvedere در هم می‌آمیخت و  انسان رنسانسی، از فراز آن، هم به طبیعت می‌نگریست، و هم آن را با نظم و فهم، تفسیر و تسخیر می‌کرد.

[caption id="attachment_698" align="alignnone" width="425"]<img class="wp-image-698 size-full" src="https://wp.matnavis.com/wp-content/uploads/2025/08/Picture8.jpg" alt="ویلا دسته" width="425" height="239" /> Villa d'Este, Tivoli <a href="https://commons.wikimedia.org/wiki/File:Villa_d%27Este,_Tivoli,_Italy_(39366648761).jpg">ماخذ</a>[/caption]
<h4>تأثیر و گسترش باغ‌های رنسانس</h4>
تا پایان قرن شانزدهم، باغ‌های رنسانس در سراسر اروپا گسترش یافته بودند. ایتالیا همچنان مرکز اصلی طراحی باقی ماند، اما اشراف اروپایی، به‌ویژه در فرانسه و اسپانیا، ویلاها و باغ‌های رنسانسی را الگویی برای نمایش قدرت، ثروت و دانش خود قرار دادند.

این باغ‌ها نه‌فقط مکان‌هایی برای تفریح بلکه بیانیه‌ای سیاسی و فلسفی بودند. نظم هندسی آن‌ها نمایانگر عقلانیت و علم بود، درحالی‌که مجسمه‌های اساطیری و روایت‌های نمادینشان، ارتباط با میراث روم و یونان باستان را القا می‌کرد. این باغ‌ها صحنه‌ای برای نمایش قدرت انسان بر طبیعت بودند، تفکری که بعدها در باغ‌های باروک به اوج خود رسید.

[caption id="attachment_699" align="alignnone" width="624"]<img class="wp-image-699" src="https://wp.matnavis.com/wp-content/uploads/2025/08/Picture9.png" alt="ویلا لانتهرنسانس باغ رنسانس" width="624" height="416" /> Plan and section of the Villa Lante at Bagnaia, gencrally regarded as the finest of Italy's villas[/caption]

&nbsp;

مطالعۀ بیشتر

Girot, C. (2016). <em>The course of landscape architecture: A history of our designs on the natural world, from prehistory to the present</em>. Thames &amp; Hudson.

&nbsp;]]></content:encoded>
            <enclosure url="https://wp.matnavis.com/wp-content/uploads/2025/08/20210302151738-villa-deste-tivoli-lazio-gettyimages-171336864-1.webp" length="0" type="image/webp"/>
        </item>
        <item>
            <title><![CDATA[تکیه دولت]]></title>
            <link>https://matnavis.com/blogs/تکیه-دولت_TEKYEdowlat</link>
            <guid isPermaLink="false">https://matnavis.com/blogs/تکیه-دولت_TEKYEdowlat</guid>
            <pubDate>Tue, 08 Jul 2025 16:56:22 GMT</pubDate>
            <description><![CDATA[این نوشتار، به تحلیل  بنای تکیه دولت می‌پردازد؛ فضایی آیینی–سیاسی در قلب تهران قاجاری که با فرم مدور و جایگاه کالبدی خاص خود، تلفیقی از سنت معماری ایرانی و اهداف نمایشی سلطنت ناصری را بازنمایی می‌کند. تمرکز متن بر تکیه به‌مثابه ابزار مشروعیت‌بخشی، با نگاهی به ساختار فضایی، کارکردهای نمادین و نسبت آن با قدرت سیاسی است.</p>
<p data-start="116" data-end="588">]]></description>
            <content:encoded><![CDATA[</p>
تکیه دولت از جمله مهم‌ترین یادگارهای معماری دوران قاجار است که در آن، تلفیق ساختار آیینی–نمایشی با اراده سلطنتی، به خلق فضایی منحصربه‌فرد در محدود ارگ تهان انجامیده است. بنایی که هم در کالبد خود فرم تماشاخانه‌ای دارد، هم در عملکرد، صحنه‌ اجرای پرشکوه آیین‌های عاشورایی است، و هم در سطوح نمادین، پیوند قدرت شاهی با مشروعیت مذهبی را بازنمایی می‌کند. این بنا توسط رضا شاه تخریب شد.

<img class="alignnone wp-image-643" src="https://wp.matnavis.com/wp-content/uploads/2025/07/Tekiyeh_Dowlat_by_Kamalolmolk.jpg" alt="" width="441" height="596" />
<h4><strong>موقعیت مکانی و ملاحظات نمادین در مکان‌گزینی</strong></h4>
تکیه دولت در قلب تهران ناصری و در پیوند مستقیم با ساختار قدرت، در <strong>جنوب شرقی ارگ سلطنتی تهران</strong>، مجاور عمارت شمس‌العماره و کاخ گلستان ساخته شد. ساخت آن، در فضایی صورت گرفت که پیش‌تر محل استقرار گرمابه‌ای متروک، سیاه‌چال و بخشی از املاک مصادره‌شده امیرکبیر بود؛ جایی که اکنون نمادی از بازتملک قدرت سلطنتی توسط ناصرالدین‌شاه تلقی می‌شود.

[caption id="attachment_644" align="alignnone" width="405"]<img class="wp-image-644" src="https://wp.matnavis.com/wp-content/uploads/2025/07/نقشه_تهران-_عبدالغفار-copy.png" alt="ارگ سلطنتی تهران" width="405" height="430" /> موقعیت قرارگیری تکیه دولت نسبت به ارگ سلطنتی- نقشه پایه از عبدلغفار افزوده گرافیکی از متن آویس[/caption]
<h4><strong>دسترسی و جایگاه کالبدی تکیه دولت</strong></h4>
تکیه دولت در موقعیتی کاملاً مرکزی و استراتژیک در مجموعه ارگ سلطنتی تهران جای گرفته بود. مسیرهای اصلی دسترسی به آن عبارت بودند از:

&nbsp;

<strong>راه منشعب از سردر شمس‌العماره و خیابان ناصریه</strong>

ورودی اول، ورودی اصلی و بزرگ در ضلع شرقی تکیه بود که برای ورود مردان با دری دو لنگه و سردری جناغی طراحی شده بود.

[caption id="attachment_645" align="alignnone" width="419"]<img class="wp-image-645" src="https://wp.matnavis.com/wp-content/uploads/2025/07/Tekyeh_Dowlat_Main_Entrance.jpg" alt="تکیه دولت" width="419" height="293" /> ورودی اصلی تکیه دولت از شرق- <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Tekyeh_Dowlat_Main_Entrance.jpg">ماخذ</a>[/caption]

<strong>دسترسی از میدان ارگ</strong>

ورودی دوم، ورودی ضلع غربی برای زنان، از سمت میدان ارگ با سردر جناغی و شش مناره کوچک در دو طرف که با کاشی مُعَقَّلی پوشیده شده بود.

<strong>راه منشعب از باغ گلشن و ورودی کاخ‌های سلطنتی</strong>
ورودی سوم: راهرو پر پیچ وخم و تاریکی بود که قسمت شاه نشین تکیه را به ضلع جنوبی کاخ گلستان وصل می‌کرد و شاه برای ورود به تکیه از آن می‌گذشت.

[caption id="attachment_646" align="alignnone" width="568"]<img class="wp-image-646" src="https://wp.matnavis.com/wp-content/uploads/2025/07/1-copy-2-e1751979629866.png" alt="نقشه ارگ سلطنتی" width="568" height="512" /> نقشه ارگ سلطنتی تهران است که توسط دکتر فُورویه (پزشک فرانسوی ناصرالدین‌شاه) افزوده گرافیکی از متن آویس[/caption]

این دوگانگی در دسترسی، به‌خوبی ماهیت «دووجهی» تکیه دولت را آشکار می‌کند:
<ul>
 	<li>از یک‌سو، فضایی <strong>تشریفاتی–شاهانه</strong> برای مشروعیت‌یابی سلطنت</li>
 	<li>از سوی دیگر، <strong>مکان تجمع عمومی</strong> برای آیین‌های مذهبی فراگیر مانند تعزیه.</li>
</ul>
پس از انقراض قاجار، در سال ۱۳۱۷ خورشیدی، اداره بیوتات سلطنتی زمین تکیه را به بانک ملی واگذار کرد. این امر، عملاً نقطه پایان نقش آیینی–سیاسی این فضای تاریخی بود.

[caption id="attachment_647" align="alignnone" width="557"]<img class="wp-image-647" src="https://wp.matnavis.com/wp-content/uploads/2025/07/تصویر_هوایی_ارگ_سلطنتی_تهران-copy.jpg" alt="تکیه دولت سال 1335" width="557" height="431" /> تصویر هوایی سال 1335 و موقعیت ارگ تهران- <a href="https://fa.m.wikipedia.org/wiki/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1_%D9%87%D9%88%D8%A7%DB%8C%DB%8C_%D8%A7%D8%B1%DA%AF_%D8%B3%D9%84%D8%B7%D9%86%D8%AA%DB%8C_%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86.jpg">ماخذ</a>[/caption]
<h4><strong>فرم مدور؛ هندسه‌ی قدرت یا کارکرد دیداری؟</strong></h4>
برخلاف بیشتر تکایای ایرانی که چهارضلعی یا مستطیلی بودند، تکیه دولت با فرمی کاملاً <strong>دایره‌ای</strong> ساخته شد. این فرم، گذشته از پیشینه کهن آن در معماری غربی (از کولوسئوم تا آمفی‌تئاترهای یونانی)، دارای دو کارکرد موازی در این پروژه بود:
<ol>
 	<li><strong>نمایش نمادین مرکزیت قدرت</strong>: شاه در بالاترین جایگاه، در نقطه نادیدنی ولی حاکم بر کل صحنه می‌نشست. فرم دایره، مخاطب را به مرکز، و در واقع به نهاد سلطنت بازمی‌گرداند.</li>
 	<li><strong>امکان دید همزمان و مشارکت جمعی</strong>: تعزیه‌خوانی به عنوان یک آیین نمایشی–آیینی، نیازمند مرکزیتی نمایشی بود که برای تماشای همه حاضران مناسب باشد.</li>
</ol>
ابن بلخی درباره <a href="https://matnavis.com/blogs/%D8%B4%D9%87%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%8C-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%DB%8C%DA%A9%D9%85:-%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%AE%D9%88%D8%B1%D9%87_sasanid-cities-ardeshirkhore">اردشیرخوره</a> گفته بود: «دایره چنان‌که پرگار باشد»؛ درباره تکیه دولت نیز می‌توان گفت: «دایره‌ای که شاه مرکز آن است».

[caption id="attachment_648" align="alignnone" width="467"]<img class="wp-image-648" src="https://wp.matnavis.com/wp-content/uploads/2025/07/ChatGPT-Image-Jul-3-2025-08_13_36-PM-copy.png" alt="پلان تکیه دولت" width="467" height="467" /> پلان تکیه دولت، ترسیم شده بر مبنای پیگردی سال 1374 سازمان میراث فرهنگی- باز ترسیم متن آویس[/caption]
<h4><strong>ساختار فنی: تلفیق معماری سنتی با اراده سلطنتی</strong></h4>
مطابق با یافته‌های پژوهشی و تصاویر دوره قاجار، ساختار تکیه دولت در سه سطح مورد بررسی قرار می‌گیرد:

<strong>۱</strong><strong>. </strong><strong>پی‌سازی و شالوده</strong><strong>:</strong>
<ul>
 	<li>پی از <strong>آجر و ملات گل و آهک</strong> ساخته شده، با تکنیک‌های سنتی معماری ایرانی.</li>
 	<li>دیوارهای قطور و طاق‌نماهای بنایی، ساختار باربر اصلی را تشکیل می‌دادند.</li>
</ul>
<strong>۲</strong><strong>. </strong><strong>بدنه و طبقات</strong><strong>:</strong>
<ul>
 	<li>سه طبقه روی زمین + سردابه (چهار سطح عملکردی)</li>
 	<li>حجره‌هایی برای خواص، رجال، زنان، و عوام مردم</li>
 	<li>تفکیک دیداری و فیزیکی میان طبقات بر اساس سلسله‌مراتب اجتماعی<strong>. </strong><strong>سقف و سازه افقی</strong><strong>:</strong>
<ul>
 	<li>سقف <strong>چوبی با هشت هلال</strong>، متکی به تیرهای قوسی و بست‌های فلزی</li>
 	<li>در برخی منابع، اشاره به پوشش <strong>پارچه‌ای کرباسی</strong> عظیم که در زمستان و تابستان بسته می‌شد.</li>
</ul>
این سقف ترکیبی بود از فن بومی (چوب و بست فلزی) و ایده وارداتی (فرم گنبد آمفی‌تئاتری)

[caption id="attachment_649" align="alignnone" width="624"]<img class="wp-image-649 size-full" src="https://wp.matnavis.com/wp-content/uploads/2025/07/45852.png" alt="" width="624" height="446" /> آنتوان سوروگین (Antoin Sevruguin) <a href="https://asia.si.edu/explore-art-culture/interactives/iran-in-photographs/the-collections/stephen-arpee-collection-loose/">ماخذ</a>[/caption]</li>
</ul>
<h4><strong>مکان–نما یا قدرت‌نما؟ عملکرد سیاسی فضا</strong></h4>
همچون اردشیرخوره که بنیان قدرت اردشیر اول را نمایندگی می‌کرد، تکیه دولت نیز فضا را به خدمت <strong>بازنمایی قدرت مشروع</strong> درآورد:
<ul>
 	<li>شاه در بالاترین جایگاه و در پشت پرده زنبوری، شاهد تعزیه بود ولی دیده نمی‌شد.</li>
 	<li>تعزیه‌های نمایشی با موضوعات کربلا، به صورت دقیق، طراحی‌شده و برنامه‌ریزی‌شده برای مخاطبان متنوع داخلی و خارجی اجرا می‌شد.</li>
 	<li>حتی سفارت‌های خارجی نیز با شرایط خاص اجازه حضور داشتند.</li>
</ul>
تکیه دولت نه‌تنها فضای عزاداری، بلکه نوعی <strong>سیاست‌نمایی مذهبی</strong> بود.

<img class="alignnone wp-image-650" src="https://wp.matnavis.com/wp-content/uploads/2025/07/b57f3440e3fb4ee9ae0d7e4c104e10.jpg" alt="" width="689" height="471" />

&nbsp;
<h4><strong>فضایی میان آیین، سیاست و نمایش</strong></h4>
همان‌گونه که اردشیرخوره را باید یک «فضای تأسیسی در آغاز سلطنت» دانست، تکیه دولت نیز نمایانگر <strong>بازتولید مشروعیت در بطن سلطنت ناصری</strong> است.
<ul>
 	<li>در فرم، الهام از غرب؛ در ساخت، وفاداری به سنت</li>
 	<li>در کارکرد، صحنه عزاداری؛ در لایه پنهان، صحنه نمایش قدرت</li>
 	<li>در کالبد، فضایی مشارکتی؛ در چیدمان، سلسله‌مراتبی

[caption id="attachment_651" align="alignnone" width="482"]<img class="wp-image-651" src="https://wp.matnavis.com/wp-content/uploads/2025/07/Picture2.png" alt="" width="482" height="636" /> ارنست هولتسر (Ernst Hoeltzer)- مراسم تشییع پیکر ناصر الدین شاه. <a href="https://www.universiteitleiden.nl/">ماخذ</a>[/caption]</li>
</ul>]]></content:encoded>
            <enclosure url="https://wp.matnavis.com/wp-content/uploads/2025/07/Tekiyeh_Dowlat_by_Kamalolmolk.jpg" length="0" type="image/jpg"/>
        </item>
        <item>
            <title><![CDATA[معبد دلفی-تحلیل و بررسی]]></title>
            <link>https://matnavis.com/blogs/معبد-دلفی-تحلیل-و-بررسی_delfi</link>
            <guid isPermaLink="false">https://matnavis.com/blogs/معبد-دلفی-تحلیل-و-بررسی_delfi</guid>
            <pubDate>Mon, 19 May 2025 17:28:08 GMT</pubDate>
            <description><![CDATA[تحلیل و بررسی «<strong>معبد دلفی</strong>» توسط فائزه احمدی برای درس تاریخ معماری منظر، به راهنمایی مدرس خانم نیلوفر رضوی، تهیه شده است. گزارش حاضر به تحلیل معبد دلفی در یونان باستان می‌پردازد؛ بررسی موقعیت جغرافیایی، ساختار فضایی، ارتباط با اسطوره آپولو، نقش تئاتر و استادیوم، و تأثیر فرهنگ بدنی و هنری در معماری منظر از جمله محورهای اصلی این پژوهش هستند.</p>
<p >]]></description>
            <content:encoded><![CDATA[</p>

<h4 >مقدمه</h4>
[caption id="attachment_399" align="aligncenter" width="397"]<img class="wp-image-399" src="https://wp.matnavis.com/wp-content/uploads/2025/05/1-1.png" alt="" width="397" height="475" /> مجسمه آپولو <a href="https://hero.fandom.com/wiki/Apollo_(mythology)">Apollo Phoebus (Equivalent Roman)</a>[/caption]
<h4 >انتخاب مکان معبد دلفی بر پایه آیین‌ها و موقعیت اجرام آسمانی</h4>
[caption id="attachment_401" align="aligncenter" width="423"]<img class="wp-image-401" src="https://wp.matnavis.com/wp-content/uploads/2025/05/3.jpg" alt="" width="423" height="272" /> https://link.springer.com/article/10.1007/s00004-015-0276-2[/caption]
<h4 ><strong>بررسی مجموعه معبد دلفی</strong></h4>
<h5 >مکان قرارگیری شهر دلفی در یونان</h5>
[caption id="attachment_403" align="alignnone" width="492"]<img class="wp-image-403" src="https://wp.matnavis.com/wp-content/uploads/2025/05/5-1.png" alt="موقعیت معبد دلفی" width="492" height="277" /> منظرهٔ رو به روی معبد دلفی و مجموعهٔ تاریخی آن، چشم‌اندازی بی‌نظیر و دراماتیک به سوی کوه‌های پارناسوس است[/caption]

<img class="alignnone wp-image-410 " src="https://wp.matnavis.com/wp-content/uploads/2025/05/4-2.png" alt="" width="505" height="244" />

&nbsp;

[caption id="attachment_405" align="alignnone" width="508"]<img class="wp-image-405" src="https://wp.matnavis.com/wp-content/uploads/2025/05/6.1.png" alt="مجموعه دلفی" width="508" height="283" /> مجموعه دلفی به‌عنوان سایت مورد نظر پژوهش- <a href="https://www.google.com/maps/@38.4921579,22.4902457,322a,35y,146.25h,72.48t/data=!3m1!1e3?entry=ttu">گوگل ارث</a>[/caption]
<h4 ><strong>تحلیل پلان و مسیر معبد دلفی</strong></h4>
[caption id="attachment_409" align="alignnone" width="709"]<img class="wp-image-409 " src="https://wp.matnavis.com/wp-content/uploads/2025/05/7.png" alt="سایت پلان مجموعه دلفی" width="709" height="208" /> سایت پلان مجموعه دلفی- <a href="https://commons.wikimedia.org/wiki/File:Plan_Delphi_Sanctuary_of_Apollo.svg">ماخذ تصویر راست</a>-<a href="https://cosmic-pearl.com/euro01Delphi.htm">ماخذ تصویر چپ</a>[/caption]
<h4 >جهت‌گیری مجموعه</h4>
[caption id="attachment_411" align="aligncenter" width="495"]<img class="wp-image-411 " src="https://wp.matnavis.com/wp-content/uploads/2025/05/9.jpg" alt="" width="495" height="330" /> <a href="https://eternalgreece.com/ancient-delphi/">ماخذ تصویر</a>[/caption]
<p  data-start="66" data-end="457">این مسیر از ابتدا تا معبد، با فرهنگ مذهبی و آیین‌های مرتبط پیوند خورده بود و در طول آن ساختمان‌ها و بناهای مذهبی متعددی وجود داشت که مردم هدایا و نذورات خود را به آپولو تقدیم می‌کردند. پس از معبد، تئاتر و استادیوم قرار داشت که میزبان فعالیت‌های فرهنگی بود. بخش عمده‌ای از این فضاها به عبادت و بزرگداشت خدای رقص، موسیقی و شعر، یعنی آپولو اختصاص داشت و مسابقاتی نیز به همین منظور برگزار می‌شد.</p>
<p  data-start="459" data-end="697">امروزه در ادامه این مسیر پرشیب، موزه‌ای قرار دارد که گویای تاریخ و فرهنگ این مجموعه است. با بررسی دقیق‌تر این مجموعه، پرسش‌هایی مطرح می‌شود که برای پاسخ به آن‌ها نیازمند شناخت عمیق‌تر فرهنگ جامعه هستیم. برخی از این پرسش‌ها به شرح زیر است.</p>


[caption id="attachment_412" align="aligncenter" width="519"]<img class="wp-image-412 " src="https://wp.matnavis.com/wp-content/uploads/2025/05/10.jpg" alt="" width="519" height="345" /> <a href="https://www.livius.org/articles/place/delphi/delphi-photos/101-castalian-spring/">ماخذ تصویر</a>[/caption]
<p  data-start="459" data-end="697">محدوده اطراف معبد دلفی شامل دو مجموعه مقدس است: یکی معبد آپولو و دیگری معبد آتنا، به‌علاوه تئاتر و فضاهای ورزشی. همه این‌ها بر دامنه یک تپه ساخته شده‌اند، در مکانی که زمانی به عنوان مرکز زمین تصور می‌شد.</p>


[caption id="attachment_413" align="aligncenter" width="420"]<img class="wp-image-413 size-full" src="https://wp.matnavis.com/wp-content/uploads/2025/05/11.jpg" alt="" width="420" height="560" /> <a href="https://campus.lakeforest.edu/academics/greece/DelphiPlan.html">ماخذ تصویر</a>[/caption]

&nbsp;
<ul>
 	<li >تفاوت ژیمناسیوم و استادیوم چیست؟</li>
 	<li >دلیل وجود حمام‌ها و مکان‌های تطهیر در اطراف این بناها چیست و چرا مردم خود را در چشمه می‌شستند و آن را مقدس می‌پنداشتند؟</li>
 	<li >علت وجود تئاتر و استادیوم، که بناهایی غیرمذهبی محسوب می‌شوند، در مجموعه معبد دلفی چه بوده است؟</li>
</ul>
<h4 >پیش‌درآمدی بر فرهنگ حاکم بر آن زمان:</h4>
[caption id="attachment_431" align="aligncenter" width="457"]<img class="wp-image-431" src="https://wp.matnavis.com/wp-content/uploads/2025/05/12.jpg" alt="معبد دلفی" width="457" height="515" /> ب<a href="https://www.gottwein.de/Hell2000/delph01.php">ازنمایی</a> معبد دلفی[/caption]
<h4 >تفاوت ژیمناسیوم و استادیوم در چیست؟</h4>
<img class="wp-image-432 aligncenter" src="https://wp.matnavis.com/wp-content/uploads/2025/05/13.jpg" alt="" width="496" height="372" />
<h4 >دلیل وجود بناهایی غیرمذهبی مانند تئاتر در مجموعه معبد دلفی چه بود؟</h4>
[caption id="attachment_433" align="aligncenter" width="582"]<img class="wp-image-433" src="https://wp.matnavis.com/wp-content/uploads/2025/05/14-e1748074364181.png" alt="تیاتر دلفی" width="582" height="361" /> تئاتر باستانی دلفی بر روی <a href="https://joyofmuseums.com/museums/europe/greece-museums/delphi-museums/">تپهٔ معبد آپولون</a> ساخته شده است.[/caption]
<h4 >دلیل وجود حمام‌ها و مکان‌های تطهیر در اطراف معبد دلفی بناها چیست و چرا خود را در چشمه می‌شستند و آن را مقدس می‌پنداشتند؟</h4>
[caption id="attachment_434" align="aligncenter" width="552"]<img class="wp-image-434 " src="https://wp.matnavis.com/wp-content/uploads/2025/05/15.jpg" alt="حمام معبد دلفی" width="552" height="439" /> <a href="https://www.greeka.com/sterea/delphi/sightseeing/castalian spring/#:~:text=Delphi%20Castalian%20Spring,-%C2%A9Shutterstock&amp;text=In%20ancient%20times%2C%20it%20was,just%20500%20meters%20from%20it">حمام دلفی</a>[/caption]

&nbsp;
<h4 >نکات دیگر:</h4>
<ul>
 	<li >معبد دلفی به دلیل واقع‌شدن در کوه، دید وسیعی به اطراف دارد و منظره‌ای زیبا را در اختیار تماشاگران قرار می‌دهد.طراحی معبد آپولو به گونه‌ای است که هماهنگی و یکپارچگی فوق‌العاده‌ای با توپوگرافی و طبیعت پیرامون دلفی دارد.</li>
 	<li></li>
</ul>
<p  style="text-align: right;">https://www.greekmythology.com/Olympians/Apollo/apollo.html</p>
<p  style="text-align: right;">https://link.springer.com/article/10.1007/s00004-015-0276-2</p>
<p  style="text-align: right;"><a href="https://www.livius.org/articles/place/delphi/delphi-photos/101-castalian-spring/">https://www.livius.org/articles/place/delphi/delphi-photos/101-castalian-spring/</a></p>
<p  style="text-align: right;"><a href="https://joyofmuseums.com/museums/europe/greece-museums/delphi-museums/">https://joyofmuseums.com/museums/europe/greece-museums/delphi-museums/</a></p>
<p  style="text-align: right;"><a href="https://www.greeka.com/sterea/delphi/sightseeing/castalian">https://www.greeka.com/sterea/delphi/sightseeing/castalian</a></p>
https://karenswhimsy.com/delphi-greece/
<p  style="text-align: right;">https://commons.wikimedia.org/wiki/File:Plan_Delphi_Sanctuary_of_Apollo.svg</p>
<p  style="text-align: right;">https://www.anasynthesis.co.uk/index.php/delphi/temple-of-apollo</p>
<p  style="text-align: right;">https://wanderingjana.com/2018/01/26/temple-of-apollo-at-didyma/</p>
&nbsp;
<p data-start="459" data-end="697"></p>]]></content:encoded>
            <enclosure url="https://wp.matnavis.com/wp-content/uploads/2025/05/ae02ff80-cc2c-443c-89e3-c7310ad11635.jpg" length="0" type="image/jpg"/>
        </item>
        <item>
            <title><![CDATA[دارابگرد، از داراب تا اردشیر-شهرهای ساسانی روایت پنجم]]></title>
            <link>https://matnavis.com/blogs/دارابگرد،-از-داراب-تا-اردشیر-شهرهای-ساسانی-روایت-پنجم_darabgard</link>
            <guid isPermaLink="false">https://matnavis.com/blogs/دارابگرد،-از-داراب-تا-اردشیر-شهرهای-ساسانی-روایت-پنجم_darabgard</guid>
            <pubDate>Mon, 19 May 2025 16:02:33 GMT</pubDate>
            <description><![CDATA[دارابگرد، از کهن‌ترین شهرهای باستانی فارس، نخستین مقر فرمانروایی شاهنشاهی ساسانی محسوب می‌شود. با ساختاری دایره‌ای‌شکل، سامانه‌ای پیشرفته برای آبرسانی، و آثار شاخصی چون تپه شاه‌نشین و نقش‌برجسته شاپور اول، این شهر نمونه‌ای منحصربه‌فرد از مهندسی شهری و معماری ساسانی به شمار می‌رود.</p>
<p  data-start="116" data-end="588">]]></description>
            <content:encoded><![CDATA[</p>

<h4  data-start="116" data-end="588">دارابگرد؛ نخستین مقر فرمانروایی شاهنشاهی ساسانی؟</h4>
<p  data-start="116" data-end="588">بنیان دارابگرد در اساطیر ایران باستان، به داراب منتسب است. به‌لحاظ تاریخی اما، آخرین حکمران آن را قبل از اردشیر بابکان، شخصی به نام «تیری» یا «بیری» می‌دانند که اردشیر از هفت‌سالگی نزد او پرورش یافته و آموزش دیده بود. پس از مرگ او، پاپک، نیای اردشیر، که به احتمال زیاد در این زمان حاکم استخر بوده، منصب ارگبدی شهر را برای اردشیر می‌گیرد. از همین شهر بود که اردشیر بر علیه سلسله اشکانی شورید و لذا شاید بتوان دارابگرد را به نوعی نخستین مقر فرمانروایی شاهنشاهی ساسانی دانست.</p>

<h3  data-start="116" data-end="588">گاه‌نگاری سفال‌ها و شکوفایی ساسانی دارابگرد</h3>
<p  data-start="590" data-end="901">در طبقه‌بندی و گاه‌نگاری قطعات سفال به‌دست‌آمده، معلوم شده است که دارابگرد به هفت دوره پیش از تاریخ، اشکانی، ساسانی، دوره گذار از ساسانی به اسلامی، آل‌بویه، سلجوقی و ایلخانی تعلق دارد؛ اما بیشترین کمیت سفال‌ها متعلق به <a href="https://matnavis.com/blogs?categories=sasani-cities">دوره ساسانی</a> است و شهر در این دوره در اوج شکوفایی خود به‌سر می‌برد.<br data-start="870" data-end="873" />(کریمیان و منتظرظهوری، ۱۳۹۳)</p>


[caption id="attachment_381" align="aligncenter" width="392"]<img class="wp-image-381" src="https://wp.matnavis.com/wp-content/uploads/2025/05/1.jpg" alt="دارابگرد" width="392" height="313" /> طرح میرزای شیرازی از شهر دارابگرد پیش از سال 1298 ش. مأخذ: (Morgan,2003)[/caption]
<h4  data-start="110" data-end="403">تپه شاه‌نشین و نقش‌برجسته شاپور در ساختار پیرامونی دارابگرد</h4>
<p  data-start="110" data-end="403">دارابگرد در شرق استان فارس، در میانه دشت وسیع و حاصل‌خیز هَشیوار واقع شده است. نکتهٔ حائز اهمیت دربارهٔ این شهر، تکرار الگوی هم‌نشینی شهر، کاخ یا قلعه، و نقش‌برجسته‌ها در خارج از محدودهٔ شهری در سطح دشت، به‌صورت یک مجموعه است. این الگو را می‌توان در شهرهای اردشیرخوره و بیشاپور نیز مشاهده کرد.</p>
<p  data-start="405" data-end="686">در دشت هشیوار، در شمال‌غربی <a href="https://matnavis.com/blogs/%D8%B4%D9%87%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%8C-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%DB%8C%DA%A9%D9%85:-%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%AE%D9%88%D8%B1%D9%87_sasanid-cities-ardeshirkhore">شهر اردشیرخوره</a> و در حاشیهٔ یک راه باستانی، بقایای تپه‌ای تاریخی با آثار قلعه‌ای متعلق به دورهٔ ساسانی بر فراز آن، معروف به «تپهٔ شاه‌نشین» شناسایی شده است. همچنین، در شمال‌شرقی دارابگرد، <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%86%D9%82%D8%B4%E2%80%8C%D8%A8%D8%B1%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%B4%D8%A7%D9%BE%D9%88%D8%B1_%DB%8C%DA%A9%D9%85">نقش‌برجستهٔ شاپور اول</a> در حاشیهٔ یک چشمه جای گرفته است.<br data-start="669" data-end="672" />(Morgan, 2003)</p>


[caption id="" align="aligncenter" width="565"]<img class="wp-image-382" src="https://wp.matnavis.com/wp-content/uploads/2025/05/2.jpg" alt="نقشه دارابگرد" width="565" height="338" /> الگوی هم‌نشینی اجزای منظر در دشت: 1.شهر دارابگرد 2. نقش‌برجسته شاپور اول 3. تپه شاه‌نشین نقشه پایه از گوگل ارث افزوده گرافیکی متن آویس[/caption]

&nbsp;
<h4  data-start="103" data-end="408">فرم دایره‌ای و معماری  دارابگرد</h4>
<p  data-start="103" data-end="408">دارابگرد نیز همانند <a href="https://matnavis.com/blogs/%D8%B4%D9%87%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%8C-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%DB%8C%DA%A9%D9%85:-%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%AE%D9%88%D8%B1%D9%87_sasanid-cities-ardeshirkhore">اردشیرخوره</a> دارای فرمی دایره‌ای است و به نظر می‌رسد که در مرکز شهر، مجموعه‌ای حکومتی–اداری مستقر بوده است. شباهت جالب توجه دیگر میان این دو شهر، امتداد محور شرقی آن‌هاست که به دروازهٔ شرقی ختم می‌شود و در هر دو مورد، با مسیر طلوع خورشید در روز انقلاب زمستانی هم‌راستا است (کاظمی، ۱۳۹۵).</p>

<h5  data-start="410" data-end="843">روایت حمزه اصفهانی و اختلاف‌نظر درباره فرم شهر دارابگرد</h5>
<p  data-start="410" data-end="843">با این حال، در مورد فرم شهر دارابگرد در دورهٔ ساسانی اختلاف‌نظرهایی وجود دارد. <a href="https://noorlib.ir/author/6510/%D8%AD%D9%85%D8%B2%D9%87-%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AD%D9%85%D8%B2%D9%87-%D8%A8%D9%86-%D8%AD%D8%B3%D9%86">حمزه بن حسن اصفهانی</a> می‌نویسد: «گشتاسب، شهری سه‌گوش در ولایت دیرابجرد از استان فارس به نام <em data-start="570" data-end="585">رام‌ویشتاسپان</em> ساخت، که همان شهر فساست. سپس یکی از ساکنان آن به نام آزادمرد کامگار، که از کارگزاران حجاج بن یوسف در فارس بود، استحکامات را ویران کرد و آن را با دیواری دایره‌ای‌شکل احاطه نمود.» برخی پژوهشگران بر این باورند که شهر مورد اشاره در این روایت، همان دارابگرد است.</p>
<p  data-start="845" data-end="1092">فرم کنونی دایره‌ای‌شکل دارابگرد نیز به دقت فرم <a href="https://matnavis.com/blogs/%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%AE%D9%88%D8%B1%D9%87-(%D8%B4%D9%87%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C)_sassanid-cities-the-internal-structure-of-ardeshirkhore">اردشیرخوره</a> نیست، چرا که در بخش شمالی آن، شکل دایره از حالت کامل خارج شده است. این تفاوت، احتمالاً به دلیل استفاده از برج مرکزی در اردشیرخوره به‌عنوان نقطهٔ مبدأ مساحی و تعیین دقیق شعاع دایره بوده است.</p>
<p data-start="845" data-end="1092"><img class="wp-image-383 aligncenter" src="https://wp.matnavis.com/wp-content/uploads/2025/05/3-1.png" alt="" width="476" height="204" /></p>

<h4  data-start="845" data-end="1092">سیستم آبرسانی در شهر باستانی دارابگرد</h4>
<p  data-start="115" data-end="574">ر اساس منابع، به نظر می‌رسد که شهر دارابگرد دارای سیستم آبرسانی قابل توجهی در دوران باستان بوده است.</p>

<h5  data-start="115" data-end="574">ورود آب به شهر از طریق آبراهه‌ها</h5>
<p  data-start="115" data-end="574">دو قنات (یا آبراهه) اصلی که توسط اکثر مفسران ذکر شده‌اند، آب را به داخل شهر هدایت می‌کردند. پایه‌های باقی‌ماندهٔ این آبراهه‌ها از سنگ لاشه و ملات ساخته شده‌اند و شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد قوس‌های آن‌ها به شکل گرد بوده‌اند. این آبراهه‌ها در محل عبور از خندق (گودال دفاعی اطراف شهر) منحرف می‌شوند و آب را به حوضچه‌ای باز می‌ریزند که سپس وارد شهر می‌شود.</p>

<h4  data-start="576" data-end="864">جریان آب درون شهر دارابگرد</h4>
<p  data-start="576" data-end="864">در داخل دیوارهای شهر دارابگرد، آب از طریق کانال‌هایی از سنگ لاشه که در برخی نقاط با آجر و ملات پوشانده شده‌اند، هدایت می‌شده است. این کانال‌ها هنوز به‌وضوح قابل مشاهده‌اند و نشانه‌هایی از تعمیر و بازسازی در آن‌ها دیده می‌شود؛ از جمله کانال شمالی که در خارج از دروازه با آجرهای پخته پوشیده شده است.</p>
<p  data-start="866" data-end="1089">منابع آبی احتمالی داراگرد در دوران باستان شامل چشمهٔ شاپور، واقع در نزدیکی نقش‌برجستهٔ شاپور، و چشمهٔ کاتویه بوده‌اند. همچنین، موقعیت برخی از دروازه‌های شهر ممکن است با هدف تسهیل ورود آب به داخل شهر طراحی شده باشد.<br data-start="1072" data-end="1075" />(Morgan, 2003)</p>


[caption id="attachment_384" align="alignnone" width="444"]<img class="wp-image-384" src="https://wp.matnavis.com/wp-content/uploads/2025/05/4.jpg" alt="مابع آبی دارابگرد" width="444" height="271" /> دو آبراه باستانی از چشمه‌ها به سمت شهر-مأخذ: (Morgan,2003)[/caption]

&nbsp;
<p  style="text-align: left;">-Huff, D. (2010). Formation and Ideology of the Sasanian State in the Context of Archaeological Evidence. In <em>The Sasanian Era</em> (pp. 31–59). I.B. Tauris.</p>
<p  style="text-align: left;">-Morgan, P. H. (2003). Some Remarks on a Preliminary Survey in Eastern Fars. <em>Iran</em>, <em>41</em>, 323–338.</p>]]></content:encoded>
            <enclosure url="https://wp.matnavis.com/wp-content/uploads/2025/05/DarabGerd.jpeg" length="0" type="image/jpeg"/>
        </item>
        <item>
            <title><![CDATA[نکاتی درباره طراحی معماری و نحوه آموزش آن]]></title>
            <link>https://matnavis.com/blogs/نکاتی-درباره-طراحی-معماری-و-نحوه-آموزش-آن_Key-Insights-into-Architectural-Design-and-Its-Teaching-Methods</link>
            <guid isPermaLink="false">https://matnavis.com/blogs/نکاتی-درباره-طراحی-معماری-و-نحوه-آموزش-آن_Key-Insights-into-Architectural-Design-and-Its-Teaching-Methods</guid>
            <pubDate>Sat, 26 Apr 2025 13:51:38 GMT</pubDate>
            <description><![CDATA[این یادداشت حاصل تجربه‌ی چندین ساله‌ی کامبیز نوایی در آموزش و طراحی معماری‌ست؛ متنی تأمل‌برانگیز و کاربردی که در قالب ۳۰ نکته، ابعاد مختلف فرآیند طراحی معماری و چالش‌های آموزش آن را واکاوی می‌کند. از مفاهیم پایه‌ای مانند خیال، نقد و ترکیب‌بندی گرفته تا مهارت‌های ارائه، مشارکت حرفه‌ای، و آموزش انعطاف‌پذیر — هر نکته، گامی‌ست برای فهم عمیق‌تر این هنر-علم پیچیده.]]></description>
            <content:encoded><![CDATA[</p>
<p >مدت زمانی پس از پایان فعالیتم در نقش مدرّس رشته معماری، در تابستانی خوش آب و هوا، در مأمنی در آن سوی آب‍ها، از سرِ کم‌کاری و فراغت تصمیم گرفتم تا نکاتی از طراحی معماری و آموزش آن را که در ذهنم باقی مانده بود به روی کاغذ بیاورم. بعدها نسخه‌ای از سیاه‌مشقم را به دوست فرزانه‌ام، خانم افرا بانک، سپردم؛ مطالعه‌اش کرد و آنها را خالی از فایده ندانست. به همت شایسته قدردانیِ ایشان بود که بعد از چند سال به سراغ متن بایگانی شده بازگشتیم و تلاش کردیم تا متنِ خوش احوال‌تری را فراهم آوریم. در عین حال، باید بپذیرم که مقاله حاضر، حاوی سی نکته، هنوز هم با متنِ نظام‌یافته و جامع فاصله دارد؛ اما سفره‌ای است که اینک گسترده شده و دیگران، مخصوصاً مدرّسان مجربِ طراحی معماری، می‌توانند به آن بپردازند و حتی در محتوایش دخل و تصرف کنند: نکته‌ای را بیفزایند یا به تفصیل ببرند، نکته‌ای را جابه‌جا کنند یا به حذفش نظر دهند؛ تا سفره‌ای اشتهاآورتر فراهم‌آید و در ساز و کارِ طراحی معماری و تعلیم آن مفید واقع شوند. زمستان 1401</p>

<h4 >1- طراحی معماری و آموزش آن نیت‌های مختلفی را در خود دارد که مهم‌ترین آنها عبارتند از:</h4>
<p ><strong>الف ـ</strong> پی بردن به حقانیت برنامه‌ریزی معماری پیش از طراحی، و اهمیت حفظ افراد ذینفع در فرآیند طراحی تا پایان مرحله طراحی؛ درک کردن این مطلب که برنامه معماری مانع خلاقیت نیست و حتی کمک به طراح است؛ درک کردنِ آن است که ضوابط و قیود برنامه‌ای را چگونه می‌توان در طول طرح قرارداد و نه در عرض آن؛ و درک کردن این‌که چگونه می‌توان برنامه را برای استفاده در طراحی آماده کرد ـ برنامه‌ای که مُفصل و پر از جزئیات است؛ درک کردن اینکه اگرچه مفاهیم برنامه‌ای نمی‌توانند به خلق نطفه‌های طرح کمک کنند، ولی می‌توانند زمینه‌ی بوجود آمدن آن را فراهم کنند؛ و بالاخره این‌که چگونه می‌توان در برنامه تصرف کرد برای آن‌که طرح به کیفیت بهتری برسد.
<strong>ب ـ</strong> آموزش دادن روش طراحی: یعنی اینکه در هنگام طراحی، که از موضوعی مجهول به فرم و صورتی قابل اشاره و ملموس می‌رسیم، چه وقایعی رخ می‌دهد؟ و چه می‌توان کرد که این مسیر به نرمی و راحتی و بدون آشفتگی و سردرگمی اتفاق بیفتد؟
<strong>ج ـ</strong> تقرب به نوعی خاص از مکتب/ بیان معماری که گه گاه اتفاق میفتد، به این تربیب فعالیت آموزشی بیش از آنکه فرایند محور باشد طرح محور است.
<strong>د ـ</strong> آشنایی کلی دانشجو با «سرشت طرح‌ها»: یعنی مدرس به مخاطب بیاموزد که اساساً محصول فعالیت معمارانه از چه مشخصه‌هایی برخوردار است.
مشخصه‌هایی چون:</p>

<ul>
 	<li > طرح و هر جزء آن در بستری متولد می‌شوند و با آن در حال داد و ستدند.</li>
 	<li >طرح در زمان متولد می‌شود و در زمان می‌زیید و تحول می‌پذیرد.</li>
 	<li >طرح از شکل و مصالح پدید می‌آید و بواسطه نور ادراک می‌شود.</li>
 	<li > طرح دارای جرم و اندازه است.</li>
 	<li > طرح بافته از فضا است.</li>
 	<li > طرح دارای اندام گوناگون است: اندام‌های ساختمانی کاربردی و غیر کاربردی، اندام سازه‌ای و غیر سازه‌ای، اندام تأسیسات مکانیکی و الکتریکی</li>
 	<li > طرح دارای عناصر کالبدی است: سقف، کف، دیوار، پله و مانند آن</li>
 	<li > طرح محمل معانی کاربردی، معانی زیباشناختی و معانی حِکمی است.</li>
</ul>
<p ><strong>ه ـ</strong> هدف دیگر طراحی ممکن است آموزش دادن روش نقد آثار معماری باشد، چرا که وقتی فرد به «نقد» مسلط می‌شود می‌تواند طرح خود را بهتر بفهمد و درصورتِ ضرورت در آن تصرف کند. یعنی به این ترتیب، نقدِ طرح، در حالیکه وسیله‌ای است برای طراحی کردن درست و ساده و صحیح است، خود نیز هدفی «میان‌راهی» در آموزش معماری است.
و ـ آشنا شدن با شیوه‌های ارائه‌ی طرح‌ها؛ هر پروژه‌ی آموزشیِ معماری وسیله ای برای آشنا کردن دانشجو با شیوه‌های متنوع ارائه است. به این‌تربیب مدرس باید هرنوع روش/ مدرک ارائه‌ی طرح را به دانشجو آموزش دهد. یا هر مدرکِ ارائه را بفهماند و مخصوصاً از سوءتفاهم‌ها در مورد استفاده از شیوه‌ها یا مدارک جلوگیری کند.
توجه کنیم که دانشِ ارائه‌ی دانشجو (توانایی در ترسیم‌های دستی با مداد و ماژیک و غیره و ترسیم‌های رایانه‌ای و ساخت مدل‌های سه‌بُعدی) باید به همراه افزایش دانش طراحی وی رشد ‌کند.</p>

<h4 >2- علاوه بر آنچه آمد، آموزش طراحی صحیح هدف‌های دیگری هم دربر دارد:</h4>
<p ><strong>الف ـ</strong> افزایش قدرت تفکر، تعقل، صبر و حوصله، مدیریت و رهبری، حمل یک سؤال برای مدتی طولانی، معاشرت با جمع و تصمیم‌گیری، معامله‌گر بودن، منصف بودن، خیرخواه دیگران بودن، اهل اغماض بودن و مانند آن.
<strong>ب ـ</strong> افزایش قدرت تجسم
<strong>ج ـ</strong> افزایش قدرت خیالپردازی
<strong>د ـ</strong> افزایش قدرت بیان؛ هم بیان تصویری و هم بیان کلامی</p>

<h3 >3- طراحی کردن به معامله و دادوستد شبیه است.</h3>
<p >در داد و ستد چیزی گرفته و چیزی داده می‌شود. طراحی نیز چنین فرآیندی دارد و معمار باید این خصلت طراحی معماری را درک کند. برای مثال؛ هنگامی که پنجره‌ای برای اتاقی قرار داده می‌شود، نور و منظره ای برای اتاق فراهم می‌گردد، ولی درمقابل، ممکن است اشراف از بیرون و ورود سرما و گرما به درون را همراه داشته باشد؛ به‌علاوه تکیه‌گاهی برای گنجه‌ی لباسی از دست برود. طراح باید آگاه باشد آن‌چه که در این معامله به دست می‌آورد، نباید کمتر و نازل‌تر از آن‌چه از دست می‌دهد باشد.</p>

<h4 >4- طراحی، فرآیندی فردی و در عین حال مشارکتی است:</h4>
<p ><strong>الف ـ</strong> طراحی فرآیندی فردی است به لحاظ این‌که به صورت جمعی نمی‌توان بنایی را «طراحی» کرد. یعنی حتی هنگامی که دو طراح با خصلت‌ها و سلایق مشترک در کنار هم قرار می‌گیرند و طراحی پروژه‌ی واحدی را آغاز می‌کنند به زودی متوجه می‌شوند که کار (طراحی مشترک) غیرعملی است. بهتر آن است که یکی آن دو، مسئولیت طراحی را بپذیرد، حرف اول و آخر را بزند و نفر دیگر، در بهترین شرایط در نقشِ ویراستار طرح، یا تکمیل کننده طرح و مانند اینها ایفای وظیفه کند.
<strong>ب ـ</strong> اما طراحی کار مشارکتی است، چراکه:
• پروژه معماری دارای بخش‌های مختلف سازه، تنظیم شرایط محیطی، آکوستیک و غیره است. معمولاً یک معمارِ طراح از حضور تخصصی در تمامی این بخش‌ها ناتوان است. به‌علاوه، اگر به بخش طراحی معماری بنا هم توجه کنیم، آن هم معمولاً محتاج جمعی از افراد است که طرحی با طول و تفصیل زیاد را در مدت زمانی قابل توجه از اجمال به تفصیل ببرند. در مسیر طراحی به برنامه‌ریز‌کالبدی، طراحان همکار، تکنیسین‌های خوب طراحی با کامپیوتر، ماکت‌ساز و مانند آن نیاز است.
• از سوی دیگر هر پروژه دارای کارفرما، بهره‌بردار و سرمایه‌گذار است؛ و همینطور باید توسط یک گروه زبده احداث شود. این‌ها با هم‌دیگر، و جدا از هم‌دیگر، با طراح پروژه و با طرح ارتباط برقرار می‌کنند؛ گاهی مشکل می‌آفرینند و گاهی هم مشکلات را از پیش پا برمی‌دارند؛ گاهی زمینه‌های فوق‌العاده برای خلاقیت طراح فراهم می‌کنند؛ گاهی وجودشان لازم است: مثلاً لازم است بعضی مصالح در کف و دیوار و مانند آن و پاره‌هایی از طرح به سلیقه‌ی آنها معین شود.
• به میزانی که طراح اجازه می‌دهد کسانی که در دو بند فوق برشمردیم در طراحی همراهی کنند و نظراتشان مورد احترام قرار بگیرد، مشکلات بعدی در مرجله طراحی، اجرا، و بالاخره بهره‌برداری کمتر می‌شود و احتمال تصرف‌های غیر عاقلانه کاهش می‌یابد. و به علاوه اگر قرار شد که پس از بهره‌برداری از بنا اقدامات جدیدی در بنا صورت بگیرد، باز هم کارفرمایان تمایل خواهند داشت که فرماندهی کار را به مهندس معمار پروژه بسپارند.</p>

<h4 >5. مراحل طراحی معماری از این قرار است:</h4>
<p ><strong>الف ـ</strong> برنامه‌ریزی کالبدی معماری
<strong>ب ـ</strong> اسکیس‌های بسیار مجمل اولیه، ایدئوگرام‌های کلی و مانند آن
<strong>ج ـ</strong> طراحی اولیه (preliminary design یا schematic design)، که کم و بیش به همه چیز می‌پردازد و اندام کلی معماری را نمایش می دهد.
<strong>د ـ</strong> طراحی تفصیلی معماری (design development)، که مشخصه‌های «اندام معماری»، «اندام سازه‌ای» و «اندام تأسیساتی» را به تفصیل معلوم می‌کند و با محاسبات فنی همراه می‌شود.
<strong>ﻫ ـ</strong> طراحی اجرایی معماری (detailed design)، که واجد نقشه‌های اجرایی، چه جزئی و چه کلی، درمورد همه‌ی بخش‌های طرح است، و با مدارک فنی و برآورد مقادیر و هزینه‌ها کامل می‌شود.
<strong>و ـ</strong> طراحی اجرایی معماری داخلی فضاها (Interior detailed design) و طراحی بخش‌های اجرایی مهمی از فضای باز (Landscape detailed design)، که معمولاً پس از آن‌که پروژه وارد مراحل احداث شود یا هرزمان دیگری که درباره‌ی برخی چارچوب‌های کلی طرح شک و شبهه‌ای وجود ندارد اتفاق می‌افتد.
<strong>ز ـ</strong> طراحی کارگاهی (shop drawing) که برای قابل فهم کردن نقشه‌های اجرایی، یا برای تعیین سلسله‌مراتب انجام کارها در عملیات ساختمانی اتفاق می‌افتد.
<strong>ح ـ</strong> در آموزش معماری، آشنا کردن دانشجویان با انواع این مراحل و مدارک مربوط به آنها ضروری است. همچنین، آشنایی با گزارش‌هایی که در هر مرحله تهیه می‌شود نیز مهم است، که نیت‌ها و مقاصد کمّی و کیفی طراحان پروژه را مطرح می‌کند.
<strong>ط ـ</strong> یکی از نکاتی که در طراحی پروژه‌ها در کشورهای پیشرفته وجود دارد وجود «برآوردکننده‌ی مجرب» در کنار پروژه است، که در تمامی مراحل طراحی، میزان هزینه‌ها و بودجه‌ی لازم را پیش‌بینی می‌کند. در چنین وضعیتی ممکن است بعضی تصمیماتِ طراحان، به لحاظ آن‌که دارای مخارج بیش از حد است، به کنار نهاده شود. هم‌چنان که پیشتر بیان شد در پایان طراحی پروژه و تهیه‌ی نقشه‌های اجرایی، گزارش تفصیلی از مقادیر و هزینه‌های پروژه تهیه می‌شود، که آشنایی کلی با نحوه‌ی تهیه و نحوه‌ی استفاده از آن باید در مدارس معماری آموزش داده شود.
<strong>ی ـ</strong> توجه کنیم که بعضی از مراحل طراحی پروژه ممکن است به مقیاس یک یکم (اندازه‌ی واقعی) در هنگام احداث بنا اتفاق بیفتد. برای مثال هنگامی که درباره‌ی نوع مصالح نما یا نحوه‌ی نصب آن پیشتر فکر نهایی نشده است، و قرار است در هنگام اجرا با آزمون و خطا در مورد آن تصمیم گیری شود.
<strong>ک ـ</strong> طراحی در مسیر اجرا (on-site design) روش دیگری از طراحی معماری است. یعنی در حالی که کلیات طرح از نظر طراح مشخص است او بسیاری از تصمیم‌ها را در محل پروژه و در حین احداث ساختمان اخذ می‌کند.
<strong>ل ـ</strong> توجه داشته باشیم، در مواقعی که طراح پروژه را تا آخرین مرحله‌ی طراحی به پیش نمی‌برد، بر اساس تصمیم آگاهانه خود یا با غفلت و سهل‌انگاری، مراحلی از طراحی را به عهده‌ی دیگران می‌گذارد. این دیگران، ممکن است افرادی از دستگاه نظارت، پیمانکار اصلی، پیمانکار فرعی یا حتی تکنیسین‌های مجری پروژه باشند. خطرِ چنین واگذاری‌ای به همان میزان افزایش می‌یابد که موضوع تصمیمی که طراح به دیگران واگذار می‌کند، از اهمیت بیشتری برخوردار باشد.</p>

<h4 >6-طراحی معماری فرآیندی «پاسخ‌محور» است:</h4>
<p >یعنی از ابتدا، «صورتی» توسط طراح معین می‌شود که تا حد امکان خصوصیات کلی طرح را در خود دارد؛ و این «صورت کلی»، مبنای حرکت‌های بعدی طراح است. درنتیجه، طراحی معماری، فرآیندی «استقرایی» نیست و در یک کلام، طرح معماری از کنار هم نشستن تصمیمات جزئیِ جدا از هم حاصل نمی‌شود. در نتیجه طراح از ابتدا، با در نظر گرفتن و وجدان کردنِ برنامه‌ی کالبدی پروژه، به «پاسخی» که در آخر کار به دست خواهد آمد حمله می‌برد.</p>

<h4 >7-«حل مسئله» یا سوءتفاهمی درباره‌ی ماهیت طراحی</h4>
<p >گاهی اوقات در متون مربوط به فرآیند طراحی معماری، از آن به عنوان فرآیند «حل مسئله» یاد می‌شود (Problem solving) که این اصطلاح در کنار فرآیند برنامه‌ریزی کالبدی (Problem seeking) قرار می‌گیرد.
«واژه‌ی مسئله: Problem»، مشکل و گرفتاری‌ای را به ذهن متبادر می‌کند، حال آن‌که موضوع طرح معماری، «مشکلی» نیست که بخواهد «جستجو» و سپس «حل» شود. «مسئله»، در اندیشه‌ی عموم مردم معمولاً یک جواب صحیح بیشتر ندارد، حال آنکه پاسخی که طراح به پروژه می‌دهد یکی از پاسخ‌های بیشماری است که بسیاری از انها هم می‌توانند قابل قبول ‌باشند. دو تعبیرِ «جستجوی مسئله» و «حل مسئله» حاصل تفکر مکتب مدرن است، که در آن «نگاه علمی به معماری» مبنای کار بوده است.</p>

<h4 >8-سوءتفاهمی دیگر در فهم طراحی معماری</h4>
<p >بخشی از گرفتاری‌های مربوط به شیوه طراحی و آموزش آن، به تفکر مدرن و مکتب فانکشنالیزم (Functionalist Architecture) مربوط می‌شود. در این خصوص به دو نکته زیر می‌توان اشاره کرد:
<strong>الف ـ</strong> هدف طراحی در مکتب فانکشنالیزم پدید آوردنِ «ساختمانی کارآ» است، و بر این باورند که اگر ساختمانی کارآ باشد، به‌طور طبیعی دل‌انگیز نیز خواهد بود. رابرت ونتوری می‌گوید: فانکشنالیست‌ها شعار معروف ویتروویوس را تغییر دادند، اما چگونه؟
فانکشنالیست‌ها جمله‌ی ویتروویوس را به این صورت دگرگون کردند که به‌جای آنکه «راحتی، زیبایی و استحکام» را مشخصه‌های اصلی اثر معماری بدانند، چنین اندیشیدند که «وجود راحتی و استحکام، خود به دل‌انگیزیِ معماری می‌انجامد» و این امر را اصل کار خود قرار دادند.</p>
&nbsp;
<p >سمت چپ سخن ویتروییس - سمت راست فانکشنالیست‌ها</p>
<p ><strong>ب ـ</strong> براساس اندیشه فانکشنالیست در طرح و طراحی معماری همه چیز عقلی، منطقی و متکی به علوم تجربی است. بنابراین بر اساس این اندیشه می‌توان از بخش عقلی پروژه، یعنی برنامه‌ریزی کالبدی معماری به طرح رسید. بنابراین در این چارچوب می‌‌توان دیاگرام‌ حبابی (bubble diagram) به‌وجود آورد و از آن به برش افقی طرح دست یافت. و بعد، بر آن دیوارها را بنا کرد، و سقف هم که معمولاً موجود مهمی نیست و تکرار کف است بر سرِ دیوارها می‌نشیند. در چنین وضعیتی، پلانِ کف (Plan) مهم‌ترین عنصر کالبدیِ طرح می‌شود و در اصطلاح، مولد طرح (generator) است.
اینک برای توضیح و توجیه «پلان» آنچه می‌ماند دلایل عقلیِ برنامه‌ای است و جایی برای ابراز احساسات و علایق شخصی باقی نمی‌ماند. در فانکشنالیزم، پلان زاییده‌ی عقل است و نتیجه‌ی فعالیتی علمی، پژوهشی، منطقی و با حساب و کتاب. در این وضعیت تکلیفِ باقی وجوه ساختمان چیست؟
نماها بخش آرتیستیکِ ماجرا هستند، بنابراین می‌توانند زمان کمتری به خود اختصاص دهند. در عین حال، برای آنکه نما و حجم هم از دایره شرع مقدس فانکشنالیزم خارج نشوند قواعد «زیباشناسیِ فانکشنالیستی» به کار می‌آید، چه درمورد شکلِ نماها و حجم‌ها و چه درمورد مصالح مصرفیِ آن. در این تفکر صورت‌ها باید زائیده عملکردشان و عناصری در پشت‌شان قرار می‌گیرند باشند. اما واقعیت این است که سازمان فضاها در افق، همان قدر که به عقل متکی‌اند براساس تمایلات هنرمندانه هم شکل می‌گیرند. و در مقابل، نماها و حجم‌ها هرقدر که هنرمندانه باشند در دل خود پاسخ به موضوعاتِ کاربردی را هم دارند.</p>

<h4 >9-اصل کل‌نگری:</h4>
<p >اصل «کل‌نگری» در طراحی، طراح را به سمت «غفلت» از جزئیات در مراحلی از کار می‌بَرَد، این «غفلتِ عمدی» امر پسندیده‌ای است که در فرآیند طراحی بسیار اهمیت دارد.</p>

<h4 >10-تقدم کل بر جز در طراحی معماری:</h4>
<p >یکی از خصلت‌های مهم طراح باید توجه به ترکیب کلی طرح، پیش از ورود به جزئیات طرح است. به این ترتیب، برای او سازماندهی فضای باز و بسته، مقدم است بر سازمانِ درونی فضای بسته، و سازمانِ کلی فضای بسته مقدم است بر سازمانِ یک طبقه از ساختمان، و سازمان یک طبقه از مهم‌تر است از سازمانِ داخل یک اتاق، و سازمانِ کلی یک اتاق مقدم است بر نمای یک وجه آن، و نمای یک وجه آن مقدم است بر طرح یک پنجره یا در، و طرحِ در، مقدم است بر طرح دستگیره‌ی آن. به این ترتیب، طراح باید توانایی پیش‌بینی تبعات تصمیم‌های خود در هر مرتبه از طراحی را داشته باشد.</p>

<h4 >11- جزئیات در طراحی</h4>
<p >در طراحی معماری «جزئیات» بسیار مهم‌اند. بی‌توجهی به جزئیات می‌تواند کار را دچار مشکلاتِ اساسی کند. برخی مشکلات ناشی از غفلت از طراحی صحیح جزئیات بنا عبارتند از:
<strong>الف ـ</strong> انتخاب ارتفاعِ نامناسب برای فضاها
<strong>ب ـ</strong> انتخاب مصالح اشتباه برای نما، کف و مانند آن:
• انتخاب سنگ صیقلی برای جایی که در معرض باران قرار می‌گیرد یا دم به دم شسته می‌شود.
• انتخاب مصالحی برای نما که به مرور آلودگی را به خود می‌گیرد و تغییر رنگ می‌دهد.
• انتخاب نقشِ روکش چوبی که بسیار پرنقش است، در سطح وسیع.
<strong>ج ـ</strong> نصب دودکش در جای نامناسب و به طبع آن مخلوط شدن دود و آب، در نتیجه، آلوده شدن نمای ساختمان
<strong>د ـ</strong> عدم استفاده از فلاشینگِ مناسب بر روی دست‌اندازها
<strong>ﻫ ـ</strong> غفلت کردن در طراحی عناصر تأسیساتی و اضافه کردنِ این اجزا بر روی نمای داخلی یا خارجی پس از اتمام عملیات ساختمانی
<strong>و ـ</strong> بی‌توجهی به محل باز شدن درهای خروج اضطراری
<strong>ز ـ</strong> بی‌توجهی به موضوع ایمنی در اتصالات اجزایی که بر روی نما نصب می‌شوند.
<strong>ح ـ</strong> بی‌توجهی به میزان انتقال صدا درمورد مصالحی که در فضای داخلی برای دیوارها استفاده می‌شوند، مخصوصاً دیوارهای حائل بین دو آپارتمان که می‌تواند سبب مزاحمت صوتی همسایگان برای یکدیگر شود.
در واقع، طراحیِ جزئیات به اندازه‌ی طراحیِ کلیات اهمیت دارد و میزان قوتِ هر طرح با میزان نقاط ضعف اجزای آن نسبت عکس دارد و استادان باید دانشجویان را از این جهت هوشیار کنند.</p>

<h4 >12-سه مرحله مهم طراحی:</h4>
<p >«اندیشیدن»، «به خود عرضه کردن» و «نقد کردن» سه مرحله‌ی مهم فعالیت طراحی معماری است. این سه، دم به دم و به سرعت اتفاق می‌افتند. به بیان دیگر، با هر اندیشیدنی «صورتی» حاصل می‌شود، که بر روی کاغذ یا در ذهنِ طراح شکل می‌گیرد، و هر صورتی که عرضه می‌شود «فکری» را به ذهن می‌آورد. به میزانی که به اهمیت هریک از این سه واقف می‌شویم کار طراحی ارتقا می‌یابد. حال باید دانست که چگونه باید دربار‌ی طرح اندیشید، چگونه به بهترین صورت طرح را به خود عرضه کرد، چگونه آن را نقد نمود، و بالاخره چگونه بازخوردِ نقد را بر اندیشه‌های خود وارد کرد؟</p>

<h4 >13-خیال:</h4>
<p >بدون تصویری کلی یا «خیالی» از طرح در ذهن طراح، هیچ‌گاه نمی‌توان وارد طراحیِ پروژه‌ای شد. این «خیال در مورد مکانِ ایده‌آل» بخش مهمی از فعالیت ذهن معمارها را تشکیل می‌دهد. خیال به میزان زیادی وابسته به تجربیات زندگی ماست از محیط مصنوع اطرافمان، فیلم‌هایی که در آن فضاهای متنوعی نمایش داده می‌شوند، قصه‌ها و شعرهایی که می‌خوانیم، موسیقی‌ای که می‌شنویم و مانند آن، و خیال، متأثر از سلیقه‌ای است که در کودکی و نوجوانی با آن تربیت شده‌ایم.
به این ترتیب طراحان همواره تصویری کلی از مکان ایده‌آل در ذهن و قلب حود دارند، که فراتر از زمان و مکان است. در تولد این خیال، فرهنگ، البته نقش مهمی دارد. گویی فرهنگ، آن زمینی است که گُلِ خیال در آن می‌روید. هنگامی که پروژه‌ای مطرح می‌شود «خیالی خاص» از آن «خیال عام» زاده می‌شود. مقام این «خیال خاص» در طراحی بسیار والا است و با واقعیت‌های عینی در داد و ستد است. به میزانی که طراح بر این خیال خاص خود واقف است و در عین حال درموردش انعطاف دارد، حرکت طراحانه بهتر صورت می‌پذیرد.
به این ترتیب فعالیت طراحیِ معماری، نشاندن «خیال» بر «واقعیات عینی» است؛ یکی از این دو «همه‌زمانی و همه‌مکانی» است و دیگری تابع زمان و مکان؛ یکی از جنس جبر است و یکی از جنس اختیار؛ یکی امر مشخص و قابل گفتگو، اشاره و اندازه‌گیری است و دیگری غیر آن؛ یکی جنسش کلی است و دیگری ذاتش جزءگرا است.
در چنین وضعیتی، مشروعیتِ هر صورتی در طرح، نه فقط در گرو پاسخگویی به خواسته‌های منطقی و عقلی و کاربردی است، بلکه بیش از آن، بسته به موافقتش با خیالی است که طراح در ذهن و قلب دارد؛ و انسجام و عدم انسجامِ طرح به این موضوع مرتبط است. نقدِ صحیحِ طرح، در کلی‌ترین مرتبه، تقرب به خیالی است که طراح در طرح خود به آن وابسته است.</p>

<h4 >14-طراحی همانا فعالیتی «رفت و برگشتی» است بین:</h4>
<p ><strong>الف ـ</strong> در اولین، برترین و مهم‌ترین مرتبه، «خیال طراح» و « قیود و ضوابط برنامه‌ی کالبدی پروژه»
<strong>ب ـ</strong> طرح و محیط پیرامون آن
<strong>ج ـ</strong> کل فضای باز و کل فضای بسته
<strong>د ـ</strong> حجم کلی فضای بسته و سازمان فضاهای درون آن
<strong>ﻫ ـ</strong> سازمان فضاها در افق و در ارتفاع
<strong>و ـ</strong> اندام معماری و اندام سازه‌ای و تأسیساتی
<strong>ز ـ</strong> کل هر صورت و اجزای تشکیل‌دهند‌ه‌ی آن
<strong>ح ـ</strong> حجم کلی ساختمان و نماهای آن
<strong>ط ـ</strong> ارائه‌ی دوبعدی و سه‌بعدی، ارائه‌ی با دست یا با رایانه
<strong>ی ـ</strong> طراح، همکاران و سایر افراد ذینفع در پروژه
<strong>ک</strong> ـ طراحی پروژه و نقد آن</p>
<p ><strong>15- تجزیه و ترکیب در طراحی معماری</strong></p>
<p >فرآیند طراحی معماری همواره میان دو حرکت اساسی تجزیه و ترکیب و رفت و برگشت بین آنها شکل می‌گیرد. آن‌چه در ادامه می‌آید، نمونه‌هایی از حضور این دو فرآیند در طراحی است.
<strong>الف ـ</strong> نشاندنِ طرحی در دل یک بافت، ماهیت ترکیبی دارد.
<strong>ب ـ</strong> تقسیم زمین پروژه به دو قسمت فضای باز و بسته، با تجزیه انجام می‌شود.
<strong>ج ـ</strong> قراردادن فضای نیم‌باز در کنار بستر آب در فضای باز، از نوع ترکیب است.
<strong>د ـ</strong> ایجاد راهرویی در میانه‌ی یک طبقه از بنا و قرار دادن ردیف اتاق‌ها در دوطرفِ آن، تجزیه است.
<strong>ﻫ ـ</strong> وقتی به طرحی نگاه می‌کنیم و آن را زیر ذره‌بین می‌گذاریم در حال تجزیه هستیم، و وقتی به طرح وقوف پیدا می‌کنیم در مقام ترکیب قرار گرفته‌ایم.</p>

<h4 >16-تلفیق علم، فن و ذوق در طراحی معماری</h4>
<p >برخی چنین می‌پندارند که طراحی معماری در برخی مراحل، صرفاً فعالیتی ذوقی است و در مراحلی دیگر، کاملاً علمی یا فنی. بر پایه‌ی این دیدگاه، حضور طراح تنها در مراحل اولیه‌ی پروژه—که «ذوقی» تلقی می‌شوند—ضروری است، و در مراحل بعدی می‌توان کار را به دست تکنیسین‌ها و متخصصان فنی سپرد.
اما شایسته است یک‌بار به وقایعی که در هر مرحله اتفاق می‌افتد توجه کنیم و میزان ذوقی یا علمی و فنی بودن فعالیت‌ها را به‌درستی درک کنیم؛ چراکه در همان مراحل اولیه نیز دانش فنی لازم است، و در مراحل پایانی هم باید به جنبه‌های ذوقی طراحی توجه داشت.
<strong>الف ـ</strong> مثال هایی از فعالیت علمی طراح در مراحل اولیه پروژه
• در مقدمه‌ی طراحی معماری با «برنامه¬‌ریزی کالبدی» رو به رو هستیم که پژوهشی علمی و عقلی است. و معمولاً با «پسند» و «ذوق و سلیقه» که در مرحله‌ی تهیه‌ی طرح¬‌ها بسیار مهم است سر و کاری ندارد.
• به ضوابط شهری رجوع می‌¬کنیم که محدوده‌ی ساخت و ساز را در سه بُعد طول و عرض و ارتفاع مشخص می ¬سازد.
• همچنین با توپوگرافی زمین و تراز آب در زیر سطح زمین پروژه، که اگر این دومی به سطح زمین بسیار نزدیک باشد، ممکن است به خاطر پیچیدگی ساخت و ساز و هزینه-‌های حاصل از آن از فکر احداث بخشی از بنا در زیر سطح زمین منصرف شویم. همه این موارد اموری عقلی و منطقی هستند و از حساب و کتاب برخوردارند.
• به مراحل طراحی توجه کنیم، مثلاً به سالن بزرگ پایانه‌ی مسافربری فرودگاه یا سالن بزرگ دیگری که برای استخر شنای مسابقات طراحی می¬‌شود. در این موارد و مشابه آنها سازه‌ی پروژه، در تعیّن خیال طراح نقش مهمی دارد و از ابتدای طراحی، ذهن مهندس معمار را به خود مشغول می¬‌کند و طراحی وی با سازه پیوند دارد.
• در مرحله‌ی طراحی ممکن است در فکر ایجاد بام مصفای سرسبزی در سطح فوقانی ساختمانی باشیم. برای احداث این بخش که ممکن است با کاشت درختچه‌ها و حتی درختان همراه، و با بسترهایی از آب زینت یافته باشد، تکنولوژی نقش مهمی دارد.
<strong>ب ـ</strong> مثال‌هایی ذوقی و هنری در مرجله‌ی طراحی تفصیلی و حتی اجرایی پروژه
• طراحی جزئیات اجرایی نمای ساختمان بلندی که تماماً از شیشه یا از سرامیک پوشیده شده است.
• طراحی جزئیات اجرایی پله‌ی مارپیچی که دُردانه فضای مرکزی موزه‌ای فاخر است.
• طراحی جزئیات سقف ثانویه‌ای برای سالن اجتماعات مدرسه¬‌ای و در نظر گرفتن کانال‌های تأسیسات حرارتی و برودتی پیوسته با این سقف، محل دریچه‌های وزش هوای سرد و گرم، آرایش چراغ‌های روی این سقف، بلندگوهای آن و مانند آن.
• طراحی جزئیات اجرایی در محوطه‌ی اطراف ساختمان: جزئیات کفسازی‌های سخت یا نرم، نحوه اتصال تیر و ستون‌های چوبی شکل‌دهنده به داربند‌ها، طراحی جزئیات آبنماها و مانند آن.</p>

<h4 >17-ماهیت رشته، فرآیند و محصول معماری</h4>
<p >با توجه به آن‌چه پیشتر بیان شد، ممکن است چنین به‌نظر آید که طراحی معماری، و مقدم بر آن رشته‌ی معماری، سرشتی علمی ـ هنری دارد و موجودی دوگانه است، به این معنا که هیچ‌یک از آنها (علم یا هنر) بر دیگری توفق ندارد. همچنین ممکن است برخی در این اندیشه باشند که فعالیت ذوقی و هنری در درصد کمی از مجموعه آثاری که بوجود می‌آید راه می‌یابند و در نتیجه، از آنجا که بسیاری از آثار معماری صرفاً برای برآوردن نیازها پدید می‌آیند لاجرم باید ماهیت ذوقی-هنری رشته را کاهش داد و به ماهیت علمی-فنی آن افزود.
در پاسخ به این دو مطلب بسیار مهم نخست باید متوجه بود، تمامی تصمیماتی که طراحان اتخاذ می‌کنند- چه آنها که صبغه‌ی علمی و فنی دارند و چه آنها که زائیده‌ی ذوق و عاطفه‌اند- در قالب ایده‌آل های طراح از مکان مطلوب تحقق می‌یابند. و به این ترتیب فعالیت معمارانه، فعالیتی هنری است که تصمیمات علمی و فنی را در بطن خود دارد. به این ترتیب، طبیعت و سرشت طراحی معماری با آنچه در دیگر رشته‌های هنری وجود دارد- از طراحی صنعتی تا موسیقی- تفاوتی ندارد. و در پاسخ به نکته دوم که مطرح شد و به کیفیت آثار معماری اشاره داشت باید گفت به همین ترتیب که در همه‌ی رشته‌های هنری ارزش کیفی محصولاتِ رشته در تعریف ماهیت رشته تأثیری ندارد، در رشته‌ی معماری نیز بد و خوب محصول نهایی در طبیعتِ هنریِ رشته معماری و فعل طراحی معماری خللی ایجاد نمی‌کند. ‍
18-ماهیت و چالش‌های آموزش طراحی معماری: از چارچوب علمی تا تمرین‌های منعطف
پس از آنچه در بندهای قبل درباره ماهیت طراحی معماری بیان شد، توجه به نکته‌ای در تعلیم آن اهمیت دارد. آموزش معماری، به جز در بخش‌هایی که ماهیت عقلی و علمی دارد و می‌تواند چارچوب مضبوط و منظمی داشته باشد، قاعد‌ی کاملاً منظمی را به خود نمی‌پذیرد و مجموعه‌ای است از تمرین‌های منعطف برای تربیت و آماده‌سازی ذهن دانشجویان برای دست یافتن به طرح مطلوب.
توانایی طراحی معماری در بهترین صورت نیز در دوره محدود آموزش نمی‌تواند به تمامی به دانشجو منتقل شود، بلکه لازم است تا درحین تجربه و کار حرفه‌ای به مرور رشد کند و شکوفا گردد.</p>

<h4 >19-اهمیت طراحی اسکیس‌ها و گزینه‌های متعدد در فرآیند معماری و آموزش طراحی</h4>
<p >طراحی اسکیس‌ها و گزینه‌های مختلف برای یک پروژه امری مهم است. البته طراحی براساس برنامه کالبدی انجام می‌گیرد، ولی برنامه هیچ طرحِ خاصی را دیکته نمی‌کند. برنامه‌ها «حدود» طرح را معلوم می‌کنند و طراح می‌تواند در درون این محدوده هر طرحی را ارائه کند. طراحی کردن مثل جستجو کردن پاسخی علمی نیست. طراح، براساس «برنامه» می‌تواند به جواب‌های متعددی برسد.
مشاهده نتیجه مسابقه‌های معماری، که براساس برنامه‌ای واحد برگزار می‌شود، و از آن ساده‌تر، ملاحظه پروژه‌ای که در یک مدرسه معماری به تعداد قابل توجهی از دانشجویان عرضه می‌شود و نتیجه کار هر یک با دیگری متفاوت می‌نماید، مؤید مطلب فوق است.
اسکیس‌های گوناگون، مخصوصاً در مراحل اولیه طراحی، سبب می‌شود که ذهن دانشجو بهتر پرواز کند و زمینه خلاقیت در او بیشتر شود. به علاوه، این اسکیس/گزینه‌های مختلف همدیگر را معنا می‌کنند و نقاط قوت و ضعف همدیگر را نشان می‌دهند.
گزینه‌ها ممکن است، در همه مراتب طراحی، به یک اندازه پیش نرفته باشند: ممکن است یک گزینه در طراحی نما بسیار پیش رفته باشد، دیگری در فضای باز، و سومی در سازمان فضایی. بنابراین، در حالیکه این سه یا هرچند گزینه در رقابت با هم قرار می‌گیرند کمبودهای همدیگر را هم مرتفع می‌کنند و به طراح وسعت نظر می‌دهند.گزینه‌ها ممکن است از یک خانواده باشند یا نباشند. طراح باید این تفاوت‌ها را بخوبی درک کند. به این ترتیب، در دنباله طراحی گزینه‌ها، زمینه مناسب برای نقد آنها فراهم می‌گردد.
مقایسه گزینه‌ها و جستجوی نسبت هریک با «برنامه معماری» و «ایده‌آل‌های طراحانه» معمار بسیار اهمیت دارد. پس از این داوری، ممکن است طرحی نو پدید آید، طرحی که آمیزه‌ای از گزینه‌های موجود باشد.
داستان گزینه‌ها فقط مربوط به طرح‌های کلی اولیه محدود نمی‌شود، بلکه در تمامی مراتب طراحی، اتکا به گزینه‌ها شرط عقل است: در طراحیِ تک‌فضاها، در طراحیِ سازه، در طراحیِ جزئیات نما، در طراحیِ فضای سبز، در انتخاب نوع درختان و بوته‌ها و در بسیاری مراتب دیگر.
درنتیجه، در آموزش معماری، مدرسان باید تلاش کنند که دانشجویان صاحب ذهنی گزینه‌ساز شوند. مدرس کارگاه می‌تواند با نشان دادن طرح‌های مختلفی که در یک کارگاه یا یک مسابقه معماری خلق شده به دانشجویان نشان دهد که چه طور پروژه‍ای با برنامه واحد می‌تواند صورت‌های مختلفِ موجه به خود بگیرد.
برای دانشجویی که از طراحی گزینه‌های مختلف واهمه دارد، مدرس کارگاه می‌تواند تمهیداتی را بیاندیشد. برای مثال، می‌تواند از تشویق کردن دانشجو به تصرف در بعضی جزئیات طرحش آغاز کند، و بتدریج او را به تصرف در ابعاد کلی‌تر طرح بکشاند؛ یا می‌تواند طرح دیگری را پیش روی او قرار دهد و تحلیل کند، یا تلاش کند که نیت اولیه طرح دانشجو را عیان کند و سپس نیت دیگری را که بتواند اساس و مبنای طرح قرار گیرد به پیش بکشد.
طراحی با گزینه‌های مختلف در محیط حر‌ف‌ه‍ای معماری نیز راهگشا است. برای مثال ممکن است که در یک دفتر مشاور معماری، طرح پروژه‌ای که به تازگی عقد قرارداد شده و برنامه کالبدی آن هم تدوین شده است بین طراحان دفتر به مسابقه گذاشته شود. نتیجه چنین اقدامی، گذشته از محیط سرزنده‌ای که در دفتر پدید می‌آورد، دستیابی به ایده‌های مختلف درباره پروژه است؛ امری که رسیدن به طرح مطلوب را آسان‌تر می‌سازد.</p>

<h4 >20-طراح موفق، محتاج «ارائه» موفق است.</h4>
<p >در داستان ارائه طرح‌های معماری و شیوه‌های گوناگون آن باید توجه کنیم که:
<strong>الف ـ</strong> برش‌های افقی، عمودی و نماها، سایت پلان، انواع پرسپکتیوها، انواع ماکت‌ها، انیمیشن، تصاویر گرافیکی و ایدئوگرام‌ها در ارائه طرح به کار می‌آیند. برای بهره بردن از این انواع، باید قابلیت هر تصویر را به خوبی فهمید و آنها را نابه جا به کار نبرد.
توجه کنیم که وقتی از بعضی از این تصاویر در یک طرح استفاده نمی‌کنیم ممکن است از بخشی از طرح غفلت کرده باشیم. به این ترتیب، تصاویری که بنا را معرفی و قابل فهم می‌کند باید متعدد و متنوع باشند، تا کلّ مفصّلی تودرتو را به خوبی عرضه نماید.
<strong>ب ـ</strong> تصاویری که بنا را ارائه می‌کنند باید تا حدّ امکان سه‌بُعدی باشند، چرا که بنا موجودی سه‌بعدی است. و در این میانه، نقش ماکت‌ها بسیار مهم است. در آموزش معماری گاه ممکن است از دانشجویان بخواهیم که طراحی را فقط با ساخت ماکت به پیش ببرند، شبیه به آنچه که کودکان در ساخت و ساز کودکانه انجام می‌دهند و معماران بزرگ نیز در دفاتر حرفه‌ای خود به کار می‌بندند.
<strong>ج ـ</strong> ارتباط تصاویر متعدد و متنوع طرح با یکدیگر باید به سادگی قابل فهم باشد.
<strong>د ـ</strong> بهترین ارائه هنگامی اتفاق می‌افتد که از تصاویر متحرک استفاده شود.
صورت‌هایی که می‌توانند مخاطب را به تماشای نحوه پیوند طرح و پیرامون دعوت کنند و سپس به سازمان فضای باز و بسته بکشانند، نماها را پیش چشم قرار دهند و سازمان فضاهای بسته در افق و ارتفاع و مراتب دیگر طرح را هویدا کنند.
<strong>ﻫ ـ</strong> در تهیه تصاویر بنا باید متوجه بود که بعضی تصاویر برای ادراک بنا مفیدند و بعضی برای وقوف به اطلاعات فنی و اجرایی؛ بعضی برای طراح و سازندگان کارسازند، و بعضی برای مخاطبان غیرحرفه‌ای مرتبط با طرح.
<strong>و ـ</strong> همچنین باید متوجه بود که تصاویر دوبعدی و سه‌بعدی و ماکت در مقیاسی بسیار کوچک‌تر از بنا تهیه می‌شوند. این مینیاتورها از بنا، در حالیکه به اشراف ما بر طرح کمک می‌کنند، خطر کج‌فهمی ناشی از اندازه غیرمنطبق با واقعیت را هم در خود دارند.
برای کاهش این اشتباه می‌توان از انواع اجزای مقیاس‌ساز (انسان و خودرو و درخت و مانند آن)، بهره‌گیری از تصاویر متحرک، و حتی برپاکردن خطوط کلی بنا در محل ـ البته درمورد پروژه‌های بسیار مهم ـ بهره برد؛ شبیه به آنچه درمورد هرم شیشه‌ایِ موزه لوور اتفاق افتاد و اضلاع هرم را در اندازه واقعی در حیاط موزه برپا کردند.
<strong>ز ـ</strong> برای آغاز طراحی پروژه، آماده کردن ماکتی از بستر طرح و آنچه در همسایگی آن قرار دارد بسیار مفید است. این ماکت خوب است به گونه‌ای باشد که بتوان ماکت‌های اتود پروژه را در آن قرار داد و ارتباط طرح و پیرامون آن را معاینه کرد.
<strong>ح ـ</strong> تصاویر بسیار پیشرفته کامپیوتری/مجازی می‌توانند صورت فضا را به خوبی بنمایانند و حتی صدای راه رفتن افراد را به گوش برسانند؛ اگرچه که از انتقال حس لمس سطوح مختلف و بوی فضاها قاصرند.
<strong>ط ـ</strong> یکی از بحث‌های مهم در «ارائه»، موضوع استفاده از دست و ابزار ساده ترسیم در مقابل بهره گیری از کامپیوتر برای ترسیم است. بعضی می‌گویند که با ابداع کامپیوتر و نرم‍افزارهای ترسیم، دیگر به طراحی با دست نیاز نیست.
در پاسخ باید گفت که در مراحل اولیه طراحی، چه به کلیت پروژه مربوط شود و چه به پاره‌های آن، طراح مایل است اندیشه‌های خود را با سرعت زیاد و پی‌درپی ظاهر کند. در این صورت دست انسان با کمک ابزاری ساده و بلافصل مثل مداد و قلم و کاغذ بهتر از هر چیزی می‌تواند به این خواست کمک کند. توجه کنیم که در هنگام برآمدن ایده‌های نخستین، حتی میزان فشار مداد و قلم روی کاغذ نشان می‌دهد که طراح از هر جزئی که ترسیم می‌کند چه انتظاری دارد.
گاهی این فشارها غیر ارادی/نیمه ارادی هستند و تنها پس از آنکه اتفاق می‌افتد است که طراح متوجه واقعه می‌شود. کامپیوتر و ماوس و امثال اینها این چنین سرعت عمل و ارتباط بلافصلی را در خود ندارند، مگر در وضعیتی که ما با چیزی مثل ماوس قلمی و با صفحه ترسیم دیجیتالی که خصوصیات صفحه کاغذ و مقوا و قلم را دارد روبرو هستیم.
ی ـ توجه کنیم که اساساً کامپیوتر همه چیز را با دقت فوق‌العاده زیاد ترسیم می‌کند و این اساساً با میزان میل به تقریب و تسامحی که در آغاز طراحی وجود دارد هماهنگ نیست. اما بعد از این مرحله می‌توان از قابلیت‌های کامپیوتر کمک گرفت و طرح را توسعه داد.
<strong>ک ـ</strong> کامپیوتر می‌تواند طرح شماتیک را به سرعت به طرحی سه‌بعدی تبدیل کند و از آن مهم‌تر، قدرت فوق‌العاده دخل و تصرف و اصلاح (editing) را در خود دارد، و همچنین قدرت متولد کردن گزینه‌های مختلفی را با اتکا به طرح اولیه.
افزودن تصویر آدم و اتومبیل و ساختن پرسپکتیوهای متعدد و درست کردن فیلم و انیمیشن از طرح، که به کمک کامپیوتر به راحتی بیشتری محقق می‌شود، اتفاق فوق‌العاده‌ای است که در گذشته یا اصلاً ممکن نبود، یا با زحمت و هزینه زیاد حاصل می‌گردید.
ساخته شدن ماکت‌ها توسط چاپگرهای سه‌بعدی در مقیاس کوچک یا بزرگ، رویداد مهمی است که ره‌آورد بهره‌برداری از کامپیوتر است. یکی از فواید نرم‌افزارهای جدید رایانه‌ای این است که زمان رفت و برگشت بین تصاویر/وجوه مختلف طرح را به صفر می‌رساند. یعنی می‌توان همزمان، اتفاقاتی را که در مراتب مختلف طرح رخ می‍دهد بر روی پلان و نما و پرسپکتیو و دیگر تصاویر طرح مشاهده، و در مسیر طراحی، صحیح‌تر و سریع‍تر تاخت و‍ تاز کرد.
<strong>ل ـ</strong> ترسیم با دست و با نرم‌افزار را می‌توان متناوباً انجام داد. طراح ممکن است در مرحله‌ای از طراحی، طرحی اجمالی و البته دقیق را از طریق کامپیوتر چاپ کند و سپس برای استفاده کردن از قلم و کاغذ و پوستی طرح را به تفصیل ببرد.
<strong>م ـ</strong> امکانات فوق‌العاده‌ای که در بهره‌گیری از کامپیوتر و تجهیزات مرتبط با آن ـ چه نرم‌افزاری و چه سخت‌افزاری ـ وجود دارد، که البته تکنولوژی پیچیده و هزینه‌های سنگینی را هم تحمیل می‌کند، داستان ارائه کامپیوتری را به دانش مهم و تخصصی‌ای مبدل نموده است که باید برای آن وقت و همت کافی اختصاص داد.
<strong>ن ـ</strong> در گذشته گفتیم که طرح‌های معماری، به واسطه ترکیب پیچیده‌شان، محتاج تصاویر متعددند. برای اینکه تعداد تصاویر کاهش پیدا کند بهتر است که هر تصویر تا جای ممکن «گویا» شود، و برای این منظور طراحان باید راهی پیدا کنند.
برای مثال، ممکن است به جای آنکه تصویری از ساختمان و فضای باز را جدا از همدیگر ارائه کنند آنها را در ترکیب با هم بیاورند، و حتی این دو را هم با بافت اطراف همراه کنند؛ یا به جای آنکه حجم بیرونی را جدا از فضای داخلی عرضه کنند گاهی هم این دو را با هم بیاورند؛ یا از پرسپکتیوهای شبح‍ناک و پرسپکتیوهای بریده شده از حجم ساختمان که در درون بستر طرح قرار می‌گیرند و در پس زمینه خود، همسایگان و معابر را نشان می‍دهند استفاده کنند.
س ـ تصاویر بنا باید دقیق ترسیم شوند. تصویر غیردقیق، محیطی متفاوت و غیرواقعی را نشان می‌دهد و دامی برای طراح است. وقتی اتاق نشیمنی که ابعادی در حدود 6 در 8 متر دارد، بسیار بزرگتر، مثلاً 12 در 8 متر ترسیم می‌شود تصمیمات بعدی طراح را، حتی بی آنکه او آگاه باشد، به بیراهه می‌کشاند. از سوی دیگر وقتی طرحی را دقیق نمی‌کشیم ممکن است از موجودی که اشکال زیادی هم ندارد خوشمان نیاید و آن را به کنار بگذاریم. به این خاطر، در طراحی کردن، تسلط بر دست و درک صحیح تصاویر بسیار اهمیت پیدا می‌کند، و همراه با آن، فهم عمیق طراح از اندازه‌ها و تناسب‌ها هم البته همینطور.
البته ترسیم پرسپکتیو دقیق از حجم و فضا و ارائه سایه‌روشن درست بر روی حجم‌های پیچیده هم کار پرزحمتی است. اینجا است که کامپیوتر برای ترسیم ترکیبات پیچیده معماری کاربرد فوق‌العاده پیدا می‌کند. کامپیوتر می‌تواند در ارائه منظره‌های مختلف از طرح کارساز باشد، و حتی منبع نور را جابجا ‌کند یا جای روز و شب را با هم عوض‌کند. ارائه منظر بنا در شب، یا انعکاسش بر بستر آب و امثال آنها بصورت دستی محتاج تلاش فوق‌العاده‌ای است که وقت می‍گیرد و نَفَس طراح را می‌بُرد.
<strong>ع ـ</strong> اهمیت کامپیوتر در ارائه آن است که می‌تواند طرح را به شرایط واقعی بسیار نزدیک ‌کند؛ می‌تواند مصالح را به تمام و کمال نشان دهد و نور و سایه روی آن را هم همینطور. انعکاس تصویر بر روی سنگ و فلز و شیشه و منظره پشت شیشه را بخوبی نشان می‌دهد و همینطور، حرکت آب و پله برقی و آسانسورهایی که بالا و پایین می‌روند را و آدم‌هایی که از پشت شیشه معلوم‌اند، تصویر آسمان آبی و ابرهای زیبا و پرنده‌ها را در حال پرواز، گیاهان را، آنهم در فصول مختلف، در حالیکه باد بر چتر آنها می‌وزد، باران بر آنها می‌بارد یا زیر برف پوشیده می‌شوند.
<strong>ف ـ</strong> هر طرحی مایل است که از جاهای خاصی دیده شود. برای مثال، ویلا ساووا با اینکه در داخل سطح بزرگی از چمن سبز مستقر است ولی خیلی هم به نمایش سازمان فضای باز و بسته‌اش یا به نشان دادن نمای رو به حیاطش علاقه ندارد. بیشتر عکس‌هایی که از این بنا گرفته شده از پشت ساختمان است، که در آن حجم مدور، عقب‌نشینی کرده و ستون‌ها آزاد شده‍اند. نشان دادن پرسپکتیو رو به محوطه باز بیرونی از درون پنجره‌های این ساختمان چندان مهم نیست. ظاهراً «سولاریوم» در بام نهایی بیش از فضای سبز بزرگ زمین مجموعه اهمیت دارد، و بنابراین بیشتر نشان داده می‌شود.
ساختمان‌هایی که بسیار متقارن‌اند مایل‌اند در هنگام ارائه هم متقارن دیده شوند. ارائه تصویرهای نامتقارن از چنین بنایی، نوعی بی‌احترامی تلقی می‌شود؛ به همان گونه که هنگام ضبط عکس از چهره فردی محترم، انتخاب زاویه زیر سوراخ بینی‍اش‌ می‌تواند غیرمحترمانه تلقی گردد.
<strong>ص ـ</strong> ارائه طرح ممکن است به انواع مختلف صورت پذیرد: خیلی دراماتیک و هنرمندانه باشد، یا علمی و مهندس مآب، رویایی باشد یا مرموز، تحلیل‍گرانه و آکادمیک باشد و همراه با نوشته‌ها و ارقام و دیاگرام و ایدئوگرام. ممکن است آنقدر واقعی باشد که آن را با تصویری از یک ساختمان واقعی اشتباه بگیریم، یا بسیار بدوی و کودکانه.
<strong>ق ـ</strong> مفهوم ارائه برای طراح و برای ناظر فرق می‌کند. برای طراح، ارائه وسیله کشف طرح است. پس تهیه مدارک طرح تا به اندازه‌ای که طراح به طرح وقوف پیدا ‌کند کافی است. اما دیگران، یعنی کارفرما، همکاران طراح و بالاخره مجریان عملیات ساختمانی هم باید به طرح وقوف پیدا کنند. پس کل و همه اجزای طرح باید از الف تا ی عیان گردد و نشان داده شود تا همه چیز روشن و شفاف باشد. در هنگام اجرای هر پروژه ساختمانی، مدارک ارائه شده از طرح، مبنای همه چیز است و برای هر اقدام، قضاوت و جدل دادگاهی‌ ملاک قرار می‌گیرد.</p>

<h4 >21-سلیقه در طراحی معماری: ریشه‌ها، اهمیت و نقش آموزش</h4>
<p >طراحی کردن، قبل از هرچیز، سلیقه می‌خواهد، و سلیقه، یعنی درک زشت و زیبا، تمیز دادن آنها از همدیگر، و فهم را‌ه‌های تغییر زشت به زیبا. در حقیقت، سلیقه از همان اوایل زندگی فرد در وی نهادینه می‌شود؛ به واسطه تمامی آن صورت‌هایی که دور و برش را می‌گیرند و وقایعی که در اطرافش رخ می‌دهند. محیط شهر‌ی‌ای که پر از تصاویر زیبا است، و رفتار و منش فردی و اجتماعی‌ای که متأثر از ادب و آداب متعالی است، به فرد ذهن و قلبی زیبابین وزیباپسند می‌دهد؛ و اگر برعکس این باشد سلیقه را از او می‌گیرد.
بنابراین حتی در آغاز یادگیری طراحی معماری، فرد یا دانشجو سهم بزرگی از این سلیقه عمومی را از محیط پیرامون دریافت کرده است و چنانچه در این امر، نقصانی وجود داشته باشد تغییر یا اصلاح آن به سادگی میسر نیست؛ اگر چه که نباید آن را غیر ممکن دانست. تشویق دانشجویان به طراحی دست آزاد، سفر و اقامت در فضاهای معاصر یا تاریخی ارزشمند، مشاهده و تعمق در آثار هنری رشته‌های مختلف، نشان دادن مسیر تکوین یک اثر از صورت نازل به عالی از جمله شیوه‌هایی است که معلم آگاه می‌تواند به‌کار گیرد تا سلیقه و ذوق دانشجویان را ارتقا دهد.</p>

<h4 >22- اهمیت کسب نظر دیگران و درک صحیح بازخوردها در فرآیند طراحی معماری</h4>
<p >در هنگام طراحی کردن کسب نظر دیگران بسیار مهم است، که ممکن است طراحان همکار، متخصصان امور فنی، کارفرما یا بهره‌برداران باشند.
یک بخش از نظرهای آنها معمولاً جنبه کاربردی دارد، که بسیار مفید است، و بخش دیگر جنبه زیباشناختی. آنها هم ذوق و سلیقه دارند و چه بسا چیزهایی را در طرح ببینند که خود طراح متوجه نباشد. بهره‌برداران را نمی‌توان از ابراز سلیقه برحذر داشت؛ چرا که آنان قرار است سال‍ها در طرحی که ساخته می‌شود زندگی کنند. دانشجویان معماری در همان مراحل اولیه آموزش باید عادت کنند که نظر دیگران را بشنوند. ممکن است دیگران زبان گویا یا علم محکمی برای توضیح دقیق نظرات زیباشناسانه خود نداشته باشند. پس دانشجویان باید یاد بگیرند که باطن سخنان آنها را بفهمند.</p>

<h4 >23-آموزش تشخیص خطاهای قابل اصلاح و غیرقابل اصلاح در فرایند طراحی معماری</h4>
<p >درهنگام طراحی، مدرسان باید دانشجویان را متوجه کنند که بعضی خطاهایی که در طراحی اتفاق می‌افتد قابل اصلاح‌اند، و بعضی غیرقابل اصلاح‌. مثلاً قراردادن یک دیوار جداکننده در مکانی اشتباه کار مشکل‌سازی است، ولی می‌تواند با قدری اغماض و صرف هزینه اصلاح شود. ولی جابه‌جایی ستون‌های یک ساختمان برای راحت‌تر کردن رفت و آمد و پارک اتومبیل‌ها در پارکینگ تقریباً غیرممکن است. بنابراین مدرسان، به عنوان یک تمرین می‌توانند از دانشجویان بخواهند که میزان اهمیت بخش‌های مختلف یک طرح را از این منظر درجه‌بندی کنند.</p>

<h4 >24-انعطاف‌پذیری؛ خصلت کلیدی دانشجویان در مواجهه با تغییرات طراحی</h4>
<p >یکی از خصلت‌هایی که دانشجویان باید هنگام طراحی کسب کنند، خصلت انعطاف‌پذیری است. برنامه کالبدی پروژه ممکن است به دلایل مختلف تغییر کند: کارفرمای پروژه تغییر کند، اهداف و خواسته‌های طرح تغییر کند، بودجه کم و زیاد شود و مانند آن؛ واقه‌ای که در عالم حرفه‌ای زیاد اتفاق می‌افتد و دانشجویان باید خود را برای آن آماده کنند و بدانند که بعضی وقت‌ها این تغییرات نه فقط مشکل‌آفرین نیستند که بر کیفیت طرح نیز می‌افزایند.</p>

<h4 >25-نظم ذهنی و تفکر سیستماتیک؛ پایه‌ خلاقیت و طراحی موفق معماری</h4>
<p >در مسیر طراحی، فکر سیستماتیک و عقلانی بسیار مهم است و اگر معمار طراح، واجد نظم و انضباط ذهنی نباشد خلاقیت هنری هم به راحتی اتفاق نمی‌افتد. عقل سلیم، پایه طرح کارآ و دلپذیر است.</p>

<h4 >26-نقش مدرسان طراحی معماری در هدایت انواع دانشجویان به سمت تعادل بین عقلانیت و خلاقیت</h4>
<p >مدرسان طراحی معماری با دانشجویان گوناگونی روبه رو می‌شوند؛ یکی عاقل و منطقی است با میل کمی به خلاقیت، دیگری فردی خلاق است و به بحث‌های علمی و منطقی کم‍علاقه است، و یکی هم هست که بنظر می‌رسد طراحی معماری آخرین کاری است که باید در عمر خودش انجام بدهد.
مدرس مجرب باید فرد خلاق را به وادی عقل بکشاند و فرد عاقل و منطقی را به وادی خلاقیت. در مورد افراد کم‌توان هم نباید ناامید شود و آنان را برای پذیرش مسئولیت‌های عملی و کاربردی در پروژه‌های معماری آماده سازد.</p>

<h4 >27-آشنایی دانشجویان با مبانی ترکیب‌بندی: کلید موفقیت در طراحی معماری</h4>
<p >یکی از وظایف مدرسان در هنگام طراحی، آشنا کردن دانشجو با مبانی ترکیب‌بندی است. ترفندهای طراحانه، هم‌چون «تکرار»، «تضاد»، «تقارن»، «نقش و زمینه»، «مقدمه‌چینی»، «مقیاس و دستگاه اندازه»، «جزء و کل»، «کثرت و وحدت» و مانند آن از مباحثی است که در اینجا می‍تواند مطرح شود.</p>

<h4 >28-چالش نقطه شروع طراحی و اهمیت دستیابی به صورت کلی منسجم در مراحل اولیه</h4>
<p >دانشجویان معمولاً درباره نقطه شروع طراحی ابهام دارند و پرسش می‌کنند. پاسخ این پرسش بسیاری از نکاتی را در بر می‌گیرد که در بندهای قبل شمرده شد؛ مثل اهمیت شناخت بستر طرح و پیرامون به کمک ساخت ماکت، معلوم نمودن نکات مهم برنامه کالبدی، طراحی با گزینه‌های مختلف و ارائه درست این گزینه‌ها، نقد گزینه‌ها و انتخاب میان آنها.
آنچه در شروع طراحی مهم است و قبلاً هم به آن اشاره شده، دستیابی به صورتی است که کلی‌ترین خصوصیات طرح را در خود حمل می‍کند. بنابراین در این مرحله، ماندن در «پیله» جزئیات فایده‌ای ندارد؛ مگر آنکه بتواند وسیله‌ای برای تقرب به کل منسجم طرح شود.
گاه صورتِ کلیِ مطلوب، به آسانی بدست نمی‌آید، چرا که مفهومی که زیربنای صورت است، برای دانشجویان روشن نیست. در این شرایط، گفت و گوی مدرسان با آنان در حول و حوش موضوع و مفهوم زیربنایی طرح، می‌تواند را‌هگشا باشد.</p>

<h4 >29-تمرکز بر ذات طراحی معماری و مبانی ترکیب‌بندی؛ راهی به فهم بهتر فرآیند و محصول</h4>
<p >در دوران جدید، گاه به هنگام بحث درباره فرآیند طراحی یا نقد آثار معماری، مدرسان به سراغ قلمروهای دیگر دانش می‌روند. حال آنکه با دقت در خود واقعه طراحی معماری و مباحث ترکیب‌بندی می‌توان حقایق بسیاری درباره فرآیند و محصول رشته را دریافت.</p>

<h4 >30-تقدم تجربه عملی بر نظریه؛ اصول کلیدی در آموزش طراحی معماری</h4>
<p >در آموزش طراحی معماری، مدرسان باید متوجه اصل بسیار مهم «تقدم عمل بر تئوری» باشند. در حقیقت، با تجربیات عملی است که می‌توان به مبانی نظریِ زیربنای طراحی دست یافت.</p>
<p ></p>]]></content:encoded>
            <enclosure url="https://wp.matnavis.com/wp-content/uploads/2025/04/Roof-in-Iranian-Architecture-1.jpg" length="0" type="image/jpg"/>
        </item>
        <item>
            <title><![CDATA[چرا عنوان "باغ‌ خوانی" برای سلسله نشست‌ها؟]]></title>
            <link>https://matnavis.com/blogs/چرا-عنوان-باغ‌-خوانی-برای-سلسله-نشست‌ها_why-the-title-baghkhani-for-the-series-of-event</link>
            <guid isPermaLink="false">https://matnavis.com/blogs/چرا-عنوان-باغ‌-خوانی-برای-سلسله-نشست‌ها_why-the-title-baghkhani-for-the-series-of-event</guid>
            <pubDate>Wed, 23 Apr 2025 17:38:51 GMT</pubDate>
            <description><![CDATA[در عنوان نشست‌های «باغ‌ خوانی» خواندن یا خوانش باغ در این معنا است که چه مفهوم پدیدار شناختی از باغ قابل استخراج است. این امر در آغاز شامل توصیف و تحلیل طرح باغ با رویکرد فرهنگی است.
'اما در مجموعه گفتارهای«باغ‌ خوانی»، موضوع این گفتار «باغ مرا می‌خواند» است که نشان می‌دهد در بحث از باغ ایرانی پس از خوانش باغ به امر «فراخواندن» هم باید پرداخت. گزیده‌ای از سخنان خانم دکتر اعتضادی پرداخته می‌شود.]]></description>
            <content:encoded><![CDATA[در آغاز، تذکر این نکته ضروری است که عنوان باغ‌ خوانی (تمنای درک باغ) فقط معطوف به بحث در باره باغ ایرانی نیست، در کل جهان انسان ها سعی می کنند باغ را بخوانند و بفهمند. (نک. <a title="https://www.aparat.com/v/loj5q72" href="https://www.aparat.com/v/loj5q72" target="_blank" rel="noopener">دقیقه 13:48</a> از فیلم رویداد)
<h4>باغ خوانی</h4>
در عنوان «باغ خوانی» خواندن یا خوانش باغ در این معنا است که چه مفهوم پدیدار شناختی از باغ قابل استخراج است. این امر در آغاز شامل توصیف و تحلیل طرح باغ با رویکرد فرهنگی است. در این مرتبه و در این معنا «خوانش» با «فرا خواندن» متفاوت است. (نک. دقیقه 38:48)

اما در مجموعه گفتارهای«باغ خوانی»، موضوع این گفتار «<a title="https://matnavis.com/events" href="https://matnavis.com/events" target="_blank" rel="noopener">باغ مرا می‌خواند</a>» است که نشان می‌دهد در بحث از باغ ایرانی پس از خوانش باغ به امر «فراخواندن» هم باید پرداخت.

<img class="aligncenter" title="باااااغ.webp" src="https://api.matnavis.com/files/blog/uc46ixeTdOWLnUXh6wmY.png" alt="باااااغ.webp" width="462" height="282" />
<div class="caption">

باغ فین، کاشان- منبع <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/باغ_فین#:~:text=باغ فین در ۹ کیلومتری,طریق خیابان امیرکبیر صورت میپذیرد.">ویکی‌پدیا</a>

</div>
<h4>چرا "باغ مرا می‌خواند"؟</h4>
در انتخاب این عنوان برای نخستین جلسات شروع سلسله نشست‌ها، هدف آن است که با معنای شیفتگی انسان به باغ (و باغ به انسان) مواجه شویم. به عبارت دیگر، روبرویی با این سوال که چگونه «باغ تمنای حضور انسان را دارد؟» (<a href="https://www.matnavis.com/events/-%D8%A8%D8%A7%D8%BA-%D9%85%D8%B1%D8%A7-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF_baghkhani-1">نک. دقیقه 53:20</a>)

گویی یک اصل هستی شناختی است که انسان را با باغ پیوند می‌دهد. به تعبیر دیگر، یک زیستِ دیالکتیک است." (<a href="https://www.matnavis.com/events/-%D8%A8%D8%A7%D8%BA-%D9%85%D8%B1%D8%A7-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF_baghkhani-1">نک. دقیقه 14:21</a>)

"از دیدگاه پدیدارشناختی، باغ به مثابه یک اثر همزمان زیستی و هنری پنداشته می‌شود." (نک. دقیقه25:11)

به تعبیری: «ما به او محتاج بودیم او به ما مشتاق بود» (41:05)

از دیدگاه پدیدار شناختی باغ ایرانی در کانتکست پدیدارشدنش اثری هنری و همزمان زیستی است.

<img class="aligncenter" title="13910605102749187_PhotoL-600x405.jpg" src="https://api.matnavis.com/files/blog/4nVIISLSOW7xQoQmx9QZ.png" alt="13910605102749187_PhotoL-600x405.jpg" width="600" height="366" />
<div class="caption">

باغ بابور/بابر، کابل، افغانستان- منبع <a title="https://fa.wikipedia.org/wiki/باغ_بابر" href="https://fa.wikipedia.org/wiki/باغ_بابر" target="_blank" rel="noopener">ویکی‌پدیا</a>

&nbsp;

</div>
مظاهر فرهنگی گوناگونِ سرزمین‌های «ایران فرهنگی» نشان از«فراخوانی» باغ توسط انسان و به عبارتی بازنمایی «تمنای باغ» را دارد. این نمونه‌ها به معماری، شهرسازی، موسیقی و شعر و نثر فارسی و حتی نقوش انتزاعی محدود نمی‌شود. (<a href="https://www.matnavis.com/events/-%D8%A8%D8%A7%D8%BA-%D9%85%D8%B1%D8%A7-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF_baghkhani-1">45:22</a>) همان‌طور که معماری، هنر‌های تجسمی و حتی اندیشه فلسفی دست‌آورد‌های تمدن انسانی بوده‌اند، یکی از انواع پدیده‌هایی را که دستاورد یک تمدن یا به تعبیر بهتر از مظاهر فرهنگیِ آن تمدن می‌شناسیم، «باغ‌سازی» است. باغ‌سازی ایرانی به‌گونه‌ایست که با «خوانش» آن در می‌یابیم که باغ هم ما را «می‌خواند».

<img class="aligncenter" title="Picture3.jpg" src="https://api.matnavis.com/files/blog/vbGIQjoaScmL7XnQq3y8.png" alt="Picture3.jpg" width="412" height="405" />
<div class="caption">

باغ گلشن، طبس/منبع <a href="https://www.yjc.ir/fa/news/8391786/%D8%AA%D9%84%D9%81%DB%8C%D9%82-%D8%B0%D9%88%D9%82-%D9%88-%D9%87%D9%86%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DB%B1%DB%B1%DB%B9-%D8%A8%D8%A7%D8%BA-%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D9%86%D9%88%D8%A8%DB%8C">باشگاه خبرنگاران جوان</a>

</div>
جهت پاسخ به چرایی اهمیت موضوع باغ مَرا می‌خواند در در عرصۀ سرزمینی ایران فرهنگی، به دو سوال بر می‌خوریم:

1.نسلی که به محو تدریجی باغ از الگوی زیست شهری عادت کرده، تا چه حد می‌تواند صدای فراخوانی باغ را بشنود؟

2.باغ‌های باقیمانده یا «خیال باغ» بر نسل جدیدی که در باغ و با باغ نزیسته‌، چگونه ظاهر یا حاضر می‌شود؟ کدام رکن این الگوی زیست باستانی آنها را فرا می‌خواند؟

پاسخ‌هایی برای این دو سوال در <a href="https://www.matnavis.com/events/-%D8%A8%D8%A7%D8%BA-%D9%85%D8%B1%D8%A7-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF_baghkhani-2">نشست دوم</a>  باغ خوانی بیابید.

<img class="aligncenter" title="Picture4.jpg" src="https://api.matnavis.com/files/blog/lu2sbbDJRaiSJWJA9uAi.png" alt="Picture4.jpg" width="448" height="597" />
<div class="caption">

باغ پهلوان‌پور، مهریز. منبع: آرشیو سوسن زارع

</div>
`]]></content:encoded>
            <enclosure url="https://wp.matnavis.com/wp-content/uploads/2025/04/uc46ixeTdOWLnUXh6wmY.png" length="0" type="image/png"/>
        </item>
        <item>
            <title><![CDATA[ویلا هادریان]]></title>
            <link>https://matnavis.com/blogs/ویلا-هادریان_Villa-Adriana</link>
            <guid isPermaLink="false">https://matnavis.com/blogs/ویلا-هادریان_Villa-Adriana</guid>
            <pubDate>Wed, 23 Apr 2025 15:44:33 GMT</pubDate>
            <description><![CDATA[ویلا هادریان با طراحی منحصر به‌فرد خود در نزدیکی تیولی ایتالیا، نه تنها نمونه‌ای برجسته از معماری روم باستان است، بلکه ارتباطی هماهنگ با طبیعت و منظر اطراف خود برقرار کرده است. این تحلیل معماری منظر ویلا هادریان به بررسی روابط پیچیده میان فضاهای ساخته‌شده و محیط طبیعی پیرامون آن می‌پردازد.]]></description>
            <content:encoded><![CDATA[<h4>ویلا هادریان</h4>
استراحتگاه امپراتور هادریان (ویلا هادریان) که در نزدیکی شهر تیوولی قرار دارد، طبیعتی زیبا و چشم‌نواز داشته و بیشتر شبیه یک شهر پر از باغ‌ها بود تا ویلاهایی که امروزه می‌شناسیم. این استراحتگاه در فاصله ۴۵ کیلومتری از دریا قراردارد .

هادریان در دوران حکومت خود که به دوران طلایی معروف است، سفرهای زیادی انجام می‌داد. ساخت استراحتگاه هادریان ۲۵ سال به طول انجامید. او این ویلا را به عنوان مکانی برای استراحت و خلوت استفاده می‌کرد، و ممکن است که این استراحتگاه نمادی از زندگی و سفرهای او نیز بوده باشد. در عین حال، استراحتگاه هادریان احتمالاً به عنوان مرکز مدیریت دولتی نیز کار می‌کرده و به‌طور همزمان نقش مقر حکومت روستایی هادریان و مکانی برای دوری او از دغدغه‌های روم و امپراتوری را ایفا می‌کرده است.

<img class="size-medium wp-image-37 aligncenter" src="https://wp.matnavis.com/wp-content/uploads/2025/04/VA-DJI_0037-300x225.jpg" alt="" width="300" height="225" />
<h4>ویژگی‌های ساخت ویلا هادریان</h4>
در ویلا هادریان پیروی از فرم زمین که بین دو دره محدود شده است، می‌تواند فواید مختلفی داشته باشد:
<ol>
 	<li><strong>دید به گستره دشت</strong><strong>:</strong> این موقعیت به ساکنان یا کاربران فضا امکان دید وسیع و منظر زیبایی از دشت را می‌دهد.</li>
</ol>
<strong>استفاده بهینه از زمین</strong><strong>:</strong> قرارگیری در این موقعیت می‌تواند به بهره‌برداری بهینه از زمین و منابع طبیعی موجود کمک کند.

[caption id="attachment_47" align="aligncenter" width="573"]<img class="wp-image-47 size-full" src="https://wp.matnavis.com/wp-content/uploads/2025/04/Picture1.png" alt="قرارگیری ویلاهادریان بین دره" width="573" height="322" /> پیروی از فرم زمین محدود بین دو دره[/caption]

چرخش‌های لازم درون ویلا را به گونه‌ای طراحی کردند که با وجود کشیدگی کلی در راستای فرم زمین و جهت شمالی-جنوبی، مجموعه به صورت تصادفی به نظر می‌رسد. این تصادفی بودن ظاهری و فقدان یک محور فرماندهی و کنترل‌کننده، تا حدی نتیجه انطباق با فرم‌های زمینی موجود است.

[caption id="attachment_54" align="aligncenter" width="629"]<img class="wp-image-54 size-full" src="https://wp.matnavis.com/wp-content/uploads/2025/04/Picture2.png" alt="انتباق پلان ویلاهادریان و عکس هوایی" width="629" height="354" /> محورهای مجموعه ویلاهادریان[/caption]

سازه‌های ویلا هادریان بر روی بستر کم‌شیب قرار گرفته‌اند و جهت‌گیری بناها و شیب آنها نیز به‌طور طبیعی با این شرایط هماهنگ است.

در فرآیند طراحی مجموعه، کارکردهای پلان‌ها و نحوه اتصال عملکردهای گوناگون از طریق شکستن و هدایت محورها، نقش مؤثری در ایجاد ترکیبی کارآمد و هماهنگ از فضاها ایفا می‌کند. این رویکرد موجب می‌شود تا در هر زون، ساختمان‌هایی که از جهت‌گیری مشابهی برخوردارند، نه‌تنها از منظر فرمی، بلکه از نظر عملکردی نیز با یکدیگر هم‌راستا و منسجم باشند. بررسی دقیق این مجموعه‌ها نشان می‌دهد که پیوستگی عملکردی میان ساختمان‌هارا به‌طور محسوسی تقویت کرده‌اند.

&nbsp;

&nbsp;
<h4>زون بندی مجموعه</h4>
نکته‌ای قابل توجه در این میان، رابطه‌ی میان کشیدگی هر زون و خطوط زمینه است. به‌ویژه در زون‌های ۱، ۲، ۴ و ۵، این کشیدگی به گونه‌ای طراحی شده که همسویی دقیقی با خطوط زمینه دارد و از این طریق به تقویت انسجام فضایی مجموعه کمک می‌کند.

همچنین، فرم زمین در هر یک از زون‌های ویلاهادریان با دیگر زون‌ها تفاوت دارد و این تنوع، به‌طور مستقیم در شیوه طراحی، سازماندهی و تعامل میان فضاها تأثیرگذار بوده است؛ به‌گونه‌ای که هر زون متناسب با ویژگی‌های خاص خود، شکل‌گیری فضاهای منحصربه‌فردی را موجب شده است.

<img class="aligncenter wp-image-56 size-medium" src="https://wp.matnavis.com/wp-content/uploads/2025/04/شیقهشد-160x300.png" alt="" width="160" height="300" />
<h4><strong>دید به بیرون</strong><strong>:</strong></h4>
بناهایی که نیازمند دید و منظر مطلوب هستند، در لبه‌ها و آستانه‌های پرشیب قرار گرفته‌اند. این تراس‌ها که در امتداد شیب دره طراحی شده‌اند، دیدی به کوه‌های شرقی و شمالی دارند. طلوع خورشید از سمت کوه‌ها و غروب آن در پهنه دشت قابل مشاهده است. این بناها همچنین دارای دیدی به دشت و جهت‌گیری نجومی هستند.

[caption id="attachment_58" align="aligncenter" width="329"]<img class="wp-image-58 size-full" src="https://wp.matnavis.com/wp-content/uploads/2025/04/Picture4.png" alt="ویو ویلا هادریان" width="329" height="584" /> دید به بیرون در ویلا هادریان[/caption]
<h4>معماری منظر گیاهان در ویلا هادریان</h4>
در این مجموعه، نگهداری گیاهان، آب و سازه‌ها با تکیه بر <a href="https://whc.unesco.org/en/list/907/">زیرساخت‌های آبی پیچیده</a> صورت می‌گیرد. این زیرساخت‌ها، نقشی اساسی در پویایی و تداوم حیات مجموعه دارند. وسعت چشمگیر سایت، طراح را وادار کرده است که با استفاده از فضاهای نیم‌باز، مانند ایوان‌ها، راهروها و گذرگاه‌های سرپوشیده اما باز به محیط، ارتباطی پویا میان بناهای پراکنده برقرار کند. با ایجاد جریان سیالی از حرکت در این فضاها، امکان گذار تدریجی و تجربه‌ای پیوسته میان فضاهای بسته و باز را فراهم شد. در دل این ساختار فضایی، سکانس‌های دید و منظر طراحی شده‌اند تا با قاب‌گیری مناظر طبیعی و مصنوع، تجربه‌ی بصری را غنا بخشند. طراح مجموعه با کنار هم نشاندن عناصر فضایی در مقیاس‌های متنوع—از فضاهای خرد و محصور تا ساختارهای عظیم و شاخص—تنوع و توازن کم‌نظیری را در خوانش فضایی آن ایجاد کرده است.
<h4>معماری منظر آب</h4>
در ویلا هادریان، منابع <strong>آبی حضوری پیوسته اما ایستا دارند</strong>. برخلاف سیستم‌هایی که جریان آب به عنوان عنصر زنده در فضا حرکت می‌کند، در اینجا <strong>آب بیشتر به صورت لکه‌های آبی در قالب حوضچه‌ها یا حوض‌ها و نیز حرکت عمودی در فواره‌ها</strong> قابل ملاحظه است. این شیوه از حضور آب، نقش <strong>تزئینی و نمادین</strong> آن را برجسته می‌کند و با القای آرامش بصری، فضا را از نظر دیداری غنا می‌بخشد.

[caption id="attachment_59" align="aligncenter" width="442"]<img class="wp-image-59 " src="https://wp.matnavis.com/wp-content/uploads/2025/04/Picture3.jpg" alt="منابع آبی ویلا هادریان" width="442" height="404" /> لکه‌های آبی در ویلا هادریان[/caption]

<img class="aligncenter wp-image-60 size-full" src="https://wp.matnavis.com/wp-content/uploads/2025/04/Picture4.jpg" alt="" width="447" height="299" />
<h4>ورودی</h4>
فضای ورودی به‌عنوان نقطه آغازین تجربه‌ی فضایی، <strong>نقشی کلیدی در ساختار فضایی مجموعه</strong> ایفا می‌کند. معمار فضایی با ارتفاع چهار طبقه طراحی کرده که چشم‌اندازی کامل به باغ میانی را در تمام فصول سال ممکن می‌سازد. او با انتخاب جای‌گیری مناسب و فرم حجمی خاص برای بنا، دیدهای ممتد و گشوده‌ای به سوی مناظر اطراف، از جمله چشم‌اندازی احتمالی به دریا، ایجاد کرده است. این ویژگی، ورودی را به فضایی فعال در تجربه بصری و ادراکی بازدیدکننده بدل می‌کند، جایی که تلاقی بین درون و بیرون، معماری و منظر، به وضوح به چشم می‌آید.

[caption id="attachment_61" align="aligncenter" width="562"]<img class="wp-image-61 " src="https://wp.matnavis.com/wp-content/uploads/2025/04/Screen-Shot-1400-08-14-at-20.51.52.png" alt="" width="562" height="352" /> Pcile-ورودی ویلا هادریان[/caption]

&nbsp;

&nbsp;

&nbsp;

&nbsp;]]></content:encoded>
            <enclosure url="https://wp.matnavis.com/wp-content/uploads/2025/04/VA-DJI_0037.jpg" length="0" type="image/jpg"/>
        </item>
        <item>
            <title><![CDATA[باغ‌های قرون وسطی]]></title>
            <link>https://matnavis.com/blogs/باغ‌های-قرون-وسطی_medieval-garden</link>
            <guid isPermaLink="false">https://matnavis.com/blogs/باغ‌های-قرون-وسطی_medieval-garden</guid>
            <pubDate>Thu, 23 Jan 2025 11:57:06 GMT</pubDate>
            <description><![CDATA[در قرون وسطی، باغ‌ها و فضاهای سبز به طور قابل توجهی تغییر شکل دادند. در ابتدا، باغ‌ها به مکانی برای تأمین نیازهای غذایی و دارویی تبدیل شده بودند، اما با گذشت زمان، به خصوص در صومعه‌ها، این فضاها تبدیل به مکان‌هایی معنوی و مقدس شدند.]]></description>
            <content:encoded><![CDATA[<h4>از روم تا قرون وسطی</h4>
قرون وسطی از زوال امپراتوری روم غربی تا رنسانس به طول انجامید. در این مدت، وضعیت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی در اروپا تغییرات زیادی را تجربه کرد و دین مسیحیت به طور گسترده‌ای در جوامع مختلف اروپا نفوذ پیدا کرد. پس از سقوط امپراتوری روم، نبود یک قدرت مرکزی موجب ناامنی در فضای عمومی شد و مردم که سکونت‌های خود را از دست داده بودند برای تأمین امنیت خود به قلعه‌ها و مناطق محصور پناه بردند. در این دوران تفکرات منظر و ارتباط مردم با طبیعت تحت تاثیر آموزه‌های رساله شهر خدای سنت آگوستین هیپو قرار گرفتند.

<img title="Roman_Republic_Empire_map.gif" src="https://api.matnavis.com/files/blog/cjNMio6wTFi4RGx1kPAp.gif" alt="Roman_Republic_Empire_map.gif" width="626" height="595" />
<div class="caption">

Roman territorial evolution from the rise of the city-state of Rome to the fall of the Western <a title="https://en.wikipedia.org/wiki/Roman_Empire" href="https://en.wikipedia.org/wiki/Roman_Empire" target="_blank" rel="noopener">Roman Empire</a>

</div>
<h4>منظر کشاورزی</h4>
در سده‌های میانه، کشاورزی و بهره‌برداری از زمین برای خودکفایی اهالی صومعه اهمیت ویژه‌ای پیدا کرد. کلیسا، که در آن زمان نقش مرکزی در سیاست و اجتماع ایفا می‌کرد، به سازماندهی زمین‌ها و منظرهای کشاورزی پرداخت. این تغییرات به طور عمده به نفع طبقات روحانی بود و جنگل‌ها برای ایجاد مزارع و کشاورزی پاکسازی شدند (دانته در کمدی الهی به ترس اساسی مسیحیان از جنگل‌ها اشاره می‌کند. با این تفاصیر جنگل زدایی مصداقی برای ریاضت طلبی و دعا و عبادت مقدسین مسیحی بود). به این ترتیب، تا انتهای قرون وسطی بیشتر جنگل‌های اصلی اروپا که تا پیش از این در بسیاری از مناطق وجود داشتند، ناپدید شدند و جای خود را به مزارع، پرچین‌ها و تراس‌های جدید دادند.

<img title="medieval-garden-plants.jpg" src="https://api.matnavis.com/files/blog/fAEEERERTaMdvszWTmxx.png" alt="medieval-garden-plants.jpg" width="800" height="523" />
<div class="caption">

نقشه صومعه وال دی کریستو در جنوب اسپانیا

</div>
<h4>تحول باغ‌ها در قرون وسطی</h4>
در قرون وسطی، باغ‌ها و فضاهای سبز به طور قابل توجهی تغییر شکل دادند. در ابتدا، باغ‌ها به مکانی برای تأمین نیازهای غذایی و دارویی تبدیل شده بودند، اما با گذشت زمان، به خصوص در صومعه‌ها، این فضاها تبدیل به مکان‌هایی معنوی و مقدس شدند.

<img title="4555.png" src="https://api.matnavis.com/files/blog/SWDsY6WbQei4LbhJxz6I.png" alt="4555.png" width="1000" height="707" />
<div class="caption">

دیر سنت گل تصویر پایه از کتاب معماری جهانی افزوده گرافیکی از متن آویس

</div>
با گسترش صومعه‌ها و تأسیس مراکز علمی و مذهبی، این باغ‌ها به محلی برای حفظ و انتقال دانش تبدیل شدند. راهبان در این فضاها علاوه برکشت گیاهان دارویی و مواد غذایی، دانش‌های پزشکی و علمی را نیز حفظ می‌کردند. این روند موجب شد که در قرون وسطی، صومعه‌ها علاوه بر مرکز عبادی، به مراکز علمی و فرهنگی تبدیل شوند که در آن‌ها آثاری از گذشته‌های دور و دانش‌های جدید حفظ می‌شد و انتقال می‌یافت. بسیاری از اشعار منثور و رساله‌های مربوط به شیوه‌های باغبانی که توسط محققین قرون وسطی نوشته شده است (مانند نقشه دیر سنت گَل)، اهمیت منظر مبتنی بر کشاورزی دارویی را نشان می‌دهند.

در نقشه تک خطی باقی مانده از دیر سنت گل فضاهایی از جمله کلویستر (حیاط دورستونی)، فضای پرورش گیاهان دارویی و خوراکی و مریض خانه دیده می‌شود. (برای زینت از پوشش گیاهی استفاده نمی‌کردند)

<img title="25.png" src="https://api.matnavis.com/files/blog/VJtbqq5hQn3hz8x1V2tk.png" alt="25.png" width="644" height="480" />
<div class="caption">

بازنمایی سه بعدی دیر سنت گل – تصویر پایه از کتاب تاریخ مصور معماری منظر افزوده گرافیکی از متن آویس

</div>
<h4>باغ محصور</h4>
باغ‌های محصور (<em>hortus conclusu) </em>که در صومعه‌ها ساخته می‌شدند، به مکانی برای کشت گیاهان دارویی، تزئینی و حتی گیاهانی که به زندگی معنوی و مذهبی مربوط می‌شدند، تبدیل شدند. این باغ‌ها از نظر شکل و مفهوم بسیار ساده بودند و به‌عنوان مکانی دلپذیر و جدا شده از طبیعت وحشی آن زمان شناخته می‌شدند. این فضاها به نوعی نمادی از پاکی، آرامش و جدایی از فساد دنیوی محسوب می‌شدند.

<img title="Picture1.jpg" src="https://api.matnavis.com/files/blog/5PDrvyNRTypUnEFqDvpN.png" alt="Picture1.jpg" width="692" height="474" />

باغ در قرون وسطی، به‌ویژه با ‌عنوان <em>(Locus Amoenus)</em>، در قلعه‌ها (باغ‌های با وسعت کم اما همراه با ترکیب زیبای آب و گیاه و محل های دنج برای بزم ها و قرارهای عاشقانه در قرون وسطی) و به ندرت در کاخ‌های شهری توسعه یافت. درون شهر باغچه‌های کوچکی برای تامین نیازهای غذایی مردم وجود داشت.

[caption id="" align="aligncenter" width="420"]<img title="8.jpg" src="https://api.matnavis.com/files/blog/oNFzxuxaS6eRPHCMopb0.png" alt="باغ قرون وسطی" width="420" height="409" data-wp-editing="1" /> تصویر فِلمیش از رمانس گل سرخ حدود 1485[/caption]

<div class="caption">

&nbsp;

</div>
در نهایت، این تغییرات در دوران قرون وسطی زمینه‌ساز تحولات بزرگ‌تری در دوران<a href="https://matnavis.com/blogs/%D8%A8%D8%A7%D8%BA%E2%80%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%B3-%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%88%D9%81-%DA%98%DB%8C%D8%B1%D9%88_Renaissance-Gardens"> رنسانس</a> شد. در حالی که باغ‌ها در ابتدا به مکان‌هایی ساده و کاربردی برای تأمین نیازهای معیشتی تبدیل شده بودند، در دوران‌های بعدی به فضایی برای نمایش زیبایی‌های طبیعی و همچنین تمثیل‌های مذهبی و فلسفی بدل شدند.
این روند نشان‌دهنده تغییرات اساسی در نگرش مردم به طبیعت و منظر در دوران قرون وسطی بود.

<img class="aligncenter" title="89.png" src="https://api.matnavis.com/files/blog/wWlEjLDZQ6eAhobedyTu.png" alt="89.png" width="483" height="443" />
<div class="caption">

پیترو دِ کِرِچِنزی، باغ شهری از کتاب کشاورزی روستایی (Le Livre de Rustican des Prouffiz Ruraulx) حدود 1485

</div>
منابع برای مطالعه بیشتر
<div class="left align text">
<div style="text-align: left;">Girot, C. (2016). <em>The course of landscape architecture</em>. Thames and Hudson.</div>
<div style="text-align: left;">Boults, E., &amp; Sullivan, C. (2010). <em>Illustrated history of landscape design</em>. John Wiley &amp; Sons.</div>
<div style="text-align: left;">Pregill, P., &amp; Volkman, N. (1999). <em>Landscapes in history: design and planning in the Eastern and Western traditions</em>. John Wiley &amp; Sons.</div>
<div style="text-align: left;">Landsberg, S. (2003). <em>The medieval garden</em>. University of Toronto Press.</div>
</div>]]></content:encoded>
            <enclosure url="https://wp.matnavis.com/wp-content/uploads/2025/04/mwR3FmxQjued2Iu9SjwK.png" length="0" type="image/png"/>
        </item>
        <item>
            <title><![CDATA[نظام دیوانی ساسانی]]></title>
            <link>https://matnavis.com/blogs/نظام-دیوانی-ساسانی_sassanid-administrative-system</link>
            <guid isPermaLink="false">https://matnavis.com/blogs/نظام-دیوانی-ساسانی_sassanid-administrative-system</guid>
            <pubDate>Mon, 23 Dec 2024 17:25:54 GMT</pubDate>
            <description><![CDATA[حکمروایی نزد ساسانیان به واسطه وسعت جغرافیایی قلمرو و پیچیدگی‌های ساختار اجتماعی، نیازمند نظام مدیریتی مفصل و پیچیده‌ای بوده است. :\
«موبدان موبد» رئیس همه موبدان و قاضی‌القضات، «بزرگ‌فرماندار» ناظر بر همه امور کشور، «اسپهبُد» که امور سپاه را بر عهده داشته، «هوتخشه بُد» که اداره امور کارورزان یعنی همه شاغلان را عهده‌دار بوده است و «دبیربُد» که امور نظام دیوانی ساسانی را سرپرستی می‌کرده است]]></description>
            <content:encoded><![CDATA[حکمروایی نزد ساسانیان به واسطه وسعت جغرافیایی قلمرو و پیچیدگی‌های ساختار اجتماعی، نیازمند نظام مدیریتی مفصل و پیچیده‌ای بوده است. مسعودی برای اداره سرزمین در این دوره، پنج مرتبه اصلی برای ایرانیان می‌شمارد:

«موبدان موبد» رئیس همه موبدان و قاضی‌القضات، «بزرگ‌فرماندار» ناظر بر همه امور کشور، «اسپهبُد» که امور سپاه را بر عهده داشته، «هوتخشه بُد» که اداره امور کارورزان یعنی همه شاغلان را عهده‌دار بوده است و «دبیربُد» که امور دیوانی را سرپرستی می‌کرده است و ذیل این پنج مرتبه اصلی، «ششصد» مرتبه جای می‌گرفته است که همه آن‌ها در کتابی با نام «گاهنامه» بر حسب ترتیب گرد آمده بوده است. (التنبیه و الاشراف، 104)

مفصل و پیچیده بودن سازوکار مدیریت سرزمین نزد ساسانیان، اعراب را واداشت هنگام تسلط بر مدائن، در نظام دیوانی ساسانی  تصرفی نکنند و سنت خویش را که تقسیم اراضی مفتوحه بود، تغییردادند و از نهادهای ساسانی برای اداره آن‌جا استفاده کردند.

<img class="aligncenter" title="نقشه.jpg" src="https://api.matnavis.com/files/blog/OGtfXTYR8aculvRnAYOQ.png" alt="نقشه.jpg" width="534" height="364" />
<div class="caption">

<a title="https://www.worldhistory.org/image/16853/" href="https://www.worldhistory.org/image/16853/" target="_blank" rel="noopener">امپراتوری ساسانی</a> در قرن 7 میلادی

</div>
<h4>دیوان آب</h4>
دیوان‌های متعددی در ایران ساسانی وظیفه مدیریت سرزمین را برعهده داشت. از جمله مهم‌ترین آن‌ها دیوان آب بوده است. دیوان آب در سرزمین عراق را «کَسْتَبْزود» (کاست‌افزود) می‌نامیدند. کستبزود دیوانی است که خراج هر یک از صاحبان آب‌ها و آن چه در آن افزوده یا کاسته می‌شود و هم‌چنین انتقال از نامی به نام دیگر در آن ثبت می‌شود.

این نام‌گذاری متأثر از ویژگی‌های جغرافیای طبیعی در میانرودان بود: نخست ماهیت سرکش و ناآرام دو رود دجله و فرات، که پیوسته در آبادسازی و ویرانگری در نوسان بودند، و دیگری مجاورت دو جغرافیای پست و سیل‌گیر، و مرتفع و دور از آب سرزمین عراق. این دو خصیصه ایجاب می‌کرد که کاست و افزود (کستبزود) در مالکیت آب و مالیات متعاقب آن، پیوسته در دیوانی به همین نام ثبت و به آن رسیدگی شود. (ملایری، ج5، 133).

<img class="aligncenter" title="نظام آب.png" src="https://api.matnavis.com/files/blog/NIF7VJuTBOny6Oco6ApN.png" alt="نظام آب.png دیوان اب نظام دیوانی ساسانی" width="432" height="566" />
<div class="caption">

فشردگی، تعدد کانال‌های آب باستانی در میانرودانجنوبی- مأخذ: Altaweel et al., 2019

</div>
<h4>دیوان نوروز</h4>
اختصاص دیوانی برای رسیدگی به امور نوروز، اهمیت و جایگاه آن را نزد ساسانیان آشکار می‌کند. در این دیوان نام هدیه‌دهندگان به پادشاه در بار نوروزی، و پاداشی که شاه برای هر یک تعیین می‌کرد، ثبت می‌شد، هدایا از مشک، عنبر، لباس، شمشیر تا شرابه‌های سیمین بدره‌های ابریشمین تا قطعه شعری و خطبه‌ای و حتی سبزه‌ای بهاری متفاوت بود. (ملایری، ج5، 147)

<img class="aligncenter" title="طاق کسری.jpg" src="https://api.matnavis.com/files/blog/ZlEEhOXOTLKEmI2A79J5.png" alt="طاق کسری. دیوان نوروز" width="621" height="453" />
<div class="caption">

طاق کسری، محل بار نوروزی عکس از <a title="http://negarestandoc.ir/documentdetail.aspx?id=101369" href="http://negarestandoc.ir/documentdetail.aspx?id=101369">نگارستان</a>

</div>
<h4>دیوان آتشکده‌ها</h4>
دیوان آتشکده‌ها، دیگر دیوان مهم ساسانی بوده است که سرپرست آن را «آتش آماردیبهر» یعنی دبیر محاسبات آتشکده می‌خواندند.

وسعت قلمرو این دیوان را می‌توان از این جا حدس زد که در ایرانِ پیش‌ازاسلام کمتر <a title="https://matnavis.com/article/sasanid-cities-ardeshirkhore" href="https://matnavis.com/article/sasanid-cities-ardeshirkhore">شهر</a> و روستایی از آتشکده خالی بوده و آتشکده‌ها هم متناسب با محل و اهمیت خود، دارای املاک و دارایی‌هایی بوده‌اند که طی قرن‌ها از راه وقف یا نذورات برای آن‌ها فراهم می‌شده و به تدریج رو به فزونی می‌گذاشته است. همین ثروت عظیم یکی از اسباب قدرت و نفوذ مرتبه موبدان در جامعه ساسانی بود.

<img class="aligncenter" title="نیاسر.jpg" src="https://api.matnavis.com/files/blog/gLaOegZSS2F9Kg72D4Bo.png" alt="نظام دیوانی ساسانی دیوان اتش" width="698" height="389" />
<div class="caption">

چهارتاقی نیاسر

</div>
مطالعه بیشتر:
<div class="right aligne text">

کریستینسن, آرتور.<em>ایران در زمان ساسانیان</em>. ترجمه رشید یاسمی.تهران: صدای معاصر, 1393.

محمدی ملایری, محمد. <em>تاریخ و فرهنگ ایران در دوران انتقال از عصر ساسانی به عصر اسلامی</em>. تهران: توس, 1379.

مسعودی, ابوالحسن علی بن حسین. <em>التنبیه و الاشراف. </em>ترجمه ابوالقاسم پاینده. تهران: انتشارات علمی و
فرهنگی, 1390.

</div>
<div class="left align text">
<p style="text-align: left;">Altaweel, Mark, Anke Marsh, Jaafar Jotheri, Carrie Hritz, Dominik Fleitmann, Stephanie Rost, Stephen F. Lintner, et al.
“NEW INSIGHTS ON THE ROLE OF ENVIRONMENTAL DYNAMICS SHAPING SOUTHERN
MESOPOTAMIA: FROM THE PRE-UBAID TO THE EARLY ISLAMIC PERIOD.” <em>Iraq</em> 81
(December 2019): 23–46.</p>

</div>
&nbsp;

&nbsp;]]></content:encoded>
            <enclosure url="https://wp.matnavis.com/wp-content/uploads/2025/04/ZlEEhOXOTLKEmI2A79J5.png" length="0" type="image/png"/>
        </item>
        <item>
            <title><![CDATA[جان جهان در آیین زرتشت]]></title>
            <link>https://matnavis.com/blogs/جان-جهان-در-آیین-زرتشت_jan-jahan-in-zoroastrian-religion</link>
            <guid isPermaLink="false">https://matnavis.com/blogs/جان-جهان-در-آیین-زرتشت_jan-jahan-in-zoroastrian-religion</guid>
            <pubDate>Sat, 31 Aug 2024 15:53:14 GMT</pubDate>
            <description><![CDATA[برخلاف بسیاری از ادیان، در آیین زرتشت، «گیتی» یا جهان مادی، در مقابل «مینو» یا جهان معنوی قرار نمی‌گیرد. طبیعت مادی، نه تنها پست و دون‌مایه یا گناه‌آلود نیست، (جنیدی،1389) بلکه به مثابه پیکره‌ای از تمامی موجودات ادراک می‌شود که جان مقدس جهان در آن جاری است و هر یک از اجزای این پیکره به اندازه آدمی ارزشمند و دارای حق حیات هستند.]]></description>
            <content:encoded><![CDATA[<h4>گیتی و مینو؛ دو جهان در پیوستگی</h4>
برخلاف بسیاری از ادیان، در آیین زرتشت، «گیتی» یا جهان مادی، در مقابل «مینو» یا جهان معنوی قرار نمی‌گیرد. طبیعت مادی، نه تنها پست و دون‌مایه یا گناه‌آلود نیست، (جنیدی،1389) بلکه به مثابه پیکره‌ای از تمامی موجودات ادراک می‌شود که جان مقدس جهان در آن جاری است و هر یک از اجزای این پیکره به اندازه آدمی ارزشمند و دارای حق حیات هستند.
<h4> انسان، تصویر کوچکی از جهان</h4>
در بندهش، در بخشی به نام «اندازه‌های گیتی و تن مردمان»، پوست مردم به زمین، رگ‌ها به رودها، استخوان‌ها به کوه‌ها، گیسوان به جنگل‌ها و غیره همانند شده است. درستی «مِهجهان» یا گیتی، وابسته به درستی همه جانداران و زمین و آب و آتش است؛ چنان که سلامت «کِهجهان» یا تن آدمی، وابسته به سلامت اندام‌های آن.

<img class="aligncenter" title="Picture1.jpg" src="https://api.matnavis.com/files/blog/tV8DYd68SPiWuR1FsO1h.png" alt="Picture1.jpg" width="556" height="499" />
<div class="caption">

کاسه نقره‌ای-ساسانیان، مأخذ <a title="https://archive.org/details/clevelandart-1966.369-bowl" href="https://archive.org/details/clevelandart-1966.369-bowl" target="_blank" rel="noopener">آرکایو</a>

</div>
نظم مقدس حاکم بر جان جهان در آیین زرتشت

«اشا / اشه» <em>Aṣ̌a</em> / <em>Arta، </em>قانونی حاکم بر جان جهان است که همه ذرات پیکره جهان برای بودن و به‌زیستن باید از آن فرمان گیرند. اشا با «ordo» لاتین، به معنای نظم و آراستگی هم ریشه است. وقتی جزئی از گیتی از نظم اشا خارج می‌شود، به خودش، دیگر اجزا و کل پیکره آسیب می‌زند و اگر کسی حق یکی از اجزای گیتی را تباه کند، به اشا یا داد ستم می‌رساند.(جنیدی،1389)

<img class="aligncenter" title="Picture2.jpg" src="https://api.matnavis.com/files/blog/MqdXvMZ1QCaBedlEeJUv.png" alt="Picture2.jpg" width="735" height="332" />
<div class="caption">

نقش اهورامزدا-سردر کاخ صدستون-تخت جمشید، مأخذ:<a title="http://negarestandoc.ir/document_detail_for_print.aspx?id=105051" href="http://negarestandoc.ir/document_detail_for_print.aspx?id=105051" target="_blank" rel="noopener">نگارستان</a>

</div>
<h4>امشاسپندان؛ نمایندگان عناصر طبیعی</h4>
«اَمشاسپَندان» نمایندگان مینوی شش عنصر طبیعی در گیتی هستند؛ بهمن نماینده جانوران، اردیبهشت نماینده آتش، شهریور نماینده فلزات یا آسمان، سپندارمذ نماینده زمین، خرداد نماینده آب‌ها و مرداد نماینده گیاهان. امشاسپندان، در گفت‌و‌گو با زرتشت پیامبر، او را به مراقبت و خشنودسازی این شش عنصر طبیعی در گیتی پند می‌دهند. (گزیده‌های زادسپرم،1385)
شاد کردن عناصر گیتی، تلویحاً به زنده انگاشتن و قائل شدن حق حیات برای آنان، چنان که برای انسان متصور است، اشاره دارد و نشانه مرتبه ویژه و مقدس طبیعت مادی و اجزای آن در اندیشه زرتشتی است.

&nbsp;

<img class="aligncenter" title="Picture3.jpg" src="https://api.matnavis.com/files/blog/tf5nIEKxT1lNJtud1Hhg.png" alt="Picture3.jpg" width="250" height="274" />
<div class="caption">

شمایل فرضی امشاسپندان-مأخذ <a title="https://www.zarathustra-verein.de/" href="https://www.zarathustra-verein.de/" target="_blank" rel="noopener">آدرس سایت</a>

</div>
در «پَتیت» توبه‌نامه‌ای از عصر ساسانی، نویسنده بخش عمده‌ای از توبه‌ها را مربوط به گناهانی نوشت که به دست نویسنده در حق جان جهان مرتکب شد. طلب بخشش طوری مطرح شد که نشان دهد گناه در مرتبه نخست در حق امشاسپندِ مرتبط با آن عنصر طبیعی روا دانسته شده است و همین مسأله یعنی اتصال جهان گیتی به جهان مینو و متأثر شدن جهان مینو، گناه را سنگین‌تر کرده است.

<img class="aligncenter" title="Picture4.jpg" src="https://api.matnavis.com/files/blog/vQuB9GLuTpWzI5KMbOVC.png" alt="Picture4.jpg" width="660" height="442" />
<div class="caption">

نقوش گیاهی و حیوانی
در هنر باستان ( گچبری‌های ساسانی)، مأخذ: <a title="https://images.metmuseum.org/" href="https://images.metmuseum.org/">https://images.metmuseum.org/</a>

</div>
برای مطالعه بیشتر:
<div class="right-align-text">

آموزگار ژاله، احمدتفضلی. 1370.<em>اسطوره زندگی زرتشت</em>. بابل: کتابسرای بابل.

</div>
<div class="right-align-text">

بهار, مهرداد. 1391. <em>پژوهشی در اساطیر ایران (پاره نخست و پاره دویم)</em>.ویراستار کتایون مزداپور. تهران: آگه.

</div>
<div class="right-align-text">

جنیدی فریدون. 1389. <em>حقوق جهان در ایران باستان</em>. تهران: نشر بلخ.

</div>]]></content:encoded>
            <enclosure url="https://wp.matnavis.com/wp-content/uploads/2025/04/xrZLAz7gQm2nlmhRGvHP.png" length="0" type="image/png"/>
        </item>
        <item>
            <title><![CDATA[خوراک مردمان در اساطیر ایران]]></title>
            <link>https://matnavis.com/blogs/خوراک-مردمان-در-اساطیر-ایران_peoples-food-in-iranian-mythology</link>
            <guid isPermaLink="false">https://matnavis.com/blogs/خوراک-مردمان-در-اساطیر-ایران_peoples-food-in-iranian-mythology</guid>
            <pubDate>Wed, 21 Aug 2024 16:09:13 GMT</pubDate>
            <description><![CDATA[در نامه‌های کهن ایرانی از نان و خوراک ایرانیان دوران اساطیری ویژه سخنانی به یادگار مانده است.در این یادداشت، سیر تحول خوراک مردمان در اساطیر ایران از گیاه‌خواری تا گوشت‌خواری بررسی می‌شود. با استناد به شاهنامه، بندهش و دیگر متون کهن، چگونگی تغییرات خوراک مردمان در دوران مختلف، از آغاز تا ظهور سوشیانس، و تأثیر آن بر باورهای ایرانیان تحلیل می‌شود.]]></description>
            <content:encoded><![CDATA[<h4>از خوان رنگین تا نان خونین: روایت خوراک در اسطوره‌های ایرانی</h4>
در نامه‌های کهن ایرانی از نان و خوراک ایرانیان دوران اساطیری ویژه سخنانی به یادگار مانده است. برجسته‌ترین این یادکردها از شاهنامه، گرامی‌ترین این نامه‌ها، آغاز گوشت‌خواری انسان است، به هنگام ضحاک و به دستپخت ابلیس.

<img class="aligncenter" title="Picture1.jpg" src="https://api.matnavis.com/files/blog/24RMT09GT5OpYRM36CHn.png" alt="Picture1.jpg" width="385" height="577" />
<div class="caption">

به ضحاک عاقبتش گفته می‌شود، شاهنامه طهماسبی، <a title="https://www.metmuseum.org/art/collection/search/452113" href="https://www.metmuseum.org/art/collection/search/452113" target="_blank" rel="noopener">موزه استانبول</a>.

</div>
<h4>ابلیس، ضحاک و مزه‌ قدرت: آغاز گوشت‌خواری در شاهنامه</h4>
ابلیس به نیرنگ خود را به خوالیگری (خوالیگر: آشپز) ضحاک درمی‌آورد و پیوسته روز به روز مزه دهان سلطان جوان را به خوراک حیوانی خو می‌دهد.

فراوان نبود آن زمان پرورش

که کمتر بد از کشتنی‌ها خورش
<div class="red text">

به خون‌اش بپروردبرسان شیر

</div>
بدان تا کند پادشا را دلیر

<img class="aligncenter" title="Picture2.jpg" src="https://api.matnavis.com/files/blog/Br3PekC0Q8uNPQSj7UIu.png" alt="Picture2.jpg" width="335" height="394" />
<div class="caption">

ضحاک بر تخت نشسته با دو دختر جمشید، صفحه‌ای از نسخه خطی شاهنامه. <a title="Zahhak Enthroned with the Two Daughters of Jamshid, Page from a Manuscript of the Shahnama (Book of Kings) LACMA M.83.27.2.jpg - Wikimedia Commons" href="Zahhak Enthroned with the Two Daughters of Jamshid, Page from a Manuscript of the Shahnama (Book of Kings) LACMA M.83.27.2.jpg - Wikimedia Commons" target="_blank" rel="noopener">منبع</a>

</div>
شاهنامه پس از این پیشگفتار پیدایی و مراحل رشد فن آشپزی را در چند بیت گنجانده که به گونه‌ای نمادین در چند روز آمده است؛

خورش زرده خاگ دادش نخست

بدان داشتش یک‌زمان تندرست

دگر روز...

خورش‌ها ز کبک و تزرو سپید

بسازید و آمد دلیپراُمید

سدیگر به مرغ و کباب بره

بیاراست خوان از خورش یکسره

به روز چهارم چو بنهاد خوان

خورش ساخت از پشتگاو جوان

بدو اندرون زعفران گلاب

همان سالخورده می و مشک ناب

<img class="aligncenter" title="Picture3.jpg" src="https://api.matnavis.com/files/blog/zcGWO4YNSkmQnQs1cDlH.png" alt="Picture3.jpg" width="286" height="405" />
<div class="caption">

شاهنامه بایسنغری موزه کاخ گلستان، <a title="https://archive.org/details/baysonghori/page/n169/mode/2up" href="https://archive.org/details/baysonghori/page/n169/mode/2up" target="_blank" rel="noopener">منبع</a>

</div>
<h4>جمشید آموزگار گوشت‌خواری: دو روایت در گاهان و دینکرد</h4>
در این هنگام ضحاک در گوشه‌ای از پادشاهی جمشید جای‌نشین پدر شده و هنوز بر فرمانروایی جمشید نشوریده است. همچنان که شاهنامه تاریخ گوشت‌خواری را با ضحاک گزارش می‌کند، گاهانِ زرتشت نیز جمشید را کسی می‌داند که در پایان دوران فرمانروایی‌اش به مردمان گوشت خوردن آموخت.
<h4></h4>
«آشکار است که جم پسر ویونگهان از همین گناهکاران است. کسی که برای خوشنود ساختن مردمان خوردن گوشت به آنان آموخت...»

<img class="aligncenter" title="Picture4.png" src="https://api.matnavis.com/files/blog/CCWVxXZqT56dU1Q0hRSc.png" alt="Picture4.png" width="468" height="182" />
<div class="caption">

گاهان، یسن ۳۲، بند ۸

</div>
و دیگر بار از متن اوستایی «<em>وَرشت مانسَرنَسک»</em> که خلاصه پهلوی آن در «<em>دینکرد» نهم</em> به امروز مانده، جمشید کسی است که به مردمان فرمان خوردن گوشت داده است؛ شما مردمان دارنده چارپا هستید یعنی شما که انسان هستید گوشت حیوان زیر دست خود را بخورید و این طبقه زیر دست برای شما به فراوانی گوشت فراهم می‌آورد.

<img class="aligncenter" title="Picture15.jpg" src="https://api.matnavis.com/files/blog/xt3roTHgTQm40Eisywd3.png" alt="Picture15.jpg" width="275" height="207" />
<div class="caption">

جمشید و ضحاک

</div>
<h4>طبخ انسان به کام ماردوش: قربانی، رهایی و هنر آشپزی</h4>
پس از آنکه ضحاک جای جمشید گرفت، از برای درمان ماران دوش خود هر شب از پسران دو تن قربانی می‌کرد. ارمائیل و گرمائیل خوالیگری آموختند و به خورشخانه شاهی وارد شدند تا مگر هر شب یک پسر را ازمرگ رهایی دهند.

یکی گفت ما را به خوالیگری                                   ببایدبر شاه رفت آوری

مگر زین دو تن را که ریزند خون                             یکی را توان آوریدنبرون

برفتند و خوالیگری ساختند                                   خورش‌ها بی‌اندازهبشناختند

خورشخانه پادشاه جهان                                     گرفت آن دو بیدار دل در نهان

اما پسر دیگر؛

از آن دو یکی را بپرداختند                                 جز این چاره‌اینیز نشناختند

... و فن آشپزی تا آنجا پیش رفت که از انسان خوراک ساختند. هرچند بنظر می‌آید که تنها خوراک ماران شده باشد نه مردمی.

<img class="aligncenter" title="Picture22.jpg" src="https://api.matnavis.com/files/blog/oEZVdbwWSICNDXhw7TQc.png" alt="Picture22.jpg" width="324" height="243" />
<h4>خوراک از آغاز تا پایان: چرخه‌ی تغذیه در بندهش</h4>
خوراک مردمان در اساطیر ایران، از آغاز تا پایان دوران‌های مختلف، تغییراتی گسترده داشته است که نشان‌دهنده تحول فرهنگی و اجتماعی ایرانیان است. در شاهنامه و دیگر متون اساطیری، از کیومرث تا سوشیانس، این تغییرات در نوع خوراک، از گیاه‌خواری به گوشت‌خواری و در نهایت بازگشت به آب، به وضوح نمایان است.

<em>جز این</em>... <em>آگاهی بس شگفتی</em> از باورهای نیاکان در نامه پهلوی بُندَهِش بدست رسیده که سرگذشت و سرنوشت خوراک مردمان از آغاز پرورش تن تا به انجام کار جهان را نمودار کرده است.

در بندهش چنین آمده که نخستین زوج بشر: "نخست آب، پس گیاه و سپس شیر و پسان گوشت خوردند، مردمان نیز چون زمانش فرارسد؛ نخست از گوشت، سپس از شیر، و سپس از نان خوردن بازایستند تا به دم مرگ که خوراکشان تنها آب است... "

در شاهنامه این نخستین زوج نیامده و پرورش تن از کیومرث است، در این بیت:

ازو اندر آمد همی پرورش که پوشیدنی نو بد و نو خورش

<img class="aligncenter" title="Picture38.jpg" src="https://api.matnavis.com/files/blog/uoUNbKROWpc2JnynhWAA.png" alt="Picture38.jpg" width="334" height="484" />
<div class="caption">

دیوان کیومرث، مینیاتور سلطان محمد از شاهنامه شاه طهماسب. موزه آقاخان، <a title="https://atsunnyside.blog/2023/07/01/sultan-muhammad-the-court-of-kayumars-c-1524-1525/" href="https://atsunnyside.blog/2023/07/01/sultan-muhammad-the-court-of-kayumars-c-1524-1525/" target="_blank" rel="noopener">منبع</a>

</div>
<h4>آغاز دوران کشاورزی: هوشنگ، کار و خوراک</h4>
شاهنامه گیاهخواری را در دو دوره میوه‌خواری و کشاورزی بخش کرده است. آمده است که هوشنگ از برای آسایش مردمان آب را به خانه‌ها کشید و این خود مقدمه‌ای شد بر کشاورزی و فراهم کردن خوراک؛

چو این کرده شد چاره آب ساخت

ز دریا برآورد و هامون نواخت

به جوی و به رود آب را راه کرد

به فرخندگی رنج کوتاه کرد

چو آگاه مردم بر این بر فزود

پراکندن تخم و کشت و درود

پسیجید(فراهم کرد) پس هر کسی نان خویش

بورزید و بشناخت سامان خویش

و یادآور می‌شود که پیش از این مردمان میوه‌خوار بودند؛

از آن پیش کاین کارها شد پسیچ

نبود خوردنی‌ها جز‌ از میوه هیچ
<h4>بازگشت به آب: ظهور سوشیانت و ترک خوراک</h4>
بندهش به دنبال متن پیشین، خوراکِ واپسینِ مردمانِ جهان را چون خوراکِ انسانِ دمِ مرگ آورده است. چنین که در هنگام ظهور سوشیانت نیز: " ... از گوشت‌خواری بازایستند، و از گیاه بازایستند، و جز آب نخورند، و ده سال پیش از رسیدن سوشیانس از آب خوردن باز ایستند و بدون خوراک به سربرند و با این همه نمیرند."

<img class="aligncenter" title="Picture4.jpg" src="https://api.matnavis.com/files/blog/T8R1jblzR2aknOCLaZnU.png" alt="Picture4.jpg" width="261" height="404" />
<div class="caption">

شاهنامه فردوسی، <a title="https://www.storymuseum.org.uk/1001-stories/shahnameh" href="https://www.storymuseum.org.uk/1001-stories/shahnameh" target="_blank" rel="noopener">منبع</a>

</div>
در نوشتارهای تاریخ اساطیری ایرانیان گردش خوراک مردم از لطیف‌ترین خوراکی‌ها تا سنگین‌ترین ماده‌ها اندریافت می‌شود؛ از آب و گیا تا گوشت و خون.  بازگشت آن باز به آب و بستن چرخه خوراک و روزگاری حتی بی‌آب زیستن در باورهای ایشان به رستخیز در متون برجای است.
<h4>حکمت سکوت سر سفره و آداب غذا خوردن</h4>
همچنین ویژه کردن خوراکی به روزی از سال، پرهیزهای خوراکی، ملاحظات ذبح حیوانات، روزه‌داری، بخشیدن خوراک میان مردم و به‌آئین خوردن با نوشتارهای اساطیری پیوند خورده است.

<img class="aligncenter" title="Picture5.jpg" src="https://api.matnavis.com/files/blog/XZFX3Q2XRrqkvDYm7ekT.png" alt="Picture5.jpg" width="215" height="300" />
<div class="caption">

برگی از شاهنامه، شیوه قزوین، سده دهم هــ .ق، <a title="Www.Shahnama.Caret.Com.ac.uk" href="Www.Shahnama.Caret.Com.ac.uk" target="_blank" rel="noopener">کتابخانه بریتانیا لندن</a>

</div>
از این میان در مروج الذهب مسعودی نکوهش سخن گفتن هنگام خوردن، اندرز کیومرث است که درآمیخته با باورهای پزشکی بیان شده است؛ " گویند که گیومرث نخستین کسی بود که فرمود تا هنگام غذا خاموشی گزینند تا طبیعت سهم خود را بگیرد، و تن را با غذایی که بدان می‌رسد، اصلاح کند و جان آرام گیرد و هر یک از اعضاء در کار دریافت صافی غذا تدبیری برای تندرستی تن کند، و آنچه به کبد و دیگر اعضاء گیرنده غذا می‌رسد، مناسب و شایسته اصلاح آن باشد.

اما وقتی انسان در ضمن غذا به چیزی اشتغال ورزد، قسمتی از تدبیر او و بخشی از خوراک او به جایی که خاطر بدان داده منصرف و منقسم می‌شود و این کار نفس حیوانی و قوای انسانی را زیان رساند، و اگر بر آن مداومت ورزد به جدایی نفس ناطقه تشخیص دهنده متفکر از جسد فانی منجر می‌شود و این دوری از حکمت وخروج از راه صواب است..." مروج الذهب، مسعودی، ص۹۰

تحول «خوراک مردمان در اساطیر ایران» تا به ظهور سوشیانس ادامه می‌یابد و نشان‌دهنده درک عمیق ایرانیان از رابطه انسان با طبیعت است.

<img class="aligncenter" title="Picture6.jpg" src="https://api.matnavis.com/files/blog/nYGtI5MfQWm9TIcJTuoZ.png" alt="Picture6.jpg" width="410" height="584" />
<div class="caption">

جشن صده،شاهنامه فردوسی <a title="https://www.metmuseum.org/art/collection/search?q=Abu'l+Qasim+Firdausi&amp;sortBy=Relevance" href="https://www.metmuseum.org/art/collection/search?q=Abu'l+Qasim+Firdausi&amp;sortBy=Relevance" target="_blank" rel="noopener">موزه متروپولیتن نیویورک</a>

</div>
&nbsp;

&nbsp;

&nbsp;]]></content:encoded>
            <enclosure url="https://wp.matnavis.com/wp-content/uploads/2025/04/24RMT09GT5OpYRM36CHn.png" length="0" type="image/png"/>
        </item>
        <item>
            <title><![CDATA[قصر ابونصر-شهرهای ساسانی روایت چهارم]]></title>
            <link>https://matnavis.com/blogs/قصر-ابونصر-شهرهای-ساسانی-روایت-چهارم_sasanid-cities-abu-nasr-palace</link>
            <guid isPermaLink="false">https://matnavis.com/blogs/قصر-ابونصر-شهرهای-ساسانی-روایت-چهارم_sasanid-cities-abu-nasr-palace</guid>
            <pubDate>Sat, 17 Aug 2024 17:35:47 GMT</pubDate>
            <description><![CDATA[محوطه باستانی قصرابونصر، در شش کیلومتری غرب شهر شیراز کنونی، در دامنه کوه­‌های شمالی دشت شیراز و در مجاورت رودخانه خشک جای گرفته است. در عصر ساسانی، علاوه بر محوطه قصر ابونصر، محوطه پهن­‌دژ و مظهر قناتی در سعدیه، از لکه­‌های زیستی مهم در دشت شیراز به حساب می­‌آمدند. شهر شیراز کنونی در روزگار ساسانی وجود نداشت.\n' +
'\n' +
`]]></description>
            <content:encoded><![CDATA[محوطه باستانی قصر ابونصر، در شش کیلومتری غرب شهر شیراز کنونی، در دامنه کوه‌­های شمالی دشت شیراز و در مجاورت رودخانه خشک جای گرفته است. در عصر ساسانی، علاوه بر محوطه قصر ابونصر، محوطه پهن­‌دژ و مظهر قناتی در سعدیه، از لکه­‌های زیستی مهم در دشت شیراز به حساب می­‌آمدند. شهر شیراز کنونی در روزگار ساسانی وجود نداشت.

<img class="aligncenter" title="استقرار.jpg" src="https://api.matnavis.com/files/blog/zrslFZDLSDqJSvHGLBvA.png" alt="استقرار.jpg موقعیت قصر ابونصر در دشت شیراز" width="479" height="200" />
<div class="caption">

موقعیت قصر ابونصر در دشت شیراز- نقشه پایه از (Whitcomb, 1985) - افزوده گرافیکی از متن‌­آویس

1.شیراز 2.قصر ابونصر 3.بَرْم دلک 4.نقش­‌برجسته­ های ساسانی 5.پهن­دژ 6.سعدیه

</div>
موقعیت استقرار قصر ابونصر در دشت شیراز، در مرکز هندسی سه شهر مهم ساسانی یعنی ب<a href="https://matnavis.com/blogs/%D8%B4%D9%87%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%8C-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D9%88%D9%85:-%D8%A8%DB%8C%D8%B4%D8%A7%D9%BE%D9%88%D8%B1_bishapur">یشاپور</a>، <a href="https://matnavis.com/blogs/%D8%B4%D9%87%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%8C-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%DB%8C%DA%A9%D9%85:-%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%AE%D9%88%D8%B1%D9%87_sasanid-cities-ardeshirkhore">اردشیرخوره</a> و استخر، به این حوزه جغرافیایی ماهیتی واسط و پیونددهنده داده است. علاوه بر این،از دشت شیراز به شهرهای مهم دیگر ساسانی از جمله فسا، دارابگرد و ارجان نیز راه باستانی وجود داشته است.

<img class="aligncenter" title="Picture6.jpg" src="https://api.matnavis.com/files/blog/NZBIudSxSJ6WCvmby106.png" alt="موقعیت دشت شیراز" width="487" height="341" />
<div class="caption">

موقعیت دشت شیراز - نقشه پایه از (Whitcomb, 1985)- افزوده گرافیکی از متن‌­آویس

</div>
خارج از محوطه باستانی قصر ابونصر و در سه کیلومتری غرب آن، چشمه تاریخی «بَرْم­دلک» و سه نقش‌­برجسته ساسانی قرار دارند.(Whitcomb,1985, p. 13) این انتظام آشنا از هم‌­نشینی چشمه و نقش­ برجسته در فاصله کمی در خارج از شهر را در اردشیرخوره، بیشاپور و دارابگرد نیز می­‌بینیم.

<img class="aligncenter" title="سوسن.png" src="https://api.matnavis.com/files/blog/TH3I20UfRtKHPbNrslQD.png" alt="نقش‌برجسته در نزدیکی قصر ابونصر شاهزاده ساسانی در حال اهدای گل سوسن به شهبانو" width="397" height="266" />
<div class="caption">

راست: نقش‌برجسته در نزدیکی قصر ابونصر: شاهزاده ساسانی در حال اهدای گل سوسن به شهبانو- (وندائی،
1395، 195) چپ: گل سوسن پرسیکا - (وندائی، 1395، 195)
<h4>ارتباط قصرابونصر و نام شیراز</h4>
</div>
از نکات بسیار جالب توجه در مورد قصرابونصر، ارتباط آن با نام «شیراز» است. هسته تاریخی شیراز کنونی را، با ورود اعراب به ایران و پس از سقوط ساسانیان بنیان افکندد و پیش از این گمان می‌­شد نام شیراز مربوط به بعد از ساسانیان است. اما با کشف مجموعه ارزشمندی از مهرها و اثر مهرهای مربوط به دوره ساسانی در محوطه قصر ابونصر، آگاهی جدیدی از «شیراز ساسانی» به‌دست آمد. تعداد زیادی از مهرها و اثر مهرها، دارای نام «شیراز» به خط فارسی میانه بودند. این مسأله نشان می­‌دهد که <a href="https://matnic.matnavis.com/question/%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D8%B3%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B4%D9%87%D8%B1-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B2_4439270049">شهری به نام شیراز پیش از اسلام</a> نیز وجود داشته و احتمالا در مکان قصرابونصر یا نزدیکی آن بوده است (Whitcomb, 1985, p. 15)

<img class="aligncenter" title="سکه.png" src="https://api.matnavis.com/files/blog/N2V3b22S0K7nvexfGEwL.png" alt="سکه.png" width="408" height="202" />
<div class="caption">

اثر مهر، یافت­‌شده در محوطه قصرابونصر، «šērāz mow» به معنای مغ شیراز- (Akbarzadeh &amp; Daryaee, 2012, p. 12)

</div>
محوطه قصر ابونصر از سه بخش اصلی تشکیل شده است. دو بخش «دژ» و «ناحیه غربی» بر تپه­‌های غربی و شرقی محوطه نشسته‌­اند و شهر، در فضای آمفی­‌تأترمانند میان این دو تپه جای گرفته است.

<img class="aligncenter" title="پلان ابونصر.jpg" src="https://api.matnavis.com/files/blog/d2kTC8lnTO6AajPxmfmm.png" alt="پلان ابونصر.jpg قصر ابونصر شیراز" width="416" height="268" />
<div class="caption">

پلان محوطه قصر ابونصر- <a href="https://www.metmuseum.org/met-publications/before-the-roses-and-nightingales-excavations-at-quasr-i-abu-nasr-old-shiraz">نقشه پایه از (Whitcomb, 1985)</a>- افزوده گرافیکی از متن‌آویس

لکه آبی: دژ – لکه نارنجی: محدوده شهر – لکه سبز: ناحیه غربی

<img class="alignnone size-full wp-image-139" src="https://wp.matnavis.com/wp-content/uploads/2024/08/Picture1.jpg" alt="" width="1430" height="212" />

</div>
<div class="caption">

نمای شرقی دژ- متن‌آویس

</div>
برای مطالعه بیشتر:
<div class="left-align-text">
<ul>
 	<li>
<div style="text-align: left;">Akbarzadeh, D., &amp; Daryaee, T. (2012). Inscribed Sasanian Bullae at the National Museum of Iran. <em>E-Sasanika</em></div></li>
</ul>
</div>
<div class="left-align-text">
<ul>
 	<li>
<div style="text-align: left;">Whitcomb, D. S. (1985). <em>Before the Roses and Nightingales: Excavations at Qasr-i Abu Nasr, Old Shiraz</em>. Metropolitan Museum of Art</div></li>
</ul>
</div>
`]]></content:encoded>
            <enclosure url="https://wp.matnavis.com/wp-content/uploads/2025/04/NqLxgcFGTauhL7OSeeJB.png" length="0" type="image/png"/>
        </item>
        <item>
            <title><![CDATA[ساختار درونی اردشیرخوره (شهرهای ساسانی)]]></title>
            <link>https://matnavis.com/blogs/ساختار-درونی-اردشیرخوره-(شهرهای-ساسانی)_sassanid-cities-the-internal-structure-of-ardeshirkhore</link>
            <guid isPermaLink="false">https://matnavis.com/blogs/ساختار-درونی-اردشیرخوره-(شهرهای-ساسانی)_sassanid-cities-the-internal-structure-of-ardeshirkhore</guid>
            <pubDate>Sat, 17 Aug 2024 17:32:21 GMT</pubDate>
            <description><![CDATA[ساختار درونی اردشیرخوره در دوران ساسانی، به‌عنوان نمونه‌ای از شهرسازی ساسانیان، با معماری خاص (دایره کامل) خود شامل دیوارها، برج‌ها و بناهای مذهبی و اداری شناخته می‌شود. این شهر، با ویژگی‌های منحصر به فرد در معماری و ساختار داخلی، تأثیر زیادی بر توسعه شهرسازی در ایران داشته است.]]></description>
            <content:encoded><![CDATA[<h4>طراحی هندسی و سازمان‌دهی فضایی شهر</h4>
شهر <a title="https://matnavis.com/article/sasanid-cities-ardeshirkhore" href="https://matnavis.com/article/sasanid-cities-ardeshirkhore" target="_blank" rel="noopener">اردشیر خوره</a> از یک دیوار پشت‌­بند، خندقی به عرض 55 متر و یک حصار خشتی با چهار دروازه اصلی منظم در دو محور اصلی تشکیل شده است. دایره شهر به قطر حدود دو کیلومتر، توسط 10 محورخیابانی به 20 قطاع تقسیم می‌شود. در مرکز شهر، دایره‌ای به قطر حدود 400 متر، توسط دیواری از باقی شهر متمایز شده است.

<img class="aligncenter" title="Picture4 copy.png" src="https://api.matnavis.com/files/blog/xojFbfLJQE283EBXXL1h.png" alt="Picture4 copy.png ساختار درونی اردشیر خوره" width="545" height="566" />
<div class="caption">

شهر اردشیرخوره-هوف, د. (1375). شهرهای ساسانی در <em>نظری اجمالی به شهرنشینی و شهرسازی در ایران-محمدیوسف کیانی</em>

</div>
در حلقه مرکزی شهر، برج عظیم چهارگوشه‌ای قرار دارد که ساختار درونی اردشیرخوره را در مرکز شهر به شکلی نمادین نشان می‌دهد. این برج، محل نگهداری آتش و جایگاه شاه در مرکز حکومت ساسانی بوده است.
<h4>بنای طربال و نام‌های آن در متون تاریخی</h4>
یک برج عظیم چهارگوشه به ضلع 20 متر و ارتفاع 40 متر در محل تقاطع محورها واقع است. این برج حاوی پلکان مارپیچ بوده که امروزه دیوارهای خارجی و پلکان‌ها خراب شده‌اند و فقط هسته مرکزی به ضلع 9 متر باقی مانده است. کارکردهای گوناگونی برای این برج برمی‌شمارند. از جمله محل نگهداری آتش، جایگاه نمادین شاه در مرکز حکومت ساسانی، محلی برای انجام مساحی در سطح شهر و دشت و برج دیدبانی. در متون تاریخی سده‌های نخست اسلامی از این برج با نام‌های «ایران‌گرده»، «ایوان‌گرده»، «طِربال» و ... یاد کرده‌اند.

<img class="aligncenter" title="Picture3 - Copy.jpg" src="https://api.matnavis.com/files/blog/cvggtSJRbCFfIStgWrJw.png" alt="Picture3 - Copy.jpg" width="135" height="289" />
<div class="caption">

بنای طربال- نگارنده

</div>
<h4>تخت‌نشین؛ نمونه‌ای کهن از پلان چارتاقی</h4>
بنای «تخت‌نشین» نیز در داخل حلقه مرکزی شهر، نزدیک به دیوار، در شمال حلقه، قرار گرفته است. این بنا، ترکیبی از یک چارتاقی و چهار ایوان پیش‌آمده در هر ورودی آن است. فضای مرکزی چارتاقی با گنبد آجری پوشیده بوده است و دیوارها از سنگ تراش‌خورده مکعبی با بست‌های فلزی ساخته شده‌اند. پلان تخت‌نشین، یکی از نمونه‌های نخستین پلان چارتاقی شناخته می‌شود که اثرات آن در معماری اسلامی به اشکال گوناگون، قابل مشاهده است.

<img class="alignnone" title="Picture1.jpg" src="https://api.matnavis.com/files/blog/CoKYcUKT2uIINAgyPLK0.png" alt="Picture1.jpg طربال ساختار درونی اردشیر خوره" width="747" height="300" />
<div class="caption">

بنای تخت‌نشین- <a title="https://whc.unesco.org/en/list/1568/gallery/" href="https://whc.unesco.org/en/list/1568/gallery/">یونسکو</a>

</div>
<h5>کاربری‌ها و توزیع فضایی درون شهر</h5>
علاوه بر این دو بنا، که به ‌نظر می‌رسد تنها ابنیه سنگی ساسانی در شهر هستند، در محدوده داخلی شهر، تعدادی
خرابه به صورت تپه وجود دارد که بر اساس موقعیتشان که روی محور اصلی یا مجاور آن واقع شده‌اند، ممکن است به تأسیسات شهری تعلق داشته باشند. دو گود بزرگ نیز در نزدیکی بنای تخت‌نشین، احتمالاً، حوض‌های آب هستند و به لحاظ کارکردی با بنای تخت‌نشین ارتباط داشته‌اند. بدین ترتیب می‌توان تصور کرد که در داخل دایره مرکزی شهر، فقط ابنیه مذهبی، اداری، تشریفاتی و دولتی قرار داشته‌اند در حالی که در دایره خارجی و بزرگ‌تر شهر، ابنیه ساکنان شهر بوده است و قسمت وسیعی از آن را به احتمال زیاد، خانه‌های ساده و یک‌طبقه، باغ‌ها و حیاط‌ها تشکیل می‌دادند.

<img class="aligncenter" title="Picture2.jpg" src="https://api.matnavis.com/files/blog/htJ8ofLSDa3mmFbwgdpd.png" alt="Picture2.jpg" width="772" height="232" />
<div class="caption">

محدوه حلقه داخلی شهر اردشیرخوره و بنای طربال-نگارنده

ساختار درونی اردشیرخوره به وضوح نشان‌دهنده نظم و انسجام در طراحی شهری ساسانی است که در آن تمامی بناهای مذهبی، اداری و دولتی در داخل دایره مرکزی شهر قرار گرفته‌اند و دایره بیرونی به زندگی روزمره شهروندان اختصاص یافته است.

</div>
برای مطالعه بیشتر:
<div class="right-align-text">
<ul>
 	<li>
<div>هوف,د. (1375). شهرهای ساسانی در <em>نظری اجمالی به شهرنشینی و شهرسازی در ایران-محمدیوسف کیانی</em></div></li>
</ul>
</div>
<div class="left-align-text">
<ul>
 	<li>
<div style="text-align: left;">Huff, D. (2020). DER TAKHT-I NISHIN IN FIRUZABAD. (pp. 517–540). De Gruyter</div></li>
</ul>
</div>]]></content:encoded>
            <enclosure url="https://wp.matnavis.com/wp-content/uploads/2025/04/CoKYcUKT2uIINAgyPLK0.png" length="0" type="image/png"/>
        </item>
        <item>
            <title><![CDATA[خیابان چهارباغ، روایت دونالد ویلبر]]></title>
            <link>https://matnavis.com/blogs/خیابان-چهارباغ،-روایت-دونالد-ویلبر_charbagh-street-narrated-by-donald-wilber</link>
            <guid isPermaLink="false">https://matnavis.com/blogs/خیابان-چهارباغ،-روایت-دونالد-ویلبر_charbagh-street-narrated-by-donald-wilber</guid>
            <pubDate>Sat, 17 Aug 2024 16:12:50 GMT</pubDate>
            <description><![CDATA[خیابان چهارباغ خیابانی عریض و از نظر هندسی مستقیم است. گرچه چنین معبری با این خصوصیات در ایران پیشینه دارد، با معابر شهرسازی اسلامی متفاوت است. معابر در شهرهای اسلامی نوعاً کم‌عرض بوده و حرکت آزادانه در آنها ممکن نبوده است. معابر شهرهای اسلامی معابری ارگانیک و تابع هندسه وضعی بود نه اقلیدسی. بنا بر این، ایجاد معبر مستقیم و عریض و دارای بدنه کالبدی طراحی است. (زهرا اهری)]]></description>
            <content:encoded><![CDATA[<h4>موقعیت خیابان چهارباغ</h4>
خیابان چهارباغ، خیابانی عریض و دارای هندسه اقلیدسی است. در بدنه خیابان چهارباغ سردر باغ‌های صفوی قرار داشت و چون در خارج شهر (صفوی) بود حالت یک تفرجگاه را داشت. خیابانِ چهارباغ از قسمت شمال غربی اراضی سلطنتی (کاخ جهان‌نما) شروع پس از گذشتن از 33پل به باغ هزار‌جریب منتهی می‌شود.

<img class="aligncenter" title="2چارباغ.png" src="https://api.matnavis.com/files/blog/TZG9O4LoTQK1byaPVZCD.png" alt="2چارباغ.png نقشه خیابان چهارباغ" width="357" height="447" />
<div class="caption">

موقعیت چهارباغ- نقشه پایه از (Whitcomb, 1985) - افزوده گرافیکی از <a title="https://matnavis.com/posts/urban-history" href="https://matnavis.com/posts/urban-history" target="_blank" rel="noopener">متن‌­آویس</a>

</div>
بنا برگفته دونالد ویلبر خیابان چهارباغ دارای 60 یارد عرض بوده که در اطراف آن هشت ردیف تبریزی و چنار غرس کرده‌اند، در میان درختان باغچه‌های یاس و گل سرخ وجود داشت. خیابانِ چهارباغ دارای پنج نهر بود، اطراف عریض‌ترین نهر که در وسط قرار داشت با سنگ تراشیده زینت داده بودند.

<img class="aligncenter" title="Artboard 3 copy.png" src="https://api.matnavis.com/files/blog/Mz4yNm8bSbWjKTUizOup.png" alt="Artboard 3 copy.png" width="449" height="282" />
<div class="caption">

مقطع شماتیک از خیابان چهارباغ بر اساس کتاب «باغ‌های ایران و کوشک‌های آن» دونالد ویلبر- افزوده گرافیکی از متن‌آویس

</div>
<h4> جداره خیابان</h4>
باغ‌های اطراف خیابان چهارباغ و عمارت‌های داخل آن‌ها نمود دیگری از جلوه و شکوه این خیابان بود. عمارت‌های بدنه این خیابان به صورت بناهای دو طبقه با ساختاری سه قسمتی و قرینۀ هم در دو سوی خیابان چهارباغ طراحی شده بودند و در طبقه همکف راهی از میان عمارت به درون باغ گشوده می‌شد و طبقه دوم ایوان‌هایی رو به خیابان داشت.

<img class="aligncenter" title="Picture1.png" src="https://api.matnavis.com/files/blog/iF1Wq1T4Q2687RmmuRTn.png" alt="Picture1.png چهارباغ چارباغ" width="413" height="286" />
<div class="caption">

عمارت‌های ورودی متقارن در بدنه چهارباغ، حکاکی سفرنامه براون

</div>
باغ‌های دیگری با اسامی ذیل یکی پس از دیگری احداث گردید: باغ هشت گوش و باغ بلبل (هشت بهشت) و باغ توت و باغ انگور و باغ زرشک. هر یک از این باغ‌ها دارای کوشک و یک ساختمان کوچک بود (آن‌ها را بالای سر در باغ می‌ساختند)، چون دیوارها مشبک بود عابران می‌توانستند داخل باغ را ببینند.

<img class="aligncenter" title="Picture2.png" src="https://api.matnavis.com/files/blog/nZavvWKVRcim1I2pukvi.png" alt="Picture2.png باغ زرشک در چهارباغ" width="624" height="408" />
<div class="caption">

باغ زرشک، اصفهان (JulesLaurens, 1848,) ماخذ: Beaux-arts de Paris, l'ecole
nationale superieure

</div>
در سمت غرب چهارباغ، در نقطه‌ای که اسد آباد نامیده می‌شود باغی بود که کوشک آن را به سبک چهل‌ستون ساخته بودند. تابلوهایی که از منظره پذیرایی از نمایندگان خارجی در این باغ، طرح شده جزئیات اسب‌ها و شیرهایی که به نمایش گذاشته بودند نیز دیده می‌شود و با وصفی که از جشن‌های عالی‌قاپو شده تطبیق می‌نماید. این تابلوها متعلق به قبل از سال ۱۷۰۰ هستند.

<img class="aligncenter" title="Picture3.png" src="https://api.matnavis.com/files/blog/ADKnQKDWQkCfUoq2Jt4Q.png" alt="Picture3.png" width="338" height="581" />
<div class="caption">

باغ اسد آباد ترسیم از کمپفر-منبع باغ‌های ایران و کوشک‌های آن

</div>
<h4>سعادت آباد</h4>
ناحیه سعادت آباد در سمت جنوب شرقی سی‌وسه‌پل قرار داشت. مهم‌ترین ساختمان‌های این باغ، «آیینه‌خانه (تالار آیینه)»؛ «کاخ هفت‌دست» و «عمارت نمکدان» بود. پل باریکی (پل جویی) این منطقه را به اصفهان وصل می‌کرد. «آیینه‌خانه» در سمت مشرق «هفت‌دست» و «عمارت نمکدان <strong>عمارت مُثَمَّن</strong>» در پشت «آیینه‌خانه» و در جنوب آن قرار داشت.

<img class="aligncenter" title="Picture4.jpg" src="https://api.matnavis.com/files/blog/vs1fliX5SH26pRUgZWo7.png" alt="Picture4.jpg" width="472" height="270" />
<div class="caption">

تصویر باغ سعادت آباد- افزوده گرافیکی از متن‌آویس

</div>
سر بالایی خیابان چهارباغ تا باغ هزارجریب ادامه داشت. ساخت باغ هزارجریب در اواسط قرن 17 میلادی و دوره قاجار است. باغ هزارجریب را در12 طبقه تراس بندی کرده‌اند. بلندترین تراس در سمت جنوب اصفهان و در دامنه کوه صفه قرار دارد (جنوب در بالا قرار دارد).

برای مطالعه بیشتر:
<div class="right-align-text">
<ul>
 	<li>
<div>زهرا اهری، (1385). خیابان چهار باغ اصفهان، مفهومی نو از فضای شهری، <em>فصلنامه گلستان هنر</em>، 2(3)، 48</div></li>
</ul>
</div>
<div class="left-align-text">
<ul>
 	<li>
<div>Wilber, D. N. (1994). <em>Persian gardens &amp; garden pavilions</em>. Tuttle Publishing.</div></li>
</ul>
</div>
`
},
{]]></content:encoded>
            <enclosure url="https://wp.matnavis.com/wp-content/uploads/2025/04/cf1uOCOCRJCIdvFgR7l7.png" length="0" type="image/png"/>
        </item>
        <item>
            <title><![CDATA[معلم معماری می‌داند که]]></title>
            <link>https://matnavis.com/blogs/معلم-معماری-می‌داند-که_architecture-teacher-knows</link>
            <guid isPermaLink="false">https://matnavis.com/blogs/معلم-معماری-می‌داند-که_architecture-teacher-knows</guid>
            <pubDate>Thu, 08 Aug 2024 18:00:40 GMT</pubDate>
            <description><![CDATA[مطالبی که تحت عنوان «معلم معماری می‌داند که ...» پیش رو قرار دارد، حاوی هفتاد و اندی نکته دربارهٔ آداب عمومی تعلیم در کارگاه‍‌های طراحی معماری است.]]></description>
            <content:encoded><![CDATA[«معلم معماری می‌داند که ... »: نکاتی پیرامون آداب عمومی تعلیم در کارگاه‌های طراحی معماری
<h4><strong>مقدمه</strong></h4>
مطالبی که تحت عنوان «معلم معماری می‌داند که ...» پیش رو قرار دارد، حاوی هفتاد و اندی نکته دربارهٔ آداب عمومی تعلیم در کارگاه‌های طراحی معماری است. برای تهیهٔ این نکات به تجربهٔ فعالیت دانشگاهیم اتکا داشته‌ام که از اوائل دههٔ شصت شمسی آغاز شده و هنوز هم، پس از فراغت رسمی از تدریس در دانشگاه، بعضی از آنها کم و بیش ادامه دارد؛ فعالیت‌هایی که به تدریس در کارگاه‌های طراحی معماری، تدریس در کلاس‌های نظری و عملی، راهنمایی رساله‌ها، برنامه‌ریزی دوره‌های آموزشی، و به مدیریت گروه معماری یا بخش‌هایی از گروه در سال‌های متمادی مربوط می‌شد.

در طول سال‌های تدریس، برنامه‌ریزی و مدیریت، که در کنار فعالیت‌های حرفه‌ای‌ام رخ داد، به تدریج متوجه پیچیدگی و ظرافت تدریس در کارگاه‌های طراحی معماری شدم و دانستم که معلم کارگاه باید بر امرِ طراحی -مشتمل بر دانش برنامه‌ریزی معماری، طرح‌ریزی، نقد و شیوه‌های ارائه- تسلط کافی داشته باشد، و بداند که این دانش را «چگونه» باید به دانشجو انتقال دهد. اما در کنار اینها متوجه مطلب مهم دیگری هم شدم که به اندازهٔ
دانش تخصصی اهمیت دارد: دانش شیوه‌های عمومی تعلیم و تربیت. واقعیت آن است که معلمانی که از دانش عمومیِ تعلیمْ کم بهره‌اند در انتقال دانسته‌های تخصصی ارزشمند خود به دانشجویان دچار مشکل می‌شوند.

معمولاً برای استخدام <a href="https://www.instagram.com/p/C03shzwNWZP/">هیئت علمی</a> در دانشکده‌های معماری ملاک رد و قبولی، تنها به میزان تخصص متقاضیان مربوط می‌شود و قابلیت آنها در تدریس امور تخصصی زیر ذره بین قرار نمی‌گیرد، چه رسد به میزان آشنائی‌شان با شیوه‌های عمومی تعلیم و تربیت. و متاسفانه در دانشکده‌های معماری، کارگاه‌ها یا کلاس‌های درسی برای ارتقاء سطح دانش مدرس تازه‌وارد، در زمینه‌هایی که بیان شد، اتفاق نمی‌افتد؛ و چنین تصور می‌شود که قرار گرفتن مدرس جوان در کنار مدرسی با سابقه، به نیت مشاهدهٔ تجربیات وی در کارگاه طراحی معماری می‌تواند دانش لازم را فراهم آورد. حال باید پرسید که اگر توفیق این همنشینی وجود نداشت، یا وجود داشت ولی مدرسِ با سابقه نیز تنها به تخصص معماری‌اش متوجه بود و با آداب تخصصی و عمومی تعلیم فاصله داشت، آنگاه چه باید کرد؟

مطالبی که در اینجا عرضه شده است وگزاره‌های آن با عبارت مؤدبانهٔ «معلم معماری می‌داند» آغاز می‌شود، در اغلب اوقات، به مشترکات میان مدرسان همهٔ رشته‌های دانش اشاره دارد. این گزاره‌ها، تنها مقدمه‌ای است برای کاری دقیق؛ نه به کفایت نکات عرضه شده معتقدم و نه از نحوهٔ دسته بندی آنها مطمئنم. امیدوارم مدرسان معماری در آن تأمل کنند و با نظر خودْ آن را قوام ببخشند.

در تدوین این متن، دوست خوبم ریحانه خاقانپور مرا یاری کرده است. از او متشکرم و برایش آرزوی بهترین‌ها را دارم.

معلم معماری می‌داند که موفقیتش در کارگاه طراحی معماری متکی است به:

o   دانش عمومی‌اش در تعلیم

o   دانش عملی و نظری‌اش در طراحی معماری و تعلیم آن

o   میزان استعداد و علاقمندی دانشجویان

o   برنامهٔ آموزشی‌ای که در کلِ دورهٔ آموزشی وجود دارد، و برنامهٔ کارگاه او

o   کمیت و کیفیت فضای کارگاه طراحی معماری

معلم معماری برنامهٔ منسجمی برای کارگاهش دارد؛ برنامه‌ای که دارای هدف، موضوع، روش مشخص و زمان‌بندی‌ای کلی است؛ برنامهٔ مدون شده را در ابتدای نیمسال تحصیلی برای دانشجویان توضیح می‌دهد و همواره به آن وفادار می‌ماند. پرسش وی از دانشجویان در پایان نیمسال تحصیلی، دربارهٔ محتوای برنامهٔ یاد شده و میزان تحققش در مدت زمان برگزاری کارگاه، امری پسندیده است.

معلم معماری، نه فقط برای کل نیمسال تحصیلی بلکه برای هر تمرین کارگاه برنامه‌ای مشخص دارد؛ در این برنامه متوجه جزئیات است، چراکه به خوبی می‌داند بعضی خطاهای جزئی یا تذکرات ناگفته (انتخاب غلط مقیاس ارائهٔ طرح، خطا در طول مدت زمان انجام تمرین و ... ) می‌تواند مشکلات اساسی در تمرین را سبب شود.

معلم معماری تمامِ وقت و دقت خود را به کارگاهش اختصاص می‌دهد و بر وقایع درون کارگاه نظارت دارد؛ چنانچه از دستیاری برخوردار است، وظایف  دستیار مشخص است و با معلم معماری کاملاً هماهنگ می‌باشد.

معلم معماری اهل شور و مشورت است؛ شور و مشورت با سایر مدرسین کارگاهی که در آن فعال است و مدرسینی که در سایر کارگاه‌ها و کلاس‌های نظری یا عملیِ دانشکده‌اش به تدریس اشتغال دارند. او می داند که نحوهٔ تعلیم مدرسین دیگر در میزان موفقیت او مؤثر است؛ مقاصد خود را با آنان در میان می‌گذارد و در مقابل نقطه‌نظرهای آنها را دریافت می‌کند.

معلم معماری دربارهٔ تصویری که دانشجویان از کیفیت کارِ وی در ذهن دارند، کنجکاو است، و کنجکاوی خود را با پرسش‌های مدت به مدت از دانشجویان نمایش می‌دهد؛ با پرس و جو، نشان می‌دهد که برای نقطه‌نظرها و انتقادات مخاطبانِ خود احترام قائل است.

معلم معماری می‌داند که بخشی از موفقیتش در گروِ کیفیت مکان کارگاه است: اندازهٔ مناسب کارگاه، وجود تجهیزات کافی، و بالاخره محیطی دلپذیر که حضور تمامْ وقتِ دانشجو در کارگاه را فراهم سازد. بدیهی است هنگامی که این فضای محدودْ در دلِ دانشکده‌ای با همین صفات قرار می‌گیرد و آن دانشکده نیز در محیط دانشگاهی یا محیط شهریِ دلپذیری
واقع می‌شود، کار آموزش برای مدرس راحت‌تر خواهد شد.

معلم معماری می‌داند که آموزشِ واقعی هنگامی اتفاق می‌افتد که دانشجو برای کسب دانشْ «آمادگی» داشته باشد و در غیر این صورت، معلم باید به ترفندهایی روی بیاورد که موضوعِ دانش را در وجود دانشجو «بیدار» کند.

معلم معماری می داند که تعلیم و تعلم هنگامی تحقق می‌یابد که دانشجو نسبت به ضرورت کسب دانشی که به او تعلیم داده می‌شود اعتقاد و، از آن مهمتر، نسبت به دانش معلم در موضوع مطرح شده ایمان داشته باشد؛ و هنگامی که جد و جهد مدرس برای موفقیت هرچه بیشتر دانشجویش مشاهده می‌شود ،اعتماد میان معلم و متعلم دو چندان می‌شود.

معلم معماری می‌داند که انتقال دانش از معلم به دانشجو نه به سرعت بلکه با تدریج و تأنی اتفاق می‌افتد. در اغلب اوقات، هنگامی که مدرس با آب و تاب و وضوح کاملْ مطلبی را آموزش می‌دهد، آنچه که اتفاق می‌افتد تنها «اطلاع» دانشجو از موضوع مطرح شده است؛ اطلاعی که ممکن است به «به کار بستن» دانش منجر نشود. با «تکرار» موضوع از سوی معلم است که زمینه برای به کار بستن فراهم می‌شود. و معلم معماری می‌داند که باید هر موضوع بارها به کار بسته شود تا در وجود دانشجو نهادینه گردد؛ چراکه «تجربه با تکرار تبدیل به مقام می‌شود.» معلم معماری تلاش نمی‌کند که رفع نواقص علمی دانشجویان را به سرعت بر طرف کند. او برای هر دانشجویی برنامه‌ای در نظر دارد که در طی آن نواقص وی نیز به تدریج بر طرف می‌گردد.

معلم معماری متوجه است که دانشجویان، همانند هر انسانی، واجد آرزوها و علائقی هستند؛ دلبستگیشان را کشف می‌کند و مبنای انتقال دانش طراحی معماری قرار می‌دهد. و البته وقتی علائق یاد شده را، به مانند قفل‌هایی در ذهن، مانعی برای رشد و پیشرفت می‌بیند، با ظرافتی، به رفع آن می‌پردازد.

معلم معماری می‌داند که بهترین فرصت برای آموزش در هنگامی است که اساساً معلم، درس و مدرسه‌ای به صورت رسمی وجود ندارد، و رابطهٔ جدی و گاه خشکِ معلم – شاگردی به رابطهٔ صمیمانه‌ای، از نوع خویشاوندی و دوستی، مبدل می‌شود. به همین خاطر در مواقعی که معلم و دانشجو در خارج از کارگاه در کنار هم به سر می‌برند، در هنگام صرف غذا یا ورزش یا در سفرهای علمی، بهترین شرایط برای تعلیم و تعلم فراهم است؛ تعلیم و تعلمی دو طرفه.

معلم معماری می‌داند که بیان مطالب علمی به دانشجو باید با توجه به ظرفیت‌های پذیرش وی اتفاق بیفتد؛ و چه بسا طرح مباحث مهمْ زودتر از موقع، نتایج نامطلوبی را به بار آورد. معلم معماری توجه دارد که دانشجویش در چه مرحله‌ای از دانش معماری است و انتظاراتش را از اَعمال و پاسخ‌های دانشجو با آن انطباق می‌دهد.

معلم معماری تلاش می‌کند که در فرآیند کسب دانش توسط دانشجو، در موضوعی که بین او و دانشجویش مطر ح است، از وی پیشی نگیرد و پابه پای دانشجو به کشف مطلب بپردازد؛ چراکه واقف است دانشجو هنگامی نکته‌ای را به خوبی فرا می‌گیرد که خود را در یافتنِ حقیقت سهیم بداند. معلم معماریِ مجرب، نقش «مامایی» را بر عهده می‌گیرد که به تولد دانش توسط دانشجو مدد می‌رساند.

معلم معماری می‌داند که «تجاهلِ» معلم از روش‌های کارآمد در تعلیم است. در تجاهل همراه با دانایی کامل، معلم معماری حضور خود را در فرآیند  تعلیم کمرنگ، بلکه نامرئی می‌سازد.

معلم معماری به موضوع طراحی معماری علم تفصیلی دارد:
<ul>
 	<li>  به آشنایی با برنامه‌ریزی معماری، و محصول آن یعنی برنامهٔ معماری</li>
 	<li>   به آشنایی با طرح‌ریزی معماری، و محصول آن یعنی طرح معماری</li>
 	<li>   به آشنایی با شیوه‌های ارائه ، کلامی و  تصویری</li>
 	<li>   به آشنایی با نقد آثار معماری، با اتکا به خود آثار</li>
</ul>
معلم معماری از قدرت تجسم و از تواناییِ به تصویر در آوردن آنچه تجسم کرده، برخوردار است. در عین حال می‌تواند در آن تصویر به راحتی تصرف کند یا بدیلی برای آن ارائه نماید. معلم معماری، در مقام طراحیْ ماهر وارد گود می‌شود و هنر خود را پیشِ چشم دانشجویان قرار می‌دهد. عمل وی ممکن است با تصرف ساده و هوشمندانه در طرح دانشجویی اتفاق بیفتد و طرحی نازل را به سادگی به طرحی قابل قبول تبدیل کند، یا فارغ از طرح دانشجو، خودْ طرحی را مرتبط با موضوع کارگاه در اندازد. شرکت جستن معلم معماری، همراه با دانشجویان، در اسکیسی که خودِ وی برای برنامه‌ای کوتاه مدت (یک روزه) معین کرده است، اتفاق مهمی است. نتیجهٔ کارِ معلم ممکن است علاوه بر دربرداشتن محصولی خوب، حاوی نمایش سلسله مراتب طراحی او نیز باشد، که چنانچه در کنار طرح‌های دانشجویان به نمایش درآید، تحولی را در کارگاه سبب شود.

معلم معماری، مفسر و شارح مجربی است؛ آثار معماری را به خوبی تجزیه – ترکیب، نقد و ویراستاری می‌کند؛ جراح زبردستی است که آثار دانشجویان را می‌شکافد و می‌فهماند؛ آینه‌ای است که به واسطه‌اش، دانشجو می‌تواند مشخصه‌های اثر خود را بفهمد و نقاط قوت و ضعف آن را درک کند. معلم معماری در تحلیل آثار، چه مربوط به دانشجویان و چه غیر آن، به ابعاد کاربردی، زیباشناختی و معنوی هر اثر توجه دارد.

معلم معماری، «کل‌نگر» است و این خصلت مهم را در دانشجویانش  بیدار می‌کند.

معلم معماری با مواد ساختمانی و با فن‌آوری در طراحی و ساخت بناها آشناست، و به اهمیت دانشِ طراحیِ جزئیات ساختمانی واقف است. به همین خاطر، به هنگام بازبینی طرح‌ها، چه در مراحل اولیهٔ طراحی و چه در مراحل تفصیلی‌تر، به این امور می‍پردازد و تاکید می‌کند که دستیابی به اثری دلپذیر، بدون تسلط به این امور ممکن نیست. معلم معماری با دعوت از متخصصین سازه، تاسیسات الکتریکی، مکانیکی و مانند آنها به کارگاه طراحی معماری و طرح موضوعاتی که همهٔ این متخصصین را در موضوع دخیل می‌کند، به مقصود خود می‌رسد.

معلم معماری می‌داند که وظیفه‌اش انتشار سبک و سیاق مکتبی از معماری نیست و در تحلیل آثار دانشجویان و درک و اصلاح آنها سلیقهٔ شخصی‌اش را کمتر دخالت می‌دهد.

معلم معماری شیوه‌های مختلف ترکیب‌بندی (تکرار، تضاد، تقارن، دوخت و دوز، و ... ) را می‌شناسد و در هنگام بررسی طرح دانشجویان به ترکیب بندی های به کار گرفته شده از سوی ایشان اشاره می‌کند.

معلم معماری هم همیشه یک «دانش جو» است، مستمراً مطالعه می‌کند، آثار ارزشمند معماری را بررسی می‌کند و دربارهٔ آنچه که نمی‌داند می‌پرسد. آماده است که از دانشجویانش هم نکته‌ای را فرابگیرد و قدردانی خود را بابت دانشی که به او افزوده شده نشان بدهد.

معلم معماری می‌داند که دانشجویان، در سال‌های تحصیلی پیش از دانشگاه اغلب با موضوعات علمی و نظری سر و کار داشته و در فضای «تعلیم» (تحت تاثیر معلمان متکلم وحده)، به دور از جامعه، به دور از طبیعت، به دور از تجربیات عملی، به دور از تعقل و خلاقیت به سر برده‌اند؛ همواره با استدلال‌های عقلی سر و کار داشته اند و در دنیای علم پرسه زده‌اند: جایی که سؤال‌ها معمولاً روشن است، جواب‌ها روشن است و سیر از سؤال به جواب هم روشن؛ و اینک به دنیایی پا گذاشته‌اند که همه چیز برعکس است.

آنچه معلم معماری از دانشجویان می‌خواهد به مثابه غواصی در محیطی ناآشناست، همراه شدن با طبیعت و جامعه است، تعقل و خلاقیت است و ... . به یک تعبیر، آموزش دانشجو در دوران پیش از دانشگاه به مثابه حرکت در روزی روشن و آفتابی است، در حالی‌که تجربهٔ طراحی معماری شبیه به سفری شبانه است. و کار مهمِ معلمِ معماری ایجاد تحولی برای انتقال از حالی به حال دیگر است.

معلم معماری می‌داند که آموزش طراحی با ورود به آموزشکدهٔ معماری آغاز نمی‌شود. دانشجویان تازه‌وارد، بدون آن که متوجه باشند، مجموعه‌ای از تجربیات معماری را با خود به همراه دارند: تجربهٔ ساختن خانه‌ای گِلی در کنار دریا یا حاشیهٔ رودخانه، تجربهٔ سامان دادن به اثاثیهٔ اتاق خواب خود، تجربهٔ چیدن اجزای سفرهٔ غذایی برای میهمانی، تجربهٔ باز کردن در و پنجرهٔ یک اتاق برای وزش باد و خروج رطوبت بیش از اندازهٔ موجود در فضا، تجربهٔ ساختن یک کاردستی یا دوختن لباسی ساده، تجربهٔ پرسه زدن در کوچه و بازارهای شهری تاریخی، تجربهٔ زمین خوردن بر روی سنگ صیقلی مرطوبی که به اشتباه در محیط باز به صورت کفپوش نصب شده است و . . . معلم معماری از
تجربیات گذشتهٔ دانشجویان می‌پرسد و آنها را دستمایهٔ تجربیات جدید آنها قرار می‌دهد.

معلم معماری، آزاداندیشی و رشد خلاقیت دانشجو را وظیفه‌ مهم خود می‌داند و برای این منظور تمهیداتی می‌اندیشد: به طرح و سخنی که با طرح و سخن دانشجو متفاوت است اشاره می‌کند؛ او را به دام آزمون و خطاهای متعدد می‌اندازد؛ در بدیهیات و امور قطعی چون و چرا می‌کند؛ در بین شاخه‌های مختلف علم و هنر و معرفت گام برمی‌دارد؛ به طنز می‌پردازد و از درون آن نتیجه‌ای مهم بیرون می آورد؛ در میان گفتارهای جدی سر از طنز در می‌آورد؛ با اندک تلاشی ،طرحی را در پیش چشم دانشجو خلق می‌کند، و ...

معلم معماری، به هنگام تدوین برنامهٔ آموزشیِ کارگاه طراحی در طول یک نیمسال تحصیلی، متوجه اهمیت آنچه دانشجویان در طی نیمسال گذشته و پیش از آن کسب کرده‌اند هست. به علاوه، به دروسی که ایشان همزمان با کارگاه طراحی در کلاس‌ها یا کارگاه‌های دیگر فرا می‌گیرند نیز توجه دارد.

معلم معماری، به نیتِ تحکیم آموخته‌های پیشین دانشجویان، آموخته‌های ایشان را در کارگاه مطرح می‌کند و از آنها مقدمه‌ای برای ورود به مباحث نظری و عملی کارگاهِ خود فراهم می‌آورد.

معلم معماری می‌داند که دانشجویانْ واجد شخصیت‌ها و خلق و خوهای متفاوت‌اند: بعضی طبیعت علمی دارند و بعضی هنری، بعضی سخت‌کوشند و بعضی راحت طلب، بعضی اهل رهبری‌اند و بعضی اهل اطاعت، بعضی جدی‌اند و بعضی شوخ، و ... ؛ و در میان انواع این خصلت‌های وجودی، متوجه است که کدام یک خصلتِ تعلیمی دارند و کدام یک خصلت تعقلی. او این دو خصلت را محترم می‌شمارد، در حالی‌که تعلیمی‌ها را به سوی تعقل می‌کشاند و تعقلی‌ها را به سوی تعلیم.

معلم معماری می‌داند که رشد دانشجو با میزان اعتماد به نفسش مربوط است . پس برای ارتقاء خصیصهٔ یادشده تمهیداتی می‌اندیشد. او می‌داند که در این زمینه می‌تواند الگویی برای دانشجویش باشد؛ نشان بدهد که شخصیتی صاحبِ رأی و اندیشه، دارای سخن و فعل ارزشمند است، درحالیکه به آراء و افعال دیگران هم توجه دارد و محترم می‌شمارد.

معلم معماری می‌داند که به سرانجام رساندن یک طرح و موفقیت در آن، به گونه‌ای که برای دانشجو احساس رضایت از خود بیاورد، در اعتماد به نفس دانشجو بسیار مؤثر است و بنای موفقیت‌های بعدی می‌شود.

معلم معماری برای پرواز دادن دانشجو، او را به بالا پرتاب نمی‌کند، بلکه زمینه‌ای را فراهم می‌کند که بال و پری بر وجودش بروید.

معلم معماری در هنگام پرسش از دانشجو، به گونه‌ای رفتار نمی‌کند که وی را به دام «نمی‌دانم» بیاندازد؛ بلکه برعکس، حتی هنگامی که از بی اطلاعی دانشجو مطمئن است، به گونه‌ای رفتار می‌کند که گویی مخاطبش با موضوع پرسش شده آشناست، و تلاش می‌کند که دانشجو جوابی را، هرچند ناقص، عرضه کند. معلم معماری می‌داند که اعلام نادانی از سوی دانشجو به معنای پیروزی او نیست.

معلم معماری پرسشگری زیرک است و در هنگام گفتگو با دانشجویانش نشان می‌دهد که طرحِ سؤال خوب چقدر مفید است، و تحلیل سؤالِ پرسیده شده چه ارزشی دارد.

معلم معماری، از سخنان تجریدی، از استعاره‌های گنگ و از فلسفه بافی می‌پرهیزد. از موضوعات ساده و ملموس، از مثال‌های قابل فهم آغاز می‌کند و، در صورت ضرورت، به مفاهیم پیچیده می‌پردازد.

معلم معماری، در گفتگو با دانشجویان، از زبان ساده ، کلام مختصر و در عین حال دقیق و پُر محتوی بهره می‌برد و می‌کوشد تا فرهنگ واژگان ایشان را ارتقأ ببخشد.

معلم معماری تفاوت میان آنچه که به عقل و علم مربوط است را با آنچه که به سلیقه و پسند و عمل هنرمندانه مرتبط است می‌فهمد و این دو وادی را با هم اشتباه نمی‌گیرد. او تلاش می‌کند که دانشجویان را به وادیِ تفکر منطقی و نظم و انضباط ذهنی، و همچنین به دنیای تجسم و تخیل و خلاقیت بکشاند؛« محیطی »را فراهم می‌کند که در آن، دانشجویان هر عملی را براساس «نیتی» انجام دهند؛ چراکه روح هر عملی در نیت آن است.

معلم معماری، آموزش طراحی معماری را با نحوهٔ تعلیم در رشته‌های علوم تجربی یا مهندسی یکسان نمی‌داند؛ چراکه در طراحی معماری، برخلاف رشته‌هایی که ذکر شد، دانشِ طبقه‌بندی شدهٔ دقیقی از موضوعات و سلسله مراتبِ معینی که معلم و شاگرد باید طی کنند، وجود ندارد. اساساً در رشتهٔ معماری حدود و ثغور مباحثی که دانشجو باید فرا بگیرد کاملاً مشخص نیست.

به این ترتیب، در دورهٔ محدود آموزشی، دانشجوی معماری تنها به «بعضی» موضوعاتِ طراحی معماری می‌پردازد و در آنها تجربه کسب می‌کند، و آموزشِ بعضی دیگر به دورهٔ کار حرفه‌ای (پس از فارغ التحصیلی) موکول می‌شود. به علاوه، برخلاف روش تعلیم در علوم تجربی یا مهندسی که معمولاً از مباحث مجرد و تئوریک آغاز و سپس وارد مصادیق و تجربهٔ عملی می‌شود، تعلیم طراحی معماری، از همان ابتدا، با عمل سر و کار دارد، با پروژه‌ای واقعی. معلم، موضوعی را بهانه قرار می‌دهد و از دانشجویان می‌خواهد که پاسخی را برای آنچه خواسته شده ارائه دهند. در همین جستجوهاست که بسیاری از مبانی طراحی معماری بر دانشجو آشکار می‌شود.

معلم معماری می‌داند که بحث‌های ظریف طراحی معماری، چه کاربردی و چه غیر کاربردی، هنگامی به خوبی به ذهن و دل می‌نشیند که در قصه‌ای پیچیده شوند.

معلم معماری می‌داند که تعلیم طراحی معماری در وادی ابهام اتفاق می‌افتد؛ ابهام در سؤال، ابهام در جواب، ابهام در فرآیند طراحی و ... . دانشجو برای پیدا کردن طرح مطلوب ،لاجرم، مدت زمانی را در شرایط ابهام و گمگشتگی سپری می‌کند. صبور بودن در فضای ابهام آلودْ بخشی از آموزش معلم معماری به دانشجویان است.

معلم معماری، منابع کسب دانش را به دانشجویانش معرفی می‌کند: اندیشه‌های اهل فن (طراحان و صاحب‌نظران معماری)، کتاب‌ها و مقاله‌ها و فیلم‌های ذیربط، بناهای ارزشمند، مشخصه‌های جامعه و عالم طبیعت را؛ و بر نقشِ تجربه‌های شخصی و عقل سلیم، به عنوان دو منبع مهم تاکید می‌کند.

معلم معماری متوجه است که غیر از کلامش، حرکات بدنی‌اش نیز می‌تواند تاثیرات مطلوب یا نامطلوب بر دانشجویان بگذارد.

معلم معماری می‌داند که ضرورتی برای طرح موضوعات متنوع در هر جلسهٔ بازبینی طرح یک دانشجو وجود ندارد؛ تمرکز بر موضوعاتی معدودْ نتیجه آموزشی موفق‌تری در بر دارد؛ و حتی بهتر است در میان موضوعات مطرح شده، بر یک موضوع تمرکز بیشتری صورت بپذیرد.

معلم معماری می‌داند که شیوه‌های بیان مقصودْ بسیار متنوع است؛ از کلام، درد دل و نوشته گرفته تا طرح‌های پیچیده، مدل‍های سه بعدی و انواع انیمیشن‌ها. او این تنوع را نشان می‌دهد و فایدهٔ هر یک را به دانشجو متذکر شود.

معلم معماری می‌داند که ایجاد رقابتِ سالم بین دانشجویان در رشد آنها مؤثر است. به این سبب از بعضی دانشجویانِ فعال و موفق کارگاه الگو می‌سازد. از سوی دیگر، همکاری دانشجویان در حلقه‌های کوچک، برای به ثمر رساندن یک طرح (یا پژوهش) را نیز در برنامه کار خود قرار می‌دهد.

معلم معماری، در کنار بازبینی طرح دانشجویانْ تک به تک، ممکن است از حلقه‌های کوچکِ چند نفری برای بررسی طرح‌ها استفاده کند؛ یا آن که تمامی دانشجویان را در کنار هم جمع کند تا به بررسی یک یا چند طرح بپردازد. در فضای گفتگوی مفیدی که به این صورت پدید می‌آید، ممکن است معلمْ نقش خود را به یک یا چند دانشجو تفویض کند.

معلم معماری متوجه اضطراب دانشجویان در موقع برگزاری اسکیس‌های کوتاه مدت یا در موقع تحویل‌های مقطعی و نهایی پروژه‌ها هست و برای این موضوع تمهیداتی می اندیشد.

معلم معماری، «زمان» و «مکان» خود را می‌شناسد. مقصود از زمان در اینجا عالَمِ ذهنی و سبک و سیاق معماری‌ای است که در جهان او سیطره دارد و مقصود از مکان همانا پارادایم معماری‌ای است که در دانشکده‌اش عمومیت یافته است.

معلم معماری با رشته‌های دیگر هنری نیز انُس دارد؛ او می‌داند که از آثار نقاشی، مجسمه‌سازی و طراحی صنعتی نیز می‌توان برای آموزش طراحی معماری بهره برد، در حالی‌که سینما، ادبیات و موسیقی نیز دارای مضامین مناسب برای درک معماری است.

معلم معماری در قلبِ تاریخ و فرهنگ خود زندگی می‌کند؛ در حالی‌که با تاریخ و فرهنگ جهان هم ناآشنا نیست.

معلم معماری با آثار معماری، بنا شده در گذشته و حال، مأنوس است، و در حد قابل قبولی با سایر آثار هنری نیز سر و کار دارد؛ و در بررسی کارهای دانشجویان، در آن هنگام که ضروری بداند، پای مصادیق معماری و غیر معماری را به میان می‌کشد تا به واسطهٔ شباهت‌ها یا تضاد آثار یاد شده با طرح دانشجو، حقیقتی دربارهٔ معماری آشکار شود. او نشان می دهد که نقشِ تاریخ معماری در کسبِ معرفتْ بسیار مهم است و برای این منظور باید در کلیات و در جزئیات آثار ارزشمند تأمل نمود.

معلم معماری از اشتباهات رفتاری دانشجویان، اگر فاحش نباشد، می‌گذرد و آنها را به روابط بیرون کارگاه تسری نمی‌دهد. دانشجو باید در معلم خود، نه فردی کینه توز بلکه انسانِ واجدِ سعهٔ صدری را مشاهده کند. به همین ترتیب، نمی‌گذارد اشتباهات رفتاری دانشجویان در بیرون از کارگاه در روابط داخل کارگاهِ معلم و دانشجو اثر بگذارد.

معلم معماری معمولاً عصبانی نمی‌شود، پرخاش و سرزنش یا بازپرسی و مچ‌گیری نمی‌کند؛ شیطنت‌های دانشجویان در مورد خودش را هم نادیده می‌گیرد.

معلم معماری، به جای آن‌که نقصِ طرح یا سخن از دانشجویی را آشکار کند به طرح یا سخن پسندیدهٔ دانشجوی دیگری در همان زمینه اشاره می‌کند. با تمهید یاد شده، رفع نقصْ به صورتِ غیر مستقیم، بدون آن‌که سرزنشِ آشکاری اتفاق بیفتد، صورت می‍پذیرد. و هنگامی که چنین فرصت و سرمشقی مهیا نیست، معلم مجربْ نقطهٔ قوتی را در کلام یا طرح دانشجو می‌یابد و مطرح می‌کند و سپس به نقطهٔ ضعفی اشاره می‌کند.

معلم معماری، به هنگام محاوره با دانشجویان، در بازبینی طرحشان یا در غیرآن، تلاش نمی‌کند که اشتباهات دانشجو را نشان دهد. اشتباه، باید، گام به گام و در طی گفتگو و مکاشفه‌ای ساده و صمیمانه بین معلم و دانشجو آشکار گردد. معلمْ زمینه‌ای را فراهم می‌کند که خودِ دانشجو اشتباهاتش را آشکار کند.

معلم معماری از اشتباه کردن نمی‌ترسد و دانشجویان را هم از افتادن به دام اشتباه نمی‌ترساند. او می‌داند که طراحی معماری و آموزشِ آن، با آزمون و خطا پیوند دارد. بنابراین، اشتباه کردن را به عنوان واقعه‌ای طبیعی در فرآیند طراحی خلاقیت معرفی می‌کند. معلم معماری نشان می‌دهد که اشتباه در کجاها اتفاق می‌افتد،کدام بزرگ‌اند و کدام کوچک، اصلاح کدام آسان است و اصلاح کدام سخت. او حتی ممکن است برای رفع ترس دانشجویانْ برخی از اشتباهات خودْ در طراحی را نیز ذکر کند و خاطرهٔ خوش بسازد، تا به آنها بفهماند که وقوع هر اشتباه، «فرصتی» است برای کسب تجربه‌ای ارزشمند. معلم معماری به اشتباهاتی که در هدایت دانشجویان مرتکب می‌شود نیز اقرار می‌کند.

معلم معماری می‌داند که نقشی مهمتر از تصحیح کنندهٔ طرح‌ها دارد؛ هرگاه مشکل بزرگی در کار دانشجو آشکار می‌شود، فرصت مغتنمی را می‌یابد برای آن‌که بحثی مفید در طراحی معماری را به صحنه بیاورد.

معلم معماری می‌داند که کسانی در زندگی پیروزند که شکست‌ها را به راحتی می‌پذیرند و آن را مبنای پیشرفت قرار می‌دهند.

معلم معماری تشویق دانشجویانْ در موقع مناسب را فراموش نمی‌کند.

برای معلم معماری، «احترام» اصلی مهم و بنیادین است. به همین جهت، در حین صمیمیت، با دانشجویان با احترام صحبت و رفتار می‌کند، سخن و رفتار او از مسخره کردن، پوسخند زدن، سکوت‌های طولانیِ انتقاد آمیز، بری است. وقتی دانشجویان، بنابر رفتار جوانانه‌شان، همدیگر را دست می‌اندازند، وارد بازی آنها نمی‌شود و وقتی شخصیت دانشجویی در خطر قرار می‌گیرد، در تأمین حرمت او می‌کوشد. معلم معماری حفظ احترام خود را مقدم بر هر چیز می‌داند.

معلم معماری در گفتگو با دانشجویان صبور است؛ سخن مخاطب را با حوصله گوش می‌دهد، بی‌تابی نمی‌کند، خمیازه نمی‌کشد، در میان کلام ایشان وارد نمی‌شود و در ارائهٔ پاسخ هم عجله نمی‌کند.

معلم معماری می‌داند که ارتقاء دانشجویان باید در دو زمینه اتفاق بیفتد: ارتقاء تخصصی و ارتقاء شخصیتی؛ و البته که این دومی بسیار مهم است، زیرا ارتقاء شخصیت - مثل منظم، دقیق، منصف، قدردان شدن و ... تا اهل اصول، فرهنگ و معنویت شدن- پایهٔ رشد در امور تخصصی است.

معلم معماری، قصه گویی تواناست. در خطابه و نگارش ماهر است. می‌تواند با کلامش مخاطب را برانگیزد، با زبان دراماتیک، با استعاره‌های بجا، با موجز و مختصر گفتن، با حمله کردن به قلب موضوع، یا با «در پرده سخن گفتن»؛ با واژه‌ها آشناست، چه واژه‌های تخصصی معماری و چه غیرتخصصی (در زبان مادری خود و در زبان زنده‌ای دیگر). او واژه‌ها را در معانی مختلف به کار نمی گیرد.

معلم معماری با ارائهٔ گزارشی شفاهی متکی به مدارک، روش مطالعهٔ هدفمند و روش ارائهٔ صحیح را به دانشجویانش نشان می‌دهد.

معلم معماری با «عرف» آشناست و اهمیتش را به دانشجویان نشان می‌دهد؛ عرفی که در طراحی و ساخت بناها وجود دارد و عرفی که در روابط اجتماعی در مقیاس‌های کوچک و بزرگ سیطره دارد. او می‌داند که تغییر عرف‌های ناپسند، تنها پس از وقوف بر آنها میسر است.

معلم معماری عاقل و واقع بین است؛ روی زمینِ واقعیت‌ها ایستاده و به مردم و به سنت‌های جامعه‌اش احترام می‌گذارد؛ سخنِ واجد معنا را جذب می‌کند، حتی اگر توسط فردی عامی بیان شده باشد و به سخن کم بها اعتنا نمی‌کند، حتی اگر از فردی صاحب نام نقل شده باشد. معلم معماری البته گاه در بدیهیات چون و چرا می‌کند، چرا که هر بدیهی‌ای را بدیهی نمی‌داند.

معلم معماری مدیر و رهبر است، برنامه‌ریز، تصمیم ساز و تصمیم گیر است؛ اهل کار جمعی است و تلاش می‌کند که این خصلت را در دانشجویانش زنده کند.

معلم معماری گوشی شنوا دارد. به سؤالات و نظریه‌های دانشجویان توجه می‌کند تا آنها را بفهمد و نیت‌های پشت هر سخنی را ادراک کند. چه بسا سؤال یا نظریه‌ای که مطرح می‌شود، مرتبط با نظریهٔ استادی دیگر است و چه بسا دانشجو در فهم مطلب استاد یاد شده دچار سوء تفاهم شده است؛ یا ممکن است حاصل کج فهمی ناشی از مطالعهٔ کتاب یا مقاله‌ای باشد. بنابراین، معلم مجرب قبل از فهم کامل سوال و بستری که سوال از آن به وجود آمده، به اظهار نظر نمی‌پردازد.

معلم معماری در حضور دانشجویانش از نحوه عمل معلمین در کارگاه‌های دیگر انتقاد نمی‌کند.

معلم معماری گفتگوکننده هنرمندی است؛هنر وی را می‌توان در نشست با دانشجویان، با مدرسین همکار یا مدعوین به کارگاه مشاهده کرد. معلم معماری «مقدمه چینی» برای ورود به هر مطلب را فراموش نمی‌کند.

معلم معماری سه خصلت مهم را توامان دارد:
<ul>
 	<li>  چون معلم است، پس پرستاری گشاده دست و مشفق است.</li>
 	<li>  چون هنرمند مجربی است، پس خلاق و ظریف است.</li>
 	<li>  و چون راهنما/ اصلاح کننده است، پس تحلیل‌گر و فکور است</li>
 	<li>معلم معماری اهل نظم و انضباط است و دانشجویانش را هم به سوی نظم می‌کشاند؛ نظم در حضور به موقع دانشجویان در کارگاه، نظم در ترتیب وسایل و تجهیزات کارگاه، نظم در تحویل طرح‌ها در سر موقع تعیین شده و مانند آن؛ و بابت منظم بودن پاداش می‌دهد. او می‌داند که حتی افراد بی‌نظم هم در محیط منظم آرامش بیشتری دارند.</li>
</ul>
معلم معماری دلبستهٔ تدریس است؛ معلمی را شغلی دلپذیر تلقی می‌کند و این احساس را با حال خوشی که از خود بروز می‌دهد، به معلمین همکار و به دانشجویانش انتقال می‌دهد.

معلم معماری می‌داند که «پشتکار» و «دقت» دو اصل مهم در رشد دانشجوست و تا این دو نباشند هوش و خلاقیتِ شاگردش راه به جایی نمی‌برد.

معلم معماری اهل سادگی است: ساده سخن می‌گوید،ساده رفتار می‌کند و تکالیف ساده‌ای را طلب می‌کند، تا دانشجویانش هم سادگی را مقدم بر پیچیدگی قرار دهند.

معلم معماری نه سخت‌گیر است و نه آسان‌گیر، بلکه در بین این دو منزل به سر می‌برد؛ و البته که می‌داند برای خیر و صلاح دانشجو گاهی باید سخت‌گیر شد و گاهی آسان‌گیر.

معلم معماری فردی مسئول است و مسئولیت پذیری را به دانشجویانش القا می‌کند. انجام پروژه‌ای که چند نفر در آن مشترکاً دخیل می‌شوند یا سفرهای دسته‌جمعی برای بازدید آثار معماری، موقعیت مناسبی است برای آن‌که معلم معماری «مسئولیت» را به دانشجویانش القا کند.

معلم معماری اهل سلیقه و ظرافت است. این کیفیت، در لباسش، در نوع رفتار، در کلامی که به کار می‌گیرد، و حتی در دستخطش نمایان است.

معلم معماری اهل انصاف است، خوش‌بین است و امیدوار؛ و تلاش می‌کند تا صفات یاده شده را در دانشجویانش ایجاد کند.

معلم معماری اهل انعطاف است؛ به هنگام بازبینی طرح‌ها، از آنجا که دانشجویان، با تنوعی در صورت‌ها و تنوعی در نقطه‌نظرها، مقاصد خود را به وی عرضه می‌کنند، با هر یک به گونه‌ای مستقل گفتگو می‌کند و هیچگاه نسخه‌ای واحد را برای جمع دانشجویان نمی‍پیچد. معلم معماری به یک استاد مجرب شطرنج شبیه است، فردی که در یک جلسه با جمعی از شطرنج بازان، همزمان، مسابقه می‌دهد و با هر یک از حریفان به نحوی مستقل از حریف دیگر بازی را پیش می‌برد.

معلم معماری می‌داند که تدریس  طراحی معماری امری پیچیده است و مدرسی که از پسِ این کار برمی‌آید باید علاوه بر دانش تخصصی، هوش عاطفی و خلاقیت، کوله باری از تجربه را با خود داشته باشد و از این جهت موجود شگفت انگیزی است. بیان نکته‌ای بدیع از سوی او می‌تواند «تحولی» را در دانشجو به وجود آورد، تحولی برای همهٔ عمر. و او می‌داند که پیشرفت علمی دانشجویانش هنگامی اتفاق می‌افتد که آنها ، در طول نیمسال تحصیلی، اوقات خود در کارگاه را بدون دغدغه خاطر، فارغ از گذشته و آینده، با حالِی خوش سپری کنند.

کامبیز نوائی

تهران- اردیبهشت یک‌هزار و سیصد و نود و هشت]]></content:encoded>
            <enclosure url="https://wp.matnavis.com/wp-content/uploads/2025/04/7MdzbLKFQOGKT0Zm7qS6.png" length="0" type="image/png"/>
        </item>
        <item>
            <title><![CDATA[هنرمند کیست؟ روایت سوم: پرومته]]></title>
            <link>https://matnavis.com/blogs/هنرمند-کیست-روایت-سوم:-پرومته_who-is-artist-prometheus</link>
            <guid isPermaLink="false">https://matnavis.com/blogs/هنرمند-کیست-روایت-سوم:-پرومته_who-is-artist-prometheus</guid>
            <pubDate>Mon, 15 Apr 2024 18:20:44 GMT</pubDate>
            <description><![CDATA[پرومته، خدای تایتان‌ها و نماد آفرینش و سرکشی، در هنر و ادبیات به‌عنوان یک شخصیت محوری شناخته می‌شود. او به انسان آتش هدیه داد و به‌دلیل این عمل شجاعانه، مجازات شد. این اسطوره در آثار هنری و فلسفی مورد توجه قرار گرفته و در طول تاریخ به نمادی از خلاقیت، سرکشی و مواجهه با قدرت‌های بزرگ تبدیل شده است.]]></description>
            <content:encoded><![CDATA[<h4>آغاز داستان پرومته و مجازات ابدی او</h4>
پرومته از خدایان نامیرا و نیرومندی است که پیش از آنکه خدایان المپ به رهبری زئوس بر تایتان ارشد یعنی کرونوس پیروز شود و او را سرنگون کند، بر جهان حکومت می‌کردند. او را غالباً به واسطه روایت هزیود (شاعر قرن هفتم یا هشتم پیش از میلاد در یونان باستان)، فرد عیاری می‌شناسند که به دلیل آنکه آتش را از خدایان ربود و به انسان هدیه کرد، محکوم به مجازاتی ابدی شدو عقابی که نماینده زئوس است در شکنجه‌ای تکرارشونده، هر روز جگر او را که در کوه‌های قفقاز در بند است می‌خورد. اما چنین به نظر می‌رسد که او بیش از آنکه عیاری باشد که در فنون مختلف استاد است، هنرمندی است سرکش و شیفتۀ آفرینش.
<h4>پرومته و آفرینش انسان</h4>
از پرومته در منابع مختلف تاریخ و تئوری هنر و معماری به وفور یاد می‌شود. او نماد وحشت انسان است از پیشرفت دانش و فناوری بشر. در همهٔ ادوار، برای هر اختراع یا پیشرفت علمی، در ادب و هنر روایتی برای بازنمایی‌ او یافت می‌شود که تصویرگر غلبه دانش نویافته همان عصر بر جهان و عاقبت شوم آن است.

داستان پرومته از آنجا در بین روایت‌های <a href="https://matnavis.com/blogs/%D9%87%D9%86%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF-%DA%A9%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84:-%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%81%D8%A6%D9%88%D8%B3_who-is-artist-orpheus">هنرمند کیست</a> جای می‌گیرد که او پیش از آنکه آتش را از خدایان بدزدد، به آفرینش انسان دست می‌زند؛ تندیس جانداری که برخلاف دیگر حیوانات حفاظی در برابر سرما نداشت. پرومته نه تنها برخلاف رای زئوس آتش را می‌دزدد و به انسان می‌رساند، بلکه به آفریده‌اش می‌آموزد که خدایان را فریب بدهند و در آخر هم، پس از رها شدن بلایا از جعبۀ پاندورا، «امید» را به انسان هدیه می‌کند.

<img class="" title="image.png" src="https://api.matnavis.com/files/blog/hBUintITUyBNJMEObVj8.png" alt="image.png" width="698" height="994" />
<div class="caption">

Heinrich von Fuger, Creation man Prometheus, 1790, Princely Collection of Liechtenstein, Vienna

</div>
چنین به نظر می‌رسد که پرومته پیشگو هم بوده است و آینده بسیاری از شخصیت‌های داستان را پیشگویی می­‌کند. اسطوره‌سرا نگفته است که او چه می‌بیند، اما از آنچه او در روایت به انسان هدیه کرد (آتش، زیرکی، امید)، شاید بتوان گفت که خواهان آزادی انتخاب و عمل برای آفریده‌اش بود. نمی‌دانیم که او در آیندهٔ بشر چه دیده است، اما آفرینش پرومته بر خلاف پیگملیون اراده دارد!

<img class="" title="image.png" src="https://api.matnavis.com/files/blog/6SRBlZ42RHauEFGNycWc.png" alt="image.png" width="724" height="367" />
<div class="caption">
<p style="text-align: center;">Prometheus watches Athena endows his creation with reason, Christian Griepenkerl, 1877, Ceiling painting (oil on canvas) above the grand staircase in the Augusteum, Oldenburg</p>

</div>
<h4>گوته و پاس‌داشت پرومته</h4>
گفته می‌شود که گوته بیش از هر کس دیگر در عالم ادب و هنر میل پرومته به آفرینش را پاس‌داشته است؛ گویی به اقتضای تعریف دورۀ رمانتیک از «هنرمند به مثابه انسان حساس رنج کشیده»، با پرومته بیش از هر شخصیت افسانه‌ای هم‌زاد‌پنداری داشته است. برای او پرومته واسطه و میانجی بین انسان و خدایان و مظهر «خلاقیت» و «سرکشی» بوده است.

<img class="" title="image.png" src="https://api.matnavis.com/files/blog/by9cZMj5RwqtmVqCLrwh.png" alt="image.png" width="743" height="859" />
<div class="caption">

Rubens with Frans Snyders, Prometheus Bound, c. 1611-1612, <a href="https://customprints.philamuseum.org/detail/458764/rubens-prometheus-bound-1618">Philadelphia Museum of Art</a>

</div>
اما در پایان، پرومته تایتان است و نامیراست. او خود آینده‌اش را پیشگویی می‌کند؛ به دست فرزند همان کسی که فرمان حصرش را داده رهایی می‌یابد. عقابی که هر روز بر صخرۀ کوه قفقاز جگر پرومته را می‌خورد به دست هراکلس (فرزند زئوس که رومیان هرکول می‌خوانندش) کشته می‌شود.

<img class="aligncenter" title="image.png" src="https://api.matnavis.com/files/blog/oBkxUjyRniYI00MWxPKZ.png" alt="image.png پرومته" width="626" height="540" />
<div class="caption">

Francois Lespingola, Hercules delivering Prometheus, 1690-1705, Art Gallery of Ontario, Toronto

</div>
برای مطالعهٔ بیشتر:
<div class="left-align-text">
<ul>
 	<li>
<div>Will, F. (1962). Prometheus and the Question of Self-Awareness in Greek Literature. <em>The American Journal of Philology</em>, <em>83</em>(1), 72–85.</div></li>
 	<li>
<div>Van Rosemalen, J., Van Gulik, M., Van Rosemalen, B., &amp; Van Gulik, T. (2022). <em>Prometheus and the Liver through Art and Medicine</em>. Amsterdam University Press.</div></li>
 	<li>
<div>Dougherty, C. (2006). <em>Prometheus</em>, Routhledge.</div></li>
</ul>
</div>
']]></content:encoded>
            <enclosure url="https://wp.matnavis.com/wp-content/uploads/2025/04/JhmJS1pbRUqdj0euqOgW.png" length="0" type="image/png"/>
        </item>
        <item>
            <title><![CDATA[به بهانهٔ پیگملیون: بازنمایی زیبایی زن در هنر]]></title>
            <link>https://matnavis.com/blogs/به-بهانهٔ-پیگملیون:-بازنمایی-زیبایی-زن-در-هنر_pygmalion-woman-beauty-in-art</link>
            <guid isPermaLink="false">https://matnavis.com/blogs/به-بهانهٔ-پیگملیون:-بازنمایی-زیبایی-زن-در-هنر_pygmalion-woman-beauty-in-art</guid>
            <pubDate>Mon, 15 Apr 2024 18:18:37 GMT</pubDate>
            <description><![CDATA[زیبایی زن در هنر از داستان پیگمالیون تا آثار هنرمندان بزرگ همچون داوینچی همواره موضوعی جذاب و پیچیده بوده است. نگاه به زن و تجسم زیبایی‌های او در طول تاریخ هنری تغییرات زیادی کرده است. در این یادداشت، مروری داریم بر نحوه بازنمایی زیبایی زن در هنر و فرهنگ‌های مختلف و تاثیر آن در شکل‌گیری آثار هنری ماندگار."]]></description>
            <content:encoded><![CDATA[<h4>زیبایی زن در هنر؛ از افسانه پیگملیون تا بانوی صخره‌ها</h4>
در داستان <a href="https://matnavis.com/blogs/%D9%BE%DB%8C%DA%AF%D9%85%D9%84%DB%8C%D9%88%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D9%86%D8%B1_pygmalion-in-art">پیگملیون</a>، و همهٔ بازنمایی‌ها و اقتباس‌های پاره‌از این افسانه در هنرهای تجسمی، نگاه به زن و تجسم آنچه زیبایی زن  شناخته می‌شود بخش محوری از داستان بود. چندان جای تعجب ندارد. جلال ستاری معتقد است که زن یکی از چند کلید رازگشایی از فرهنگ قوم است.
<h4>نگاه به زن در شاهنامه</h4>
<img class="aligncenter wp-image-210 size-full" src="https://wp.matnavis.com/wp-content/uploads/2024/04/Picture1.png" alt="سودابه در شاهنامه شاه طهماسبی زن در شاهنامه زیبایی زن در هنر" width="198" height="237" />

در فرهنگ ایرانی نیز فردوسی در وصف زیبایی زن، آنچه می‌گوید دور از <a href="https://matnavis.com/blogs/%D9%87%D9%86%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF-%DA%A9%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D9%88%D9%85:-%D9%BE%DB%8C%DA%AF%D9%85%D9%84%DB%8C%D9%88%D9%86_who-is-artist-pygmalion">پیگملیون</a> نیست:

اگر پارسا باشد و رای‌زن

یکی گنج باشد پر آکنده زن

بویژه که باشد به بالابلند

فروهشته تا پای مشکین کمند

خردمند و با دانش و ناز و شرم

سخن گفتن خوب و آوای نرم

(وصف همسر نیکرو و پارسای کسری در شاهنامه)

اما در همه فرهنگ‌ها، آنکه زن را موجوی فرشته‌سان یا پلید و شیطانی بدانند محل تردید بوده است و همین تزلزل در آثار ادبی و هنری هم مشاهده می‌شود.
<h4>قرون وسطی و زیبایی ممنوعه</h4>
پس از دوران کلاسیک، در قرون وسطی کمتر فیلسوفی تمایل دارد به مبحث زیبایی زن بپردازد. با این همه چاره‌ای نداشتند جز آنکه «غزل غزل‌ها» یا نشیداالانشاد را تفسیر کنند که شعری اروتیک در متن عهد عتیق کتاب مقدس و نسبت داده شده به حضرت سلیمان است.

<img class="" title="Song_of_songs_Rothschild_mahzor.jpg" src="https://api.matnavis.com/files/blog/xghLkjKgSmKgqGOMDfol.png" alt="Song_of_songs_Rothschild_mahzor.jpg" width="583" height="920" />
<div class="caption">

بخش نخست غزل غزل‌ها در صفحه تذهیب شده از کتاب مقدس به سال ۱۴۹۲، مجموعه روتشیلد ماهزور، ایتالیا

</div>
حتی در همان دوران به ظاهر دور از لذت‌های زمینی هم آثار و اشعاری مانند کارمینا بورانا شامل متنهای شعر لاتینی مخصوص مغازله و تفرج بودند. به رنسانس که نزدیک می‌شویم، همان احوال زیبایی‌خواهی دوران کلاسیک در آثار بوکاچو و پترآرک پیدا می‌شود که زنان در آن ناپیدا نیستند. اما در همین آثار هم زیبائی فرشته‌سان زن غالباً مفهومی است همنشین با دست نیافتنی بودن او.

<img title="image.png" src="https://api.matnavis.com/files/blog/oQVJdJSTsOKW51nLwWnM.png" alt="image.png" width="577" height="434" />
<div class="caption">

بخشی از تابلوی حمام کردن بتسابه، هانس مملینگ، حدود ۱۴۰۸، <a href="https:/commons.wikimedia.org/wiki/File:Pygmalion_(Moyne).jpg;">اشتات گالری اشتوتگارت</a> (داود در پس زمینهٔ نقاشی دیده می‌شود)

</div>
رنسانس تجسم زیبایی زن را پیچیده‌تر کرد. در این دوره لازم بود که هم طبیعت به دقیق‌ترین شکل بازنمایی شود و هم آن کیفیاتی از زیبایی که این‌جهانی نبودند در هنر فراموش نشوند؛ ترکیبی که از نظر امبرتو اکو گاه غیرممکن است، با این همه به بهترین شکل وصف آثار هنرمندانی چون لئوناردو داوینچی است.

<img title="image.png" src="https://api.matnavis.com/files/blog/eKNFa45sQWeVDmYAoshA.png" alt="image.png" width="606" height="358" />
<div class="caption">

بخشی از <a href="https://www.thelumemelbourne.com/leonardo-da-vinci/paintings/virgin-of-the-rocks-louvre-version">تابلوی بانوی صخره‌ها</a>، لئوناردو داوینچی، بین ۱۴۸۳ و ۱۴۸۶، موزه لوور

</div>
برای مطالعهٔ بیشتر:
<div class="right-align-text">
<ul>
 	<li>
<div>ستاری، جلال، ۱۳۷۱، سیمای زن در فرهنگ ایران، نشر مرکز.</div></li>
 	<li>
<div>فیرنتزوئولا، آنیولو، دربارۀ زیبایی زنان، ترجمه حمیدرضا بسحاق، ۱۴۰۱، نشر گیلگمش</div></li>
</ul>
</div>
<div class="left-align-text">
<ul>
 	<li>
<div>Eco U. &amp; McEwen A. (2010). <em>On beauty</em> (Pbk.). MacLehose.</div></li>
</ul>
</div>
']]></content:encoded>
            <enclosure url="https://wp.matnavis.com/wp-content/uploads/2025/04/eKNFa45sQWeVDmYAoshA.png" length="0" type="image/png"/>
        </item>
        <item>
            <title><![CDATA[پیگملیون در هنر]]></title>
            <link>https://matnavis.com/blogs/پیگملیون-در-هنر_pygmalion-in-art</link>
            <guid isPermaLink="false">https://matnavis.com/blogs/پیگملیون-در-هنر_pygmalion-in-art</guid>
            <pubDate>Mon, 15 Apr 2024 18:16:34 GMT</pubDate>
            <description><![CDATA[پیگملیون بیش از هرجا در ادبیات و هنرهای نمایشی موضوع الهام بوده است. شاید این امر به آن سبب باشد که در هر دوره موضوعی برای مناقشه در این اثر یافت می‌شده است، و شور و هیجان تفکر انتقادی در ادبیات نمایشی تأثیر منقلب‌کننده بیشتری دارد.]]></description>
            <content:encoded><![CDATA[پیگملیون بیش از هرجا در ادبیات و هنرهای نمایشی موضوع الهام بوده است. شاید این امر به آن سبب باشد که در هر دوره موضوعی برای مناقشه در این اثر یافت می‌شده است، و شور و هیجان تفکر انتقادی در ادبیات نمایشی تأثیر منقلب‌کننده بیشتری دارد.

<img title="image.png" src="https://api.matnavis.com/files/blog/qHyjnWybQPGwzcZoLhRH.png" alt="image.png" width="512" height="651" />
<div class="caption">

آگوست ویلهلم ایفلند در نقش پیگملیون، نقاشی از آنتون گراف به سال ۱۸۰۰

</div>
اصولاً چنین بنظر می‌رسد که شکسپیر در بازنمایی شخصیت عشاق داستان‌های خود از اوید هم الهام گرفته است. یکی از مشابهت‌ها در صحنه پایانی نمایش حکایت زمستان رخ می‌دهد که ملکه هرماینی، که برای سال‌ها مرده تصور می‌شد، به زندگی برمی‌گردد. در نقد این نمایش و مکالمات درون متن، برخی معتقدند که شکسپیر تأثیر نافذ کلام و قدرت اقناع زن را دستمایه فرازهای مهمی از این داستان قرار داده است.

<img class="" title="image.png" src="https://api.matnavis.com/files/blog/teD66WENS7C3k7wEUN1r.png" alt="image.png" width="619" height="557" />
<div class="caption">

صحنهٔ زنده شدن هرماینی در تئاتر «حکایت زمستان» اثر ویلیام شکسپیر، اکنون در کتابخان شکسپیر فولجر

</div>
در عصر روشنگری، نسخهٔ اپرای ژان ژاک روسو (۱۷۶۲)که اقتباس از این افسانه اوید بود، در صحنۀ جان گرفتن مجسمه، مداخله الاهگان نقشی ندارد و ضربه‌های کاردک مجسمه ساز است که مجسمه را زنده می‌کند. در ادامه، مجسمه فرایند خودآگاهی را می‌پیماید، مفهوم «من» را درک می‌کند و با مشاهدهٔ دیگر مجسمه‌ها ابراز می‌کند که آنها «من» نیستند. اما زمانی که به سوی پیگملیون برمی‌گردد و او را نظاره می‌کند آنچه را مشاهده می‌کند چنین بیان می‌کند: "من"!
اثر هنری به مثابه آئینه هنرمند؟

<img title="image.png" src="https://api.matnavis.com/files/blog/jrMTcNbUSlGlt62OB3Nu.png" alt="image.png" width="341" height="550" />
<div class="caption">

جلد اپرای پیگملیون در اجرای ۱۷۷۲ (نخستین اجرا) در بروکسل

</div>
در پیگملین برنارد شاو (۱۹۱۴)، روابط طبقاتی در جامعه و مناسبات زنان و مردان دستمایهٔ تئاتر می‌شود. درشرح این اثر بارها نوشته شده است که برنارد شاو پایان این داستان را آنگونه که در تئاتر اجرا شد به تصویر نکشیده بود؛ در روایت شاو، الایزا استقلال نویافته خود را پاس می‌دارد و از زندگی پروفسور هیگینز خارج می‌شود تا سرنوشتش را به دستان خود بسازد. در اجرای تئاتر، و بعدها در اقتباس سینمایی آن در «بانوی زیبای من»، با ماندن الایزا، پایانی خوش برای داستان رقم می‌خورد... البته به استنباط کارگردانان این آثار!

<img title="image.png" src="https://api.matnavis.com/files/blog/UqcA9Y2sRoOjoPQJcGVD.png" alt="image.png" width="330" height="375" />
<div class="caption">

پوستر تئاتر پیگملیون نوشته برنارد شاو، طراحی می ویلسون پرستون، مکان اجرا تئاتر هوفبرگ وین، ۱۹۱۳

</div>]]></content:encoded>
            <enclosure url="https://wp.matnavis.com/wp-content/uploads/2025/04/qHyjnWybQPGwzcZoLhRH.png" length="0" type="image/png"/>
        </item>
        <item>
            <title><![CDATA[نقش رستم: شهرهای ساسانی روایت سوم]]></title>
            <link>https://matnavis.com/blogs/نقش-رستم:-شهرهای-ساسانی-روایت-سوم_sasanid-city-naghsh-rostam</link>
            <guid isPermaLink="false">https://matnavis.com/blogs/نقش-رستم:-شهرهای-ساسانی-روایت-سوم_sasanid-city-naghsh-rostam</guid>
            <pubDate>Mon, 15 Apr 2024 18:14:57 GMT</pubDate>
            <description><![CDATA[نقش رستم یکی از مهم‌ترین محوطه‌های باستانی ایران است که تلاش شاهان ساسانی برای پیوند با نیاکان خود، به‌ویژه هخامنشیان، را در قالب نقش‌برجسته‌ها و ساخت‌وسازهای آیینی به تصویر می‌کشد. این مقاله نگاهی تحلیلی دارد به ارتباط ساسانیان با گذشته اسطوره‌ای و تاریخی ایران، اهمیت نمادهایی چون دیهیم و درفش، و جایگاه نقش رستم در ساخت هویت سیاسی-مذهبی این دوره مشهود است.]]></description>
            <content:encoded><![CDATA[<h4>تلاش ساسانیان برای پیوند با نیاکان؛ افسانه یا سیاست؟</h4>
چگونگی اتصال ساسانیان به نیاکانشان، به ویژه هخامنشیان، همواره موضوع مناقشه در مباحث علمی بوده است. اگرچه ساسانیان پادشاهانی به نام­‌های داریوش (Dara ̄y) و اردشیر (Ardaxšır-Wahman) را جزء اجداد خود شمرده­‌اند، اما هرگز از سلسلهٔ هخامنشی به این نام، در منابع اولیه­‌شان ذکر نکرده‌­اند. به نظر می­‌رسد آنها کسانی را که دانش­‌پژوهان در حال حاضر هخامنشیان می‌­خوانند، به عنوان آخرین فرزندان سلسلهٔ افسانه‌­ای کیانیان قبل از حمله اسکندر، درک کرده‌­اند.(Canepa, 2018)

یکی از محوطه‌­های باستانی که به خوبی بر تلاش ساسانیان برای اتصال به این بخش از نیاکان خود صحه می‌گذارد، نقش‌برجسته‌هایی است که شاهان ساسانی در کنار مقبره و نقوش­ برجستهٔ شاهان هخامنشی در نقش رستم از خود به جا گذاشته‌­اند.

<img title="image.png" src="https://api.matnavis.com/files/blog/WI6QS8MSLGTyv8lmvk2q.png" alt="image.png" width="917" height="557" />
<div class="caption">

محوطهٔ نقش رستم شامل مقابر و نقوش برجسته هخامنشی، نقوش برجسته ساسانی و کعبه زرتشت، عکس: متن‌آویس

</div>
<h4>موقعیت جغرافیایی نقش رستم و ارتباط آن با سایت‌های اطراف</h4>
یکی از نکات جالب توجه در مورد نقش رستم، موقعیت جغرافیایی استقرار آن در حاشیهٔ کوه‌­هایی با مورفولوژی خاص و منبع آبی (مقدس) رودخانه پلوار است. نقش رستم با <a title="https://matnavis.com/article/sasanid-cities-ardeshirkhore" href="https://matnavis.com/article/sasanid-cities-ardeshirkhore" target="_blank" rel="noopener">سه سایت باستانی</a> مهم دورهٔ ساسانی و پیش از آن، در جداره­‌های دو کوه رحمت و حسین­کوه واقع شده است. این سایت­‌ها شامل شهر استخر، از مراکز مذهبی و مهم ایالت فارس از پیش از ساسانیان، محوطهٔ نقش رجب با نقوش برجستهٔ ساسانی در آن و تخت جمشید است. انتظام این سایت‌­ها در پلان، جالب توجه است. ضمن آن که سه محوطهٔ نقش رستم، نقش رجب و شهر استخر، به لحاظ بصری نیز با هم مرتبط هستند.

<img title="image.png" src="https://api.matnavis.com/files/blog/fbrEwKYtTMKamjVtTN7y.png" alt="image.png" width="762" height="548" />
<div class="caption">

۱.نقش رستم، ۲.شهر تاریخی استخر، ۳.نقش رجب، ۴.تخت جمشید، ۵. کوه رحمت، ۶.حسین کوه، ۷.رودخانه پلوار، منبع: متن‌آویس

</div>
<h4> نقش رستم پیش از ساسانیان</h4>
این محوطه بسیار پیش از هخامنشیان مورد توجه و مقدس بوده است. در بالای کوه آثاری از دورهٔ آشور وجود دارد و بر جدارهٔ کوه نیز نقش‌­برجسته‌­ای از ایزد و ایزدبانوی عیلامی از ۱۲۰۰ سال پیش از میلاد جای داشته است که بعدها بهرام دوم ساسانی بخشی از آن را تخریب و نقش خود و درباریانش را بر کوه می‌­تراشد.

مسألهٔ جالب توجه دیگر آن است که در دوره ساسانیان مقابل محوطه مربوط به مقابر هخامنشی، برج و باروی عظیمی ساخته می‌شود و در واقع گسترهٔ دید به چشم­‌انداز وسیع و زیبای طبیعی دشت مقابل این کوه، مسدود می‌­شود. این بارو به نحوی کشیده شده است که دو نقش‌­برجستهٔ ساسانی در سمت غرب کوه، خارج از محوطه بارو قرار می­‌گیرند.

<img class="aligncenter" title="image.png" src="https://api.matnavis.com/files/blog/YX5h32WdQeSCCHiOmlF2.png" alt="نقش رستم در جداره حسین کوه" width="650" height="593" />
<div class="caption">

پایین: پلان مکان‌­یابی آثار جداره حسین­کوه

بالا: پلان محوطه باستانی شامل آثار آشوری بر بالای حسین­کوه( لکه زردرنگ)

</div>
<h4>کعبه زرتشت</h4>
<a title="https://fa.wikipedia.org/wiki/کعبه_زرتشت" href="https://fa.wikipedia.org/wiki/کعبه_زرتشت" target="_blank" rel="noopener">کعبهٔ زرتشت</a> نیز بنایی سنگی و برج‌مانند موجود در این محوطه است که به احتمال زیاد در دورهٔ هخامنشی ساخته شده است و بر سر کاربرد آن مناقشه وجود دارد. دو کتیبه از شاپور اول و کرتیر ساسانی بر جدارهٔ آن، دارای ارزش تاریخی زیادی است.

<img class="aligncenter" title="b6da7884cf91b872a0ca846dd3746cb0.jpg" src="https://api.matnavis.com/files/blog/oSd8hf73QR6frGtU84uv.png" alt="طرح شاردن از نقش رستم" width="636" height="507" />
<div class="caption">

طرح شاردن از نقش رستم با کعبه زرتشت مقابل آن در سال ۱۶۶۵ میلادی

</div>
<img class="aligncenter" title="2001fdc990404e5d953af065308462.jpg" src="https://api.matnavis.com/files/blog/C2O7CfCTBSx0ppRq3t7g.png" alt="طرح فلاندن و کوست از نقش رستم" width="656" height="477" />
<div class="caption">

طرح فلاندن و کوست در سال ۱۸۴۱ میلادی

</div>
در نقش‌­رستم،در کنار مقابر هخامنشیان، هشت نقش‌­برجسته از شاهان مختلف ساسانی جای گرفته است.
تعداد بالای این نقش‌­برجسته‌ها بدون شک نشان از اهمیت سیاسی-مذهبی این سایت برای شاهان ساسانی دارد. در میان این هشت نقش‌­برجسته، تصاویر متعلق به هفت پادشاه ساسانی به تصویر کشیده شده است. موضوع دو نقش‌­برجسته دیهیم‌­ستانی، پنج تای آن­ها جنگ با دشمنان و یکی از آن­ها ادای احترام بزرگان به شاه ساسانی است.

<img class="alignnone" title="ساسانی.jpg" src="https://api.matnavis.com/files/blog/O6e9rFqnRQaZGo2SZXUi.png" alt="ساسانی.jpg نقش‌برجسته‌های ساسانی محوطه نقش‌­رستم و جانمایی آن­ها در پلان" width="1373" height="902" />
<div class="caption">

نقش‌برجسته‌های ساسانی محوطه نقش‌­رستم و جانمایی آن­ها در پلان- تصاویر و نقشه از ( وندائی،1398)

1.دیهیم‌­ستانی اردشیر اول از اهورامزدا 2. بهرام دوم در کنار بزرگان سلطنتی در حال احترام به او 3. احتمالاً شاپور سوم در حال انداختن حریف از اسب 4. یکی از شاهان ساسانی (نامعلوم) در حال پیکار 5. احتمالاً هرمزد دوم در حال شکست دشمن 6. پیروزی شاپور اول بر قیصران روم 7. بهرام دوم در حال پیکار  8. دیهیم‌­ستانی نرسی از آذرآناهیتا

</div>
جزئیات به کار رفته در نقش­‌برجسته­‌های مختلف ساسانی از طرح و فرم جامه و ابزارهای به کارگرفته شده، اطلاعات بسیار خوبی در مورد ساختار اجتماعی، نسب شاهان، بزرگان و حریفان مهم سلسله ساسانی و نظام باورهای آن­ها در اختیار پژوهشگران قرار می­‌دهد. از جمله مهم‌­ترین نشان­‌های به‌کار رفته در این نقش‌­برجسته‌­ها، دیهیم است.
<h4> «دیهیم» در نقش‌برجسته‌</h4>
دیهیم شیء حلقه­‌مانندی است که به نشانه خوره یا فره ایزدی به پادشاه اعطا می­‌شود. سابقه آن به هزاره سوم پیش از میلاد در نقش‌­برجسته <a title="آنوبانی‌نی" href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D9%86%D9%88%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C%E2%80%8C%D9%86%DB%8C">آنوبانی‌نی</a> در <a title="سرپل ذهاب" href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%D8%B1%D9%BE%D9%84_%D8%B0%D9%87%D8%A7%D8%A8">سرپل ذهاب</a> که در آن الهه‌ای حلقه‌ای را به پادشاه می‌دهد؛ می­رسد.(Luschey,1986) اصل این کلمه از یونانی وارد پارسی باستان و سپس وارد پارسی میانه شده است. (صادقی, 1394)

<img class="alignnone" title="دیهیم ستانی.png" src="https://api.matnavis.com/files/blog/MMkd1Tt6R5SC8YxqKbwX.png" alt="دیهیم ستانی.png اعطای دیهیم از آناهیتا به نرسی، نقش رستم" width="918" height="467" />
<div class="caption">

نقشه چپ: اعطای دیهیم از آناهیتا به نرسی، نقش رستم (وندائی،1398)-راست: طرحی از دیهیم

</div>
<h5>«درفش» در نقش‌برجسته‌های ساسانی</h5>
شی دیگری که در سه نقش‌­برجسته از هشت نقش­‌برجسته نقش رستم به چشم می­‌خورد، درفش است. در اصطلاح دوره ساسانیان، هر واحد سپاه کوچک‌­تر از «گند» و بزرگ‌­تر از «وشت» را درفش می­‌گفتند و هر درفشی، عَلمی یا پرچمی مخصوص داشت.(کریستینسن، 1393) یعنی درفش هم به واحد جنگی و هم پرچمِ نشان آن واحد، اطلاق می‌­شد. شکل ظاهری این درفش‌­ها در نقش‌­برجسته‌­های نقش‌­رستم با تصور معمول امروزی از پرچم متفاوت است و از چوب­ه‌ای افقی و عمودی و گوی‌هایی بر سر آن و پارچه­‌هایی آویخته از آن تشکیل شده بود.

<img class="alignnone" title="درفش ساسانی.jpg" src="https://api.matnavis.com/files/blog/JvAucDH6Stia3B2Xg9bg.png" alt="درفش ساسانی.jpg نقش برجسته در نقش رستم" width="1392" height="786" />
<div class="caption">

تصاویر و طرح انواع پرچم یا درفش در نقش‌­برجسته‌­های ساسانی-(وندائی، 1398)

</div>
<h5>درفش کاویان</h5>
اما قدیمی ­ترین درفش ایران را، درفش‌کاویان یا اختر کاویان یا اختر کاوان می‌­دانند. درفش کاویان پرچم ملی ساسانیان بود و در اسطوره‌­های ایران آن را پیشبند کاوه آهنگر می­‌دانند. (وندائی،1398) در واژه­‌نامه برهان قاطع آمده است: «اختر کاوان، نام عَلم افریدون باشد و آن از کاوه آهنگر بود و پادشاهان عجم بعد از شکست ضحاک آن را بر خود شگون گرفته بودند و آن چرمی بود که کاوه آهنگر بوقت کار کردن بر میان خود می‌بست.»

از آن چرم کآهنگران پشت پای       بپوشند هنگام زخم درای
همان کاوه آن بر سر نیزه کرد        همانگه ز بازار برخاست گرد(فردوسی)

بزد بر سر خویش چون گرد ماه       یکی فال فرخ پی افکند شاه
فروهشت زو سرخ و زرد و بنفش      همی خواندش کاویانی درفش (فردوسی)

<img title="درفش کاویان.png" src="https://api.matnavis.com/files/blog/z8PCtwfOSG6sbCnCQHk1.png" alt="درفش کاویان.png" width="620" height="439" />
<div class="caption">

راست: بازسازی احتمالی از درفش کاویانی(Grishman,1944) چپ: سکه­‌ای متعلق به فرته‌­داران که احتمال
می­‌رود درفشی که در آن دیده می­‌شود، درفش کاویانی باشد. (وندائی،1398)

</div>
<img title="لباس.png" src="https://api.matnavis.com/files/blog/4gq2TUOzQOG8V5sghPDW.png" alt="لباس.png" width="917" height="462" />
<div class="caption">

بازسازیلباس و کلاه شاهان ساسانی از روی نقش­‌برجسته‌­ها- بازسازی از نادم احمد (وندائی،1398)

</div>
برای مطالعهٔ بیشتر:
<div class="right-align-text">

-
صادقی،ع.(1394). پژوهش‌های لغو. <em>فرهنگ نویسی (ویژه نامه نامه فرهنگستان)</em>. 106-93. (1)10

</div>
<div class="right-align-text">

-
کریستسنسن،آ.(1393).  <em>ایران در زمان ساسانیان</em>.ترجمه ر. یاسمی. صدای معاصر.

</div>
<div class="right-align-text">
<ul>
 	<li>
<div> وندائی, م. (1398). <em>شاهان بر سنگ</em>. جهاد دانشگاهی، واحد صنعتی اصفهان.</div></li>
</ul>
</div>
<div class="left-align-text">
<ul>
 	<li>
<div>Canepa, M. P. (2018). <em>The Iranian Expanse: Transforming Royal Identity through Architecture, Landscape, and the Built Environment, 550 BCE–642 CE</em> (First edition). University of California Press.</div></li>
</ul>
</div>
<div class="left-align-text">
<ul>
 	<li>
<div>    LuscheyH.) 1986(. ARDAŠĪR I ii. Rock reliefs. available online at</div></li>
</ul>
<a title="https://www.iranicaonline.org/articles/ardasir-ii" href="https://www.iranicaonline.org/articles/ardasir-ii">https://www.iranicaonline.org/articles/ardasir-ii</a>

</div>
`]]></content:encoded>
            <enclosure url="https://wp.matnavis.com/wp-content/uploads/2025/04/oSd8hf73QR6frGtU84uv.png" length="0" type="image/png"/>
        </item>
        <item>
            <title><![CDATA[اندر تجسم زیبایی دیو]]></title>
            <link>https://matnavis.com/blogs/اندر-تجسم-زیبایی-دیو_beautiful-beasts</link>
            <guid isPermaLink="false">https://matnavis.com/blogs/اندر-تجسم-زیبایی-دیو_beautiful-beasts</guid>
            <pubDate>Mon, 15 Apr 2024 18:12:23 GMT</pubDate>
            <description><![CDATA[در هر فرهنگ تعاریف متعددی از زیبایی وجود دارد که به تناسب دوران، و حتی حدود جغرافیایی، این تعاریف می‌توانند تنوع و تفاوت پیدا کنند. اما به ازای هریک از این چهارچوب‌های فرهنگی برای ارزیابی زیبایی، به طور منطقی تعریف «زشت/ زشتی» هم معلوم می‌شود.]]></description>
            <content:encoded><![CDATA[<h4>اندر تجسم زیبایی دیو</h4>
در هر فرهنگ تعاریف متعددی از زیبایی وجود دارد که به تناسب دوران، و حتی حدود جغرافیایی، این تعاریف می‌توانند تنوع و تفاوت پیدا کنند. اما به ازای هریک از این چهارچوب‌های فرهنگی برای ارزیابی زیبایی، به طور منطقی تعریف «زشت/ زشتی» هم معلوم می‌شود. در بین همه تعاریف زشتی که انسان در طول تاریخ با آنها روبرو شده است، کمتر نمونه‌ای است که به اندازه صور عجایب (Grotesque) یا دهانهٔ اژدر (Gargoyle) رنسانسی مصور و معروف شده باشد. علاقه به این دیوهای مجسم (هیولاهای زیبا) و ماندگار از کجا نشأت می‌گیرد؟

<img class="aligncenter" title="image.png" src="https://api.matnavis.com/files/blog/JQRX6RgTRlml48zAhZG3.png" alt="image.png" width="383" height="542" />
<div class="caption">

Grotesque Keystone, Santa Maria Formosa, Venice. Photo: Luke Morgan

</div>
نظم و تناسب حاکم بر تعریف سختگیرانهٔ زیبایی دوران کلاسیک، جای تردید چندانی برای تعریف آنچه زشت پنداشته می‌شده باقی نمی‌گذارد. با این‌ همه، نه‌ تنها خیل بزرگی از دیوها و مخلوقات عجیب در این دوره به نام و شهرتی فراگیر دست یافته‌اند، بلکه زشتی نیز در جای‌جای هنر و اندیشهٔ آن دوران، شانه به شانه و حتی آمیخته با زیبایی، حضوری پذیرفته‌شده دارد.
<h4>اشاره به زشتی و هیولاها (دیو) در متن‌های کلاسیک و قرون وسطایی</h4>
در کتاب ضیافت، افلاطون در شرح ظاهر ارسطو او را به سیلنوس (دیو همنشین دیونوسیوس) و دیگر ساتیرها تشبیه می‌کند و ادعا می‌کند که ارسطو خود از این شباهت باکی ندارد، اما هنگامی که دهان بگشاید، خواهید دید که چه طبعی در او نهفته است؛ اشارۀ او به طبع ملکوتی و متعالی ارسطو است که زیر ظاهری خوفناک مخفی شده است.

<img class="alignnone" title="image.png" src="https://api.matnavis.com/files/blog/jEPyvU5SAqGI4avLKik1.png" alt="زشتی کلاسیک هیولای زیبا" width="803" height="256" />
<div class="caption">

سیلنوس در میانهٔ تصویر دست بر شانۀ دو ساتیر، چاپ به ابعاد ۱۵ در ۵۱.۸ سانتیمتر، اثر مارک‌آنتونیو ریموندی در حدود ۱۵۱۰ الی ۱۵۱۳میلادی، اکنون در <a href="http://www.metmuseum.org/art/collection/search/345270">موزه متروپولیتن نیویورک</a>

</div>
از نوشته‌های قدیس بوناونتورا در قرن سیزدهم میلادی تا به آثار هگل در آستانۀ قرن نوزدهم، این مطلب تصریح شده است که هرگاه زشتی با مهارتی شایسته، و به شکلی تأثیرگذار در اثری هنری بازنمائی شود، بر زیبایی آن اثر باید صحه گذاشت.
کانت می‌گوید زیبایی طبیعی عبارت است از پدیده‌ای که خود زیباست، اما زیبایی هنری از بازنمایی زیبای یک پدیده‌‌ [شاید حتی نازیبا] آفریده می‌شود. او در «نقد خرد محض» در این خصوص عنوان می‌کند که برتری هنر در آن است که امر زشت (دیو در هنر) را چنان به زیبایی در برابر شما زنده و حاضر می‌کند که شما را از انزجار گریزی نیست!

<img class="aligncenter" title="image.png" src="https://api.matnavis.com/files/blog/9OpEB7a2R2Kd1NXnhQRA.png" alt="هیولاهای زیبا" width="434" height="1055" />
<div class="caption">

بازنمایی غوطه‌وری هیولاها و موجودات شیطانی در نقاشی سه‌لته‌ای «<a href="https://commons.wikimedia.org/wiki/File:The_Garden_of_Earthly_Delights_by_Bosch_High_Resolution.jpg">باغ‌ لذت‌های دنیوی</a>»، پنل «جهنم»، اثر هیرونیموس بوش (۱۵۱۶-۱۴۵۰)، هم اکنون در موزهٔ پرادو مادرید، اسپانی ( دیو در هنر)

</div>
<h4>حضور هیولاها در <a href="https://matnavis.com/blogs/%D8%A8%D8%A7%D8%BA%E2%80%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%B3-%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%88%D9%81-%DA%98%DB%8C%D8%B1%D9%88_Renaissance-Gardens">باغ‌های رنسانس</a></h4>
اما شاید حضور این دیوها و هیولاها و داستان‌های رعب‌آورشان در هیچ اثر هنری دیگری به اندازۀ باغ‌های دوران رنسانس عجیب نباشد. هرچند همه آموزه‌های مکتوب معماری منظر و باغ‌سازی آن دوران به ایجاد مکانی دلپذیر <a href="https://matnavis.com/blogs/%D8%A8%D8%A7%D8%BA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%82%D8%B1%D9%88%D9%86-%D9%88%D8%B3%D8%B7%DB%8C_medieval-garden">(Locus Amoenus)</a> توصیه می‌کند، آنچه در پیکر برخی از این باغ‌ها، و روایت ضیافت‌های پرشور آنها باقیمانده، شهادت می‌دهد که حتی باغ هم محل جولان این موجودات و افسانه‌های آنها بوده است.

به‌نظر می‌رسد که تأثیر احیای میراث یونانی-رومی در دورۀ رنسانس، و اشتیاق به متون اوید، ویرژیل، هوراس، هومر و دیگر متون دوران کلاسیک، بازنمایی شخصیت‌های افسانه‌های کلاسیک در باغ‌ها و بازسازی دراماتیک صحنه‌های آن را در محیط‌ها رواج داد.

<img class="aligncenter" title="image.png" src="https://api.matnavis.com/files/blog/XqprUNrKQDqPOREKLyZc.png" alt="هیولاهای زیبا زیبایی دیو زشتی در هنر" width="712" height="473" />
<div class="caption">

مجسمۀ اورکوس، خدای از جهان زیرین و مجازات‌کننده پیمان‌شکنان، در باغ بومارزو قرار دارد. این باغ در لاتزیوی شمالی واقع است و توسط پیرو لیگوریو در قرن شانزدهم طراحی شد. ساخت مجسمه‌های آن به سیمونه موسکینو نسبت داده شده است.

</div>
<h4>مجسمه‌ کوه‌های اپنین (هیولای زیبا)</h4>
مثالی از مجسمه‌ای که همه با نام کوه‌های اپنین می‌شناسند، در واقع بازنمایی هیولاگونه‌ای از افسانه تبدیل شدن اطلس به کوه در افسانه‌ «انه‌اید» ویرژیل است.این نام را از رشته‌کوه‌هایی که در طول کشور ایتالیای امروزی امتداد می‌یابد، وام گرفت. این امر می‌تواند اقتباسی  از زشتی در هنر باشد.<br data-start="243" data-end="246" />این اثر، تلفیقی از اسطوره، طبیعت و تخیل هنرمند رنسانسی را به نمایش می‌گذارد. جامبولونیا مجسمه‌ساز فلاندری، این مجسمه را در سال ۱۵۸۰ برای ویلا پراتولینو ساخت. دیگر موجودات افسانه‌ای متامورفوسیس اووید، مجسمه را احاطه کرده‌اند و سازنده‌اش درون آن مجموعه‌ای از غارهای سحرآمیز و اتاق‌ها ساخت. برخی از آنها بعدها تخریب شدند. امروزه ویلا پراتولینو وجود ندارد و مجسمه در ملکی که در سال ۱۸۰۰ جایگزین آن شد. (به نام ویلا دمیدوف در ۱۰ کیلومتری شمال فلورانس) هنوز پابرجاست.

<img class="aligncenter" title="image.png" src="https://api.matnavis.com/files/blog/0DJpRxMsSrSTbon0DVjG.png" alt="هیولاهای زیبا زشتی در هنر" width="662" height="496" />

برای مطالعهٔ بیشتر مراجعه کنید به:
<div class="left-align-text">
<ul>
 	<li>
<div style="text-align: left;">Edwards J. D. and Graulund (2013). Grotesque. Routledge</div></li>
 	<li style="text-align: left;">
<div>Morgan L. (2016). <em>The monster in the garden: reframing renaissance landscape design</em>. University of Pennsylvania Press.</div></li>
 	<li>
<div style="text-align: left;">Hammeken C. A. &amp; Hansen M. F. (2019). <em>Ornament and monstrosity in early modern art</em>. Amsterdam University Press.</div></li>
</ul>
</div>
']]></content:encoded>
            <enclosure url="https://wp.matnavis.com/wp-content/uploads/2025/04/JQRX6RgTRlml48zAhZG3.png" length="0" type="image/png"/>
        </item>
        <item>
            <title><![CDATA[هنرمند کیست؟ روایت اول: اورفئوس]]></title>
            <link>https://matnavis.com/blogs/هنرمند-کیست-روایت-اول:-اورفئوس_who-is-artist-orpheus</link>
            <guid isPermaLink="false">https://matnavis.com/blogs/هنرمند-کیست-روایت-اول:-اورفئوس_who-is-artist-orpheus</guid>
            <pubDate>Sun, 14 Apr 2024 18:22:17 GMT</pubDate>
            <description><![CDATA[برخی بر این باورند که اسطوره‌ها انسان کامل از دید مردمان را در خود تصویر کرده اند. بر این اساس تصویر هنرمند در روایت چند شخصیت در اسطوره‌های یونانی آمده است. اورفئوس(Orpheus, Ὀρφεύς)، اولین در بین این شخصیت‌ها، از آن جهت برجسته می‌شود که ترکیبی از پیامبر، شاعر، موسیقیدان و نوازنده در احوالش قید می‌شود.]]></description>
            <content:encoded><![CDATA[<h4>اورفئوس: چهره اسطوره‌ای هنرمند کامل در یونان باستان</h4>
برخی بر این باورند که اسطوره‌ها انسان کامل از دید مردمان را در خود تصویر کرده اند. بر این اساس <a href="https://matnavis.com/blogs/%D9%87%D9%86%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF-%DA%A9%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D9%88%D9%85:-%D9%BE%DB%8C%DA%AF%D9%85%D9%84%DB%8C%D9%88%D9%86_who-is-artist-pygmalion">تصویر هنرمند</a> در روایت چند شخصیت در اسطوره‌های یونانی آمده است. اورفئوس (Orpheus, Ὀρφεύς)، اولین در بین این شخصیت‌ها، از آن جهت برجسته می‌شود که ترکیبی از پیامبر، شاعر، موسیقیدان و نوازنده در احوالش قید می‌شود. در وصف ارزش جایگاه او همین بس که هم چنگ زرین خود را از آپولو، خدای موسیقی و رقص، هدیه می‌گیرد و هم او به اورفئوس نواختن را یاد می‌دهد.

<img title="image.png" src="https://api.matnavis.com/files/blog/bVdiIdbGTOUt2p6VLQag.png" alt="image.png" width="641" height="800" />
<div class="caption">

موازئیک چهره اورفئوس، <a title="https://en.wikipedia.org/wiki/File:Kantharos63.9.jpg" href="https://en.wikipedia.org/wiki/File:Kantharos63.9.jpg" target="_blank" rel="noopener">موزه دومینیکن</a>، روتویل (Rottweil)، آلمان، قرن دوم پس از میلاد

</div>
در شرح حال اورفئوس گفته می‌شود که آوای ساز او نه تنها حیوانات را فرامی‌خواند و رام می‌کرد، بلکه درختان و سنگ‌ها با نغمه‌اش رقص‌کنان جابجا می‌شدند و به این اعتبار او را نیرویی تمدن‌زا می‌پندارند که با موسیقی‌اش حتی شهرها ساخته می‌شدند و به این ترتیب در این افسانه «قدرت هنر» جایگزین «نیروی کار» می‌شود.

<img class="" title="image.png" src="https://api.matnavis.com/files/blog/pB5j3ZYxQ0q5EAeOCF9s.png" alt="image.png" width="547" height="582" />
<div class="caption">

اورفئوس در حلقۀ حیوانات، موزائیک باستانی رومی از پالرمو، اکنون در موزه باستان‌شناسی منطقه‌ای پالرمو، ت<a href="https://juliandavid.co.uk/~juliandavidco/article/jung-and-the-myth-of-orpheus">صویر از جیووانی دالورتو</a>

</div>
<a title="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%81%D8%A6%D9%88%D8%B3" href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%81%D8%A6%D9%88%D8%B3" target="_blank" rel="noopener">اورفئوس</a> بیش از هرچیز به سبب روایتی در یادها ماندگار شده که مربوط است به سفرش به جهان زیرین برای بازگرداندن همسرش ائوردیکه (Euridyce/ Εὐρυδίκη) که با نیش افعی از دنیا رفته بود. او در این جهان چنگ متبرکش را به صدا در می‌آورد و چنان می‌خواند که هادس و دیگر اهالی آن قلمرو را متأثر می‌کند. به او اجازه داده می‌شود که همسرش را با خود ببرد به شرط آنکه تا زمان خروج کامل از آن قلمرو به پشت سر و همسرش که پشت او گام برمی‌دارد نگاه نکند. در لحظه خروج، بی‌توجه به اینکه هنوز همسرش از آن جهان قدم به بیرون نگذاشته از شوق به پشت سر می‌نگرد و همسرش برای همیشه ناپدید می‌شود.

<img class="" title="image.png" src="https://api.matnavis.com/files/blog/x4OASUORQGiTNCtMEHtb.png" alt="image.png" width="566" height="736" />
<div class="caption">

کوزه تدفینی با تصویر اورفئوس در حال نواختن چنگ در مقابل اهالی جهان زیرین، آپولیا در جنوب ایتالیای امروزی، ۳۲۰ الی ۳۴۰ قبل از میلاد، امانت از <a title="https://www.getty.edu/art/exhibitions/ancient_underworld/inner.html;" href="https://www.getty.edu/art/exhibitions/ancient_underworld/inner.html;" target="_blank" rel="noopener">مجموعه لودیگ</a> در موزه باستان بازل

</div>
یونانیان ارتباط موسیقی با ریاضیات را به شدت پاس می‌داشتند و در مقام یک هنرمند، اورفئوس نماد هنریست که قاعده‌مند، متعادل و منظم است. به همین دلیل کشته شدن او به دست ماینادهای دینوسیوس (زنان مرید دینوسیوس) نیز روایتی نمادین از مقابلۀ هنر قاعده‌مند یا آپولونی با هنر بی‌قاعده و خلسه‌ناک یا دیونوسی می‌دانند؛ دوگانگی و تقابلی مستمر که بعدها مبنای زیبایی‌شناسی نیچه‌ای دانسته می‌شود.

<img class="" title="image.png" src="https://api.matnavis.com/files/blog/pCxl01MpRR2sNbndkPR1.png" alt="image.png" width="576" height="318" />
<div class="caption">

مرگ اورفئوس، ترسیم بر روی یک جام خرگوشی یا کانتاروس، ۴۱۰ الی ۴۲۰ پیش از میلاد مسیح، از مجموعۀ واسیل بوجکو (Vassil Bojkov)، سوفیه، بلغارستان

</div>
&nbsp;]]></content:encoded>
            <enclosure url="https://wp.matnavis.com/wp-content/uploads/2025/04/bVdiIdbGTOUt2p6VLQag.png" length="0" type="image/png"/>
        </item>
        <item>
            <title><![CDATA[بیشاپور:شهرهای ساسانی، روایت دوم]]></title>
            <link>https://matnavis.com/blogs/بیشاپور:شهرهای-ساسانی،-روایت-دوم_bishapur</link>
            <guid isPermaLink="false">https://matnavis.com/blogs/بیشاپور:شهرهای-ساسانی،-روایت-دوم_bishapur</guid>
            <pubDate>Tue, 09 Apr 2024 18:26:08 GMT</pubDate>
            <description><![CDATA[بیشاپور، دومین پایتخت ساسانی، توسط شاپور اول، پسر اردشیر پاپکان، تأسیس شد. این شهر با ویژگی‌های معماری خاص و شباهت‌هایی با اردشیرخوره، در نزدیکی تنگه چوگان و رودخانه بیشاپور قرار دارد. از نظر ویکتوم فرم دایره‌ای هسته مرکزی شهر و استفاده از عناصر معماری یونانی و رومی، از جمله ستون‌ها و آتشکده عظیم، نشان‌دهنده تأثیرات فرهنگی متنوع است.]]></description>
            <content:encoded><![CDATA[<h4>تأسیس بیشاپور توسط شاپور اول</h4>
بیشاپور، دومین پایتخت ساسانی، توسط شاپور اول، پسر اردشیر پاپکان تاسیس شد. بیشاپور یا به‌شاپور را به دو شکل معنا کرده‌اند؛ یکی شاهکار زیبای شاپور و دیگری شهر عالی شاپور.

<img class="" title="image.png" src="https://api.matnavis.com/files/blog/PsRr3ELQRP2vHVVS0amM.png" alt="image.png" width="665" height="428" />
<div class="caption">

نقش‌برجسته نخست در به‌شاپور، دیهیم‌ستانی شاپور اول از اهورامزدا و پیروزی بر رومیان، منبع: وندائی, م (۱۳۹۸)، شاهان بر سنگ، جهاد دانشگاهی، واحد صنعتی اصفهان

</div>
<h4>مقایسه بیشاپور با اردشیرخوره</h4>
با وجود تفاوت آشکار در فرم شهری، بیشاپور به لحاظ موقعیت استقرار و نوع زیستگاه، شباهت‌های زیادی با <a title="https://matnavis.com/article/sasanid-cities-ardeshirkhore" href="https://matnavis.com/article/sasanid-cities-ardeshirkhore" target="_blank" rel="noopener">اردشیرخوره</a> دارد. بیشاپور، همانند اردشیرخوره، در نزدیکی دهانه خروجی یک تنگه (تنگه چوگان) و مجاور رودخانه (رودخانه بیشاپور) واقع است. به‌علاوه، مشابه اردشیرخوره، شاهد یک قلمروی زیستی، فراتر از محدوده حصار شهر هستیم. اجزای اصلی این مجموعه و قلمروی زیستی شامل خود شهر، قلعه استحفاظی خارج از باروی شهر، مجموعه شش نقش‌برجسته و غار شاپور در امتداد تنگه چوگان و مجموعه زمین‌های کشاورزی در سطح دشت بیشاپور است.

<img class="" title="image.png" src="https://api.matnavis.com/files/blog/QRwvz15MTQukkFo6Uf6x.png" alt="image.png" width="678" height="386" />
<div class="caption">

موقعیت استقرار اجزای مجموعه زیستی بیشاپور، عکس هوایی گوگل ارث افزوده گرافیکی از متن‌آویس

</div>
<h4>هسته دایره‌ای در بیشاپور</h4>
نکته جالب توجه آن که، ویتکوم، باستان‌شناس، در سال ۲۰۱۸ در مقاله‌ای با بررسی عکس‌های هوایی چند شهر ساسانی، به وجود هسته‌های دایره‌ای شکلی در زیرنقشِ پلان ساسانیِ این شهرها پی‌­می‌برد. از جمله این شهرها، بیشاپور است. او معتقد است این هسته‌های دایره‌ای مربوط به دوره پیش از ساسانی است. تکرار فرم دایره‌ای در برخی شهرهای اشکانی، هسته‌های پیشینی برخی شهرهای ساسانی، شهر اردشیرخوره و بعد‌ها در دوره اسلامی در شهر بغداد، هر ذهن کنجکاوی را به سمت پرسش از دلایل تکرار این فرم، سوق می‌دهد.

<img class="alignnone" title="image.png" src="https://api.matnavis.com/files/blog/ab0q1q0NSq6fNYTfhPWh.png" alt="image.png نقشه شهر بیشاپور شهر شاپور" width="613" height="463" />
<div class="caption">

هسته دایره­ای شکل مربوط به دوره پیش از ساسانی در شهر بیشاپور، منبع:

Whitcomb, D. (2018). “From Shahristān to Medina” Revisited<em>. Cities of Medieval Iran</em>

</div>
برخی فرم شبکه­‌ای و مدول‌­بندی در ساختار شهر بیشاپور را متأثر از طرح شهرهای یونانی و رومی می­‌دانند. به علاوه حروف الفبای یونانی روی پایه‌ستون‌های مرکزی شهر  و شیوه ساخت آتشکده عظیم این شهر، شواهدی از به‌کارگیری مهارت اسرا یا کارگران رومی و احتمالاً سوری، در ساخت این شهر است. از اسرا در تولید دیبا، پوشاک ابریشمی الوان با الیاف طلا، نیز در بیشاپور استفاده می‌شده است.

<img class="alignnone" title="image.png" src="https://api.matnavis.com/files/blog/kpiM4b3FR6ewEfe5SGhm.png" alt="image.png بیشاپور" width="608" height="811" />
<div class="caption">

ستون‌های میانی شهر بیشاپور، منبع: نگارنده

</div>
برای مطالعه بیشتر:
<div class="right-align-text">
<ul>
 	<li>
<div>گریشمن, ر. (۱۳۷۹). بیشاپور. ترجمه اصغرکریمی, سازمان میراث فرهنگی کشور.</div></li>
</ul>
</div>
<div class="left-align-text">
<ul>
 	<li>
<div>      Whitcomb, D. (2018). “From Shahristān to Medina” Revisited. Cities of Medieval Iran.</div></li>
</ul>
</div>
`]]></content:encoded>
            <enclosure url="https://wp.matnavis.com/wp-content/uploads/2025/04/dIFDT8DOTCe2yYhlS537.png" length="0" type="image/png"/>
        </item>
        <item>
            <title><![CDATA[هنرمند کیست؟ روایت دوم: پیگملیون]]></title>
            <link>https://matnavis.com/blogs/هنرمند-کیست-روایت-دوم:-پیگملیون_who-is-artist-pygmalion</link>
            <guid isPermaLink="false">https://matnavis.com/blogs/هنرمند-کیست-روایت-دوم:-پیگملیون_who-is-artist-pygmalion</guid>
            <pubDate>Tue, 09 Apr 2024 18:24:18 GMT</pubDate>
            <description><![CDATA[پیگملیون از مجموعهٔ افسانه‌ای اوید با نام متامورفوسیس، حتی تا به امروز موضوع بررسی بسیاری از متون تئوری و تاریخ هنر است. شخصیت پیگملیون بازنمایی هنرمندی است زن‌گریز که شیفتگی بیمارگونه با هنر خود (پیکرتراشی) دارد. در اوج انزجار از آنچه او پلشتی زنان می‌پنداشت، قسم یاد می‌کند که مجسمه‌ای بسازد که از این آلودگی‌ها پاک باشد و تجسم زیبایی واقعی باشد.]]></description>
            <content:encoded><![CDATA[پیگملیون از مجموعهٔ افسانه‌ای اوید با نام متامورفوسیس، حتی تا به امروز موضوع بررسی بسیاری از متون تئوری و تاریخ هنر است. شخصیت پیگملیون بازنمایی هنرمندی است زن‌گریز که شیفتگی بیمارگونه با هنر خود (پیکرتراشی) دارد. در اوج انزجار از آنچه او پلشتی زنان می‌پنداشت، قسم یاد می‌کند که مجسمه‌ای بسازد که از این آلودگی‌ها پاک باشد و تجسم زیبایی واقعی باشد. در این تلاش او شیفته موجودی می‌شود که خود تراشیده است. پیگملیون در احوالی پریشان به ونوس پناه می‌برد و از او می‌خواهد که نظیر زیبایی و معصومیت دست‌پرورده‌اش را در زنی زنده و موجود بر او بنمایاند. ونوس لطف را حق او تمام می‌کند و به مجسمهٔ بیجان گالاتئا جان می‌دهد.

<img class="" title="image.png" src="https://api.matnavis.com/files/blog/YQyNcFTXRcGiVEnA7N3g.png" alt="image.png" width="531" height="747" />
<div class="caption">

پیگملیون و گالاتئا، فرانسیسکو گویا، ۱۸۱۲-۱۸۲۰

</div>
یکی از دلایل توجه مداوم به افسانه پیگملیون این است که در قالب شخصیت او و داستان درگیری‌اش با مجسمه‌ای که ساخته، یعنی گالاتئا، چندین مبحث اساسی در هنر و زیبایی‌شناسی دوران کلاسیک مطرح می‌شود. این مباحث شامل نگاه هنرمند، نقش دیگر حواس در هنر، کمال‌گرایی هنری، حد تاثیر نیروهای قدسی در خلاقیت هنری، و میزان تسلط و مالکیت هنرمند بر اثرش است.

<img title="image.png" src="https://api.matnavis.com/files/blog/XTBNe6LxTqu2O5GfUjYv.png" alt="image.png" width="462" height="1090" />
<div class="caption">

پیگملیون و گالاتئا، جاکوبو آمیگونی، ۱۶۸۲-۱۷۵۲

</div>
در مورد پیگملیون هم مانند <a href="https://matnavis.com/blogs/%D9%87%D9%86%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF-%DA%A9%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84:-%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%81%D8%A6%D9%88%D8%B3_who-is-artist-orpheus">اورفئوس</a>، افسانه در مرز جدال دو مفهوم شکل می‌گیرد. <a href="https://matnavis.com/blogs/%D9%BE%DB%8C%DA%AF%D9%85%D9%84%DB%8C%D9%88%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D9%86%D8%B1_pygmalion-in-art">هنر غربی</a> خصوصاً در دوران کلاسیک بیشتر مشغول حواسی است که از دور می‌تواند اثر را درک کند؛ در این فرهنگ هنری، بر خلاف هنر شرقی، لامسه و بویایی و چشایی چندان جایی ندارد و آداب تشرف به اصالت چیزها از مسیر این حواس نمی‌گذرد.* حس بینایی در هنر کلاسیک از جایگاهی برتر برخوردار است. با این حال، به همان اندازه که هنر موسیقی اورفئوس را به مرز مبهم نظم و بی‌نظمی می‌کشاند، لمس دستان مجسمه ساز پیگملیون در هنگام ساخت و تحسین گالاتئا او را به مرزهای مبهم پاکی و ناپاکی می‌کشاند.
<div class="caption">

عشق در حال جان بخشیدن به گالاتئا، هنری هوارد، حدود ۱۸۰۲

</div>
در برخی روایت‌ها، پایان خوش داستان پیگملیون و گالاتئا، کامیاب  شدن پیگملیون و تشکیل خانواده آنها و فرزندی که نامش بعدها نام شهری در قبرس می‌شود (پافوس)، خواننده را راضی می‌کند. اما در بسیاری از بحث‌ها و تحلیل‌ها، اینکه گالاتئا تا چه اندازه مدیون و در قید پیگملیون بود و تا چه حد وامدار ونوس بود، و یا  اینکه او آیا به اختیار خود در کنار پیگملیون ماند به موضوعی برای تحلیل عمیق‌تر تبدیل شده است. انتهای این بحث به سئوالی بسیار کلیدی در حوزه نقد هنری ختم می‌شود: "اثر هنری تا چه حد «متعلق» به هنرمند است و تا چه حد موجودیتی است مستقل با سرنوشتی خاص خود؟"

<img class="" title="image.png" src="https://api.matnavis.com/files/blog/C60TbMoJRCapBHNf0lNL.png" alt="image.png" width="569" height="438" />
<div class="caption">

«پیگملیون»، <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%BE%DB%8C%DA%AF%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C%D9%88%D9%86">جوزپه گزی، قرن ۱۷</a>

</div>
برای مطالعه بیشتر:
<div class="left-align-text">
<ul>
 	<li>
<div>Enterline L. (20062000). <em>The rhetoric of the body from ovid to shakespeare</em>. Cambridge University Press.</div></li>
 	<li>
<div>Saunders C. J. Maude U. &amp; Macnaughton J. (2009). <em>The body and the arts</em>. Palgrave Macmillan.</div></li>
 	<li>
<div>Rimell V. (2009). <em>Ovid's lovers desire difference and the poetic imagination</em>. Cambridge University Press.</div></li>
</ul>
</div>
']]></content:encoded>
            <enclosure url="https://wp.matnavis.com/wp-content/uploads/2025/04/1NdvQWwWTBaA6xIcQNiQ.png" length="0" type="image/png"/>
        </item>
        <item>
            <title><![CDATA[زیبایی‌شناسی منظر در باغ انگلیسی]]></title>
            <link>https://matnavis.com/blogs/زیبایی‌شناسی-منظر-در-باغ-انگلیسی_english-garden-inspiration</link>
            <guid isPermaLink="false">https://matnavis.com/blogs/زیبایی‌شناسی-منظر-در-باغ-انگلیسی_english-garden-inspiration</guid>
            <pubDate>Thu, 14 Mar 2024 18:29:51 GMT</pubDate>
            <description><![CDATA[این یادداشت به بررسی تأثیر سفرهای اکتشافی اشراف‌زادگان انگلیسی پس از استقلال کلیسای پروتستان از کلیسای رومن کاتولیک، بر تحول نگاه به طبیعت و شکل‌گیری باغ انگلیسی می‌پردازد. ضمن مرور گراند تور، اندیشه‌های ادموند بورک درباره زیبایی والا و بدیع منظر نیز بررسی شده‌اند. همچنین نشان می‌دهد چگونه ارزش‌های ناسیونالیستی، تحولات زیبایی‌شناسی و گرایش به طبیعت، معماری منظر را متحول کرده و باغ‌هایی با ترکیبی از طبیعت بکر، روایت‌های اسطوره‌ای و مهندسی پدید آوردند. باغ انگلیسی، آمیزه‌ای است از فرهنگ، طبیعت و تخیل.]]></description>
            <content:encoded><![CDATA[پس از استقلال مذهبی-سیاسی کلیسای پروتستان انگلستان از کلیسای رومن-کاتولیک در قرن شانزدهم میلادی، سفرهای با مقاصد زیارتی در قلمروهای کاتولیک اروپای قاره جای خود را به سفرهای اکتشافی داد که در آن زمان بین اشراف‌زادگان جوان مرسوم بود. تا قرن هفدهم سفر کردن امری رایج شد و سفرنامه‌ها به ارتقای علم و فرهنگ کمک رساند.

<img class="aligncenter" title="image.png" src="https://api.matnavis.com/files/blog/nRrO2WYSQgCowk4h9ecy.png" alt="image.png" width="529" height="489" />
<div class="caption">

نقشه گراند تور (سفر اکتشافی اشراف‌زادگان بریتانیایی) با شرحی که ویلیام بکفورد در سال ۱۷۸۰-۸۱ از این مسیر ثبت کرده است، منبع <a title="https://en.wikipedia.org/wiki/Grand_Tour" href="https://en.wikipedia.org/wiki/Grand_Tour">ویکیپدیا</a>

</div>
در انتهای قرن ۱۷ تا به انقلاب صنعتی، میل به اکتشاف و نگاه به طبیعت به عنوان منبع پژوهش شایع شد. سفرهای اکتشافی و پرسش‌های فلسفی در مورد طبیعت باعث شد طی تغییری بینادین، طبیعت منبع زیبایی تلقی گردد و در مباحث زیبایی‌شناسی مقولاتی جدید به این بحث اختصاص یابد. این تحولات باعث شد معیارهای جدیدی برای درک زیبایی طبیعت در فرهنگ خواص نفوذ کرده و به‌تدریج با نوشته‌های این افراد ذائقه عمومی هم تغییر یافت.

<img class="aligncenter" title="image.png" src="https://api.matnavis.com/files/blog/SBwCOR6ASSOoBXOVxud6.png" alt="image.png" width="387" height="560" />
<div class="caption">

داگلاس <a title="https://en.wikipedia.org/wiki/Douglas_Hamilton,_8th_Duke_of_Hamilton" href="https://en.wikipedia.org/wiki/Douglas_Hamilton,_8th_Duke_of_Hamilton" target="_blank" rel="noopener">هشتمین دوک همیلتن</a> در گراند تور(نفر وسط) به اتفاق پزشکش و فرزند پزشک، منظره ژنو در پنجره دیده می‌شود. نقاشی اثر جان پرودوم به سال ۱۷۷۴

</div>
<h4>زیبایی والا (sublime)</h4>
با وجود آنکه در تاریخ نیز غیر از موازین زیبایی کلاسیک دیگر گونه‌های زیبایی هم شناخته و تعریف شده بودند، اما در این دوره به طور خاص <a title="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%AF%D9%85%D9%88%D9%86%D8%AF_%D8%A8%D8%B1%DA%A9#:~:text=%D8%A7%D8%AF%D9%85%D9%88%D9%86%D8%AF%20%D8%A8%D8%B1%DA%A9%20(%D8%A8%D9%87%20%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%84%DB%8C%D8%B3%DB%8C%3A%20Edmund,%DB%B1%DB%B7%DB%B6%DB%B5%20%D8%AA%D8%A7%20%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%20%D8%B9%D9%85%D8%B1%20%D8%A8%D9%88%D8%AF." href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%AF%D9%85%D9%88%D9%86%D8%AF_%D8%A8%D8%B1%DA%A9#:~:text=%D8%A7%D8%AF%D9%85%D9%88%D9%86%D8%AF%20%D8%A8%D8%B1%DA%A9%20(%D8%A8%D9%87%20%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%84%DB%8C%D8%B3%DB%8C%3A%20Edmund,%DB%B1%DB%B7%DB%B6%DB%B5%20%D8%AA%D8%A7%20%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%20%D8%B9%D9%85%D8%B1%20%D8%A8%D9%88%D8%AF.">ادموند بورک (۱۷۲۹-۱۷۹۷)</a> دو نوع دیگر زیبایی را با عنوان‌های زیبایی شایان تصویر (بدیع منظر) و زیبایی والا (جلیل) را بازتعریف می‌کند تا در کنار موازین کلاسیک زیبایی‌شناسی مبتنی بر هندسه و ریاضیات، درک زیبایی خصوصاً در طبیعت را عمیق‌تر کند. در این میانه امر والا آن نوع از زیبایی است که در مواجهه با پدیده‌های عظیم و خوفناک طبیعت یافت می‌شود و موجب حیرت یا رعب و وحشت می‌شود.

<img class="aligncenter" title="image.png" src="https://api.matnavis.com/files/blog/mQktTW2VQOKrYpJjkCF0.png" alt="ادموند بروک زیبایی والا" width="699" height="478" />
<div class="caption">

فیلیپ جیمز دلوتربرگ، یک بهمن در آلپ، نقاشی به سال ۱۸۰۳- ماخذ: وبسایت <a title="https://www.thecollector.com/sublime-landscape-paintings/" href="https://www.thecollector.com/sublime-landscape-paintings/" target="_blank" rel="noopener">کالکتور</a>

</div>
<h4>پیکچرسک</h4>
در مقابل «امر والا»، تعبیر زیبایی شایان تصویر/ بدیع منظر/ پیکچرسک سعی در تعریف زیبایی اموری دارد که از فرط پریشانی زیبا هستند؛ آشفتگی و بی‌نظمی، کهنگی، زوال و مفاهیمی از این دست هم می‌توانند سبب پدید آمدن زیبایی پیکچرسک در مبحث زیبایی‌شناسی بشوند.

<img class="aligncenter" title="image.png" src="https://api.matnavis.com/files/blog/UjuSNtboSYmwlar78JJZ.png" alt="پیکچرسک
باغ انگلیسی" width="646" height="435" />
<div class="caption">

سالواتور روزا، جان تعمیددهنده مسیح را به حواریون نشان می‌دهد، حدود ۱۶۵۵

</div>
این معیارهای جدید زیبایی در کنار بالا گرفتن ناسیونالیسم بریتانیایی، موجب شد زمینه برای خلق نوعی دیگر از باغ‌ها که با ارزش‌های زیبایی‌شناختی طبیعت بکر هم‌خوان باشد فراهم شود. این باغ‌ها خصوصاً بر زیبایی‌های طبیعی انگلستان، اسکاتلند و ایرلند تأکید داشتند. ترکیب عرصه‌های باز چمن شبیه به چراگاه‌های طبیعی، دریاچه‌های مصنوعی و جنگل‌های متراکم، که غالباً با عملیات مهندسی سنگین احداث می‌شدند، الفبای کالبدی این نوع از باغ هستند.

<img class="aligncenter" title="image.png" src="https://api.matnavis.com/files/blog/wk1vYC2BR8WrrhwXd0DG.png" alt="باغ انگلیسی" width="715" height="493" />
<h4>باغ انگلیسی</h4>
در این آرایش جدید منظر که امروز گاهی با نام «باغ انگلیسی» شناخته می‌شود، دو مقوله دیگر هم شایان توجه هستند. نخست آنکه این مداخلات غالباً بر شکارگاه‌های سلطنتی و خصوصی صورت گرفت و به این اعتبار شاید تعبیر «منظر شکارگاهی انگلیسی» برای شرح سازماندهی آن مناسب‌تر باشد، و دیگر آنکه با وجود اصرار فراوان بر جدایی از سازماندهی باغ‌های باروک، عناصر روایت‌گر فرهنگ کلاسیک که با اسطوره‌های یونانی-رومی شناخته می‌شوند در این آرایش منظر حذف نشده و حتی با قدرت و سحر بیشتری در ترکیب نشسته‌اند.

<img class="aligncenter" title="image.png" src="https://api.matnavis.com/files/blog/51NKGxZFSbmuEmCAvfrK.png" alt="باغ استورهد باغ انگلیسی پارک انگلیسی" width="662" height="394" />
<div class="caption">

The Palladian bridge and Pantheon at <a title="Stourhead" href="https://en.wikipedia.org/wiki/Stourhead">Stourhead</a>

</div>
<strong>مطالعه بیشتر:</strong>
<ul>
 	<li>
<div style="text-align: left;">Hunt, J. D., &amp; Willis, P. (Eds.). (1988). <em>The genius of the place: the English landscape garden 1620-1820</em>. Mit Press.‏</div></li>
 	<li style="text-align: left;">
<div>Willis, P. (1977). <em>Charles Bridgeman and the English landscape garden</em> (p. 109). London: Zwemmer.‏</div></li>
 	<li>
<div style="text-align: left;">Leslie, M. (1993). An English Landscape Garden before ‘The English Landscape Garden’?. <em>The
Journal of Garden History</em>, <em>13 </em>(1-2), 3-15.‏</div></li>
</ul>
&nbsp;

`]]></content:encoded>
            <enclosure url="https://wp.matnavis.com/wp-content/uploads/2025/04/51NKGxZFSbmuEmCAvfrK.png" length="0" type="image/png"/>
        </item>
        <item>
            <title><![CDATA[شهرهای ساسانی، روایت یکم: اردشیرخوره]]></title>
            <link>https://matnavis.com/blogs/شهرهای-ساسانی،-روایت-یکم:-اردشیرخوره_sasanid-cities-ardeshirkhore</link>
            <guid isPermaLink="false">https://matnavis.com/blogs/شهرهای-ساسانی،-روایت-یکم:-اردشیرخوره_sasanid-cities-ardeshirkhore</guid>
            <pubDate>Thu, 14 Mar 2024 18:28:13 GMT</pubDate>
            <description><![CDATA[ساسانیان شهرهای بزرگ، چندفرهنگی و با استحکامات قوی می­‌ساختند و طلوع این سلسله، از اساس، در پیوند تنگاتنگی با «بنیان افکندن شهر» است. «اردشیر پاپکان»، مدعی بهره­‌مندی از فرّ کیانی و امتیاز الهی برای تأسیس شهر، «اردشیرخوره» (فر و شکوه اردشیر) را اندکی پیش از پیروزی کامل بر شاه اشکانی و نشستن بر تخت شاهی در سال ۲۲۴ میلادی، در دشت فیروزآباد، بنیان افکند.]]></description>
            <content:encoded><![CDATA[ساسانیان شهرهای بزرگ، چندفرهنگی و با استحکامات قوی می­‌ساختند و طلوع این سلسله، از اساس، در پیوند تنگاتنگی با «بنیان افکندن شهر» است. «اردشیر پاپکان»، مدعی بهره­‌مندی از فرّ کیانی و امتیاز الهی برای تأسیس شهر، «اردشیرخوره» (فر و شکوه اردشیر) را اندکی پیش از پیروزی کامل بر شاه اشکانی و نشستن بر تخت شاهی در سال ۲۲۴ میلادی، در دشت فیروزآباد، بنیان افکند.

&nbsp;

<img class="" title="image.png" src="https://api.matnavis.com/files/blog/bzZHDwKdRf2PFiRdn2MK.png" alt="image.png" width="494" height="350" />
<div class="caption">

نقش­ برجسته دیهیم‌­ستانی (دریافت فرّ کیانی) اردشیر از اهورامزدا در اردشیرخوره، اثر فرصت‌­الدوله شیرازی

</div>
<h4>موقعیت جغرافیایی و ملاحظات امنیتی اردشیرخوره</h4>
اردشیرخوره/گور/ فیروزآباد، مرکز یکی از پنج کوره (بخش) مهم ایالت فارس، در روزگار ساسانی است. اجزای اصلی این مجموعه زیستی، شامل شهر مدور «اردشیرخوره» در کنار «کاخ اردشیر»، بنای «قلعه‌دختر» و دو نقش‌برجسته «دیهیم‌ستانی اردشیر» و «جنگ­سواران» در خارج شهر است.

&nbsp;

<img class="" title="image.png" src="https://api.matnavis.com/files/blog/PsgYdDf2SleoM6AEoZiY.png" alt="image.png" width="504" height="281" />
<div class="caption">

اجزای اصلی مجموعه زیستی اردشیرخوره

</div>
با توجه به شرایط زمانی تاسیس شهر در دوره انتقال از اشکانی به ساسانی، ملاحظات امنیتی در استقرار شهر بسیار چشم‌گیر است. شهر در میان حفاظ طبیعی چین‌­خوردگی­‌های زاگرس، در دشت میان‌کوهی فیروزآباد واقع است. ورودی اصلی به دشت، توسط تنگه تنگاب، در شمال، محافظت می­‌شود. بنای «قلعه دختر» نیز، بر فراز یکی از دماغه‌­های تنگه ومسلط بر راه باستانی (استخر به سیراف) به خوبی نقش یک اقامتگاه شاهی موقت و مرکز دفاعی خودبسنده را ایفا می­‌کند.

&nbsp;

<img class="" title="image.png" src="https://api.matnavis.com/files/blog/idCrtvgQeGcv93xGdiYt.png" alt="image.png" width="504" height="282" />
<div class="caption">

بنای قلعه­ دختر بر فراز تنگه تنگاب در شمال شهر اردشیرخوره، <a title="https://whc.unesco.org/en/list/1568/gallery" href="https://whc.unesco.org/en/list/1568/gallery">منبع</a>

</div>
<h4>شهرسازی مدور؛ ایدئولوژی یا مهندسی؟</h4>
با وجود آن که پیشینه فرم دایره در شهرها، به روزگار آشور می‌رسد، دقت بالای هندسی در<a href="https://matnavis.com/blogs/%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%AE%D9%88%D8%B1%D9%87-(%D8%B4%D9%87%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C)_sassanid-cities-the-internal-structure-of-ardeshirkhore"> فرم دایره</a> در اردشیرخوره، همواره مورخان و سفرنامه‌نویسان را شگفت‌زده کرده است. ابن بلخی می­‌نویسد:«شکل آن مدور است؛ چنان­که دایره پرگار باشد و در میان شهر، آن­جا که مثلا نقطه پرگار باشد، دکه انباشته برآورده است ...»

&nbsp;

<img class="" title="image.png" src="https://api.matnavis.com/files/blog/i2BNypEpRpadyqfiXuZW.png" alt="image.png" width="511" height="459" />
<div class="caption">

 شهر مدور اردشیرخوره و هندسه شعاعی منتج از آن در سطح دشت، منبع:

Huff, D. (2014). <em>Das Plansystem von Ardashir-Xwarrah, Raumkonzeptionen in antiken Religionen</em>

</div>
برخی معتقدند که فرم دایره، بیشتر مبنای ایدئولوژیک دارد و با مراتب قدرت در نظام شاهنشاهی ساسانی در پیوند است. با این وجود ویژگی‌های هندسی فرم دایره، زیرساخت لازم برای تحقق ملاحظات عملی را نیز فراهم آورده است؛ از آن جمله می‌توان به انطباق زیرساخت آبی و نظام مالکیت زمین، با هندسه شعاعی در سطح دشت فیروزآباد (اردشیرخوره) اشاره کرد.

&nbsp;

<img class="" title="image.png" src="https://api.matnavis.com/files/blog/BTBvQdkQMucOY3RGZvAe.png" alt="image.png" width="487" height="375" />
<div class="caption">

تصویر هوایی شهر اردشیرخوره، منبع:

Schmidt, E. F. (1940). <em>Flights over Ancient Cities of Iran</em>. The University of Chicago Press

</div>
برای مطالعه بیشتر:
<div class="left-align-text">
<ul>
 	<li>
<div>Huff, D. (2010). Formation and Ideology of the Sasanian State in the Context of Archaeological Evidence. In <em>The Sasanian Era</em>. I.B. Tauris.</div></li>
</ul>
</div>
<div class="right-align-text">
<ul>
 	<li>
<div>هوف, د. (۱۳۷۵). شهرهای ساسانی در <em>نظری اجمالی به شهرنشینی و شهرسازی در ایران-محمدیوسف کیانی</em>.</div></li>
</ul>
<ul>
 	<li>
<div>مصطفوی, س.(۱۳۴۳). <em>اقلیم پارس</em>. انجمن آثار ملی.</div></li>
</ul>
<ul>
 	<li>
<div>نامعلوم.(۱۳۵۴). <em>کارنامه اردشیر بابکان</em>. به تدوین ب. فره­وشی. دانشگاه تهران.</div></li>
</ul>
</div>
']]></content:encoded>
            <enclosure url="https://wp.matnavis.com/wp-content/uploads/2025/04/Q6x6CME5QSMmOpLFugkS.png" length="0" type="image/png"/>
        </item>
        <item>
            <title><![CDATA[نقشه‌ی دانش و کاربرد آن در تحلیل داده‌های تاریخ هنر]]></title>
            <link>https://matnavis.com/events/نقشه‌ی-دانش-و-کاربرد-آن-در-تحلیل-داده‌های-تاریخ-هنر_Knowledge-mapping-and-its-application-in-analyzing-art-and-architecture-history-data</link>
            <guid isPermaLink="false">https://matnavis.com/events/نقشه‌ی-دانش-و-کاربرد-آن-در-تحلیل-داده‌های-تاریخ-هنر_Knowledge-mapping-and-its-application-in-analyzing-art-and-architecture-history-data</guid>
            <pubDate>Wed, 03 Dec 2025 13:21:23 GMT</pubDate>
            <description><![CDATA[نشست سوم پژوهش نگاری؛ نقشه‌ی دانش و کاربرد آن در تحلیل داده‌های تاریخ هنر: نمونه‌ی زندگی حرفه‌ای و دستاوردهای هنری زنان در مدرسه‌ی باوهاوس]]></description>
            <enclosure url="https://wp.matnavis.com/wp-content/uploads/2025/12/20250713_Kargah_Poster_02-final.jpg" length="0" type="image/jpg"/>
        </item>
        <item>
            <title><![CDATA[فضا در نگار گری ایرانی]]></title>
            <link>https://matnavis.com/events/فضا-در-نگار-گری-ایرانی_The-Concept-of-Space-in-Persian-Miniature-Painting</link>
            <guid isPermaLink="false">https://matnavis.com/events/فضا-در-نگار-گری-ایرانی_The-Concept-of-Space-in-Persian-Miniature-Painting</guid>
            <pubDate>Tue, 19 Aug 2025 13:26:54 GMT</pubDate>
            <description><![CDATA[دومین نشست از سلسله‌نشست‌های تاریخ و تئوری و نقد معماری و هنر]]></description>
            <enclosure url="https://wp.matnavis.com/wp-content/uploads/2025/08/فضا-درر-نگار.jpg" length="0" type="image/jpg"/>
        </item>
        <item>
            <title><![CDATA[جستجو در بانک‌های اطلاعات]]></title>
            <link>https://matnavis.com/events/جستجو-در-بانک‌های-اطلاعات_research-data-banks</link>
            <guid isPermaLink="false">https://matnavis.com/events/جستجو-در-بانک‌های-اطلاعات_research-data-banks</guid>
            <pubDate>Thu, 14 Aug 2025 13:25:11 GMT</pubDate>
            <description><![CDATA[در جلسه اول، با نحوه کارکرد موتورهای جستجو و انتخاب موتور مناسب برای هر هدف آشنا شدیم.
در این جلسه، به سراغ جستجو با کلیدواژه‌ها در بانک‌های اطلاعاتی رفتیم؛ یاد گرفتیم چطور کلمات کلیدی مناسب انتخاب کنیم، آن‌ها را به‌درستی ترکیب کنیم و با استفاده از عملگرهای جستجو، دقیق‌ترین و مرتبط‌ترین نتایج را بیابیم.]]></description>
            <enclosure url="https://wp.matnavis.com/wp-content/uploads/2025/08/888888888888.png" length="0" type="image/png"/>
        </item>
        <item>
            <title><![CDATA[کارگاه جستجو در پایگاه‌های اطلاعاتی]]></title>
            <link>https://matnavis.com/events/کارگاه-جستجو-در-پایگاه‌های-اطلاعاتی_databanks</link>
            <guid isPermaLink="false">https://matnavis.com/events/کارگاه-جستجو-در-پایگاه‌های-اطلاعاتی_databanks</guid>
            <pubDate>Sat, 02 Aug 2025 15:46:44 GMT</pubDate>
            <description><![CDATA[نخستین نشست از سلسله‌نشست‌های پژوهش نگاری با موضوع:«اعتبار اصطلاح معماری منظر» این نشست به همت متن‌آویس برگزار شد.]]></description>
            <enclosure url="https://wp.matnavis.com/wp-content/uploads/2025/08/photo_2025-08-02_15-40-59.jpg" length="0" type="image/jpg"/>
        </item>
        <item>
            <title><![CDATA[واحه و باغ ایرانی، اسکان در مناطق گرم و خشک]]></title>
            <link>https://matnavis.com/events/واحه-و-باغ-ایرانی،-اسکان-در-مناطق-گرم-و-خشک_oasis-the-pattern-of-persian-garden-and-settlement-in-hot-and-arid-regions</link>
            <guid isPermaLink="false">https://matnavis.com/events/واحه-و-باغ-ایرانی،-اسکان-در-مناطق-گرم-و-خشک_oasis-the-pattern-of-persian-garden-and-settlement-in-hot-and-arid-regions</guid>
            <pubDate>Sun, 23 Nov 2025 20:36:26 GMT</pubDate>
            <description><![CDATA[نشست هشتم باغ‌خوانی؛ واحه و باغ ایرانی اسکان در مناطق گرم و خشک]]></description>
            <enclosure url="https://wp.matnavis.com/wp-content/uploads/2025/11/photo_2025-11-23_20-32-20.jpg" length="0" type="image/jpg"/>
        </item>
        <item>
            <title><![CDATA[دیگر: خوانش کتاب منظر باغ]]></title>
            <link>https://matnavis.com/events/دیگر:-خوانش-کتاب-منظر-باغ_Another-event</link>
            <guid isPermaLink="false">https://matnavis.com/events/دیگر:-خوانش-کتاب-منظر-باغ_Another-event</guid>
            <pubDate>Mon, 19 May 2025 12:01:44 GMT</pubDate>
            <description><![CDATA[نشست اول برنامه «دیگـــــــــر»(دیگر: خوانش و گفتگو در باب کتاب‌های حوزه هنر و آبادانی) خوانش کتابِ منظر باغ، سیر تحول، نقش شهری و اصول شکل گیری از دکتر حمیدرضا جیحانی با همکاری انجمن علمی معماری منظر دانشگاه شهید بهشتی و شرکت متن‌آویس]]></description>
            <enclosure url="https://wp.matnavis.com/wp-content/uploads/2025/05/photo_2025-05-18_14-00-54.jpg" length="0" type="image/jpg"/>
        </item>
        <item>
            <title><![CDATA[اعتبار اصطلاح «معماری منظر»]]></title>
            <link>https://matnavis.com/events/اعتبار-اصطلاح-معماری-منظر_Common-Persian-Translation-of-Landscape-Architecture</link>
            <guid isPermaLink="false">https://matnavis.com/events/اعتبار-اصطلاح-معماری-منظر_Common-Persian-Translation-of-Landscape-Architecture</guid>
            <pubDate>Mon, 19 May 2025 15:00:28 GMT</pubDate>
            <description><![CDATA[نخستین نشست از سلسله‌نشست‌های تاریخ، تئوری و نقد معماری و هنر با موضوع:«اعتبار اصطلاح معماری منظر» این نشست به همت آسمانه و نوروزگان، با همکاری متن‌آویس برگزار شد.]]></description>
            <enclosure url="https://wp.matnavis.com/wp-content/uploads/2025/05/photo_2025-05-19_00-46-03.jpg" length="0" type="image/jpg"/>
        </item>
        <item>
            <title><![CDATA[نشست هفتم باغ‌خوانی: معرفی باغ‌های تاریخی بیرجند]]></title>
            <link>https://matnavis.com/events/نشست-هفتم-باغ‌خوانی:-معرفی-باغ‌های-تاریخی-بیرجند_baghkhani-7</link>
            <guid isPermaLink="false">https://matnavis.com/events/نشست-هفتم-باغ‌خوانی:-معرفی-باغ‌های-تاریخی-بیرجند_baghkhani-7</guid>
            <pubDate>Wed, 07 May 2025 18:53:09 GMT</pubDate>
            <description><![CDATA[ششمین جلسه از سلسله‌نشست‌های باغ‌خوانی با عنوان «باغ‌های تاریخی بیرجند» با همکاری انجمن علمی معماری منظردانشگاه شهید بهشتی و شرکت متن‌آویس]]></description>
            <enclosure url="https://api.matnavis.com/files/blog/wM2G3oB0RTOibDu3uLPM.png" length="0" type="image/png"/>
        </item>
        <item>
            <title><![CDATA[نشست ششم باغ‌خوانی: ورسای لویی چهاردهم، بیشه‌های ورسای]]></title>
            <link>https://matnavis.com/events/نشست-ششم-باغ‌خوانی:-ورسای-لویی-چهاردهم،-بیشه‌های-ورسای_baghkhani-6</link>
            <guid isPermaLink="false">https://matnavis.com/events/نشست-ششم-باغ‌خوانی:-ورسای-لویی-چهاردهم،-بیشه‌های-ورسای_baghkhani-6</guid>
            <pubDate>Mon, 12 May 2025 15:26:33 GMT</pubDate>
            <description><![CDATA[ششمین جلسه از سلسله‌نشست‌های <strong>باغ‌خوانی</strong> با عنوان «ورسای لویی چهاردهم، بیشه‌های ورسای» با همکاری انجمن علمی معماری منظر دانشگاه شهید بهشتی و شرکت متن‌آویس]]></description>
            <enclosure url="https://api.matnavis.com/files/blog/jt76kp1GSoa4BIUzAnhO.png" length="0" type="image/png"/>
        </item>
        <item>
            <title><![CDATA[نشست پنجم باغ‌خوانی: ورسای لویی چهاردهم]]></title>
            <link>https://matnavis.com/events/نشست-پنجم-باغ‌خوانی:-ورسای-لویی-چهاردهم_baghkhani-5</link>
            <guid isPermaLink="false">https://matnavis.com/events/نشست-پنجم-باغ‌خوانی:-ورسای-لویی-چهاردهم_baghkhani-5</guid>
            <pubDate>Mon, 12 May 2025 15:25:58 GMT</pubDate>
            <description><![CDATA[پنجمین جلسه از سلسله‌نشست‌های باغ‌خوانی با عنوان «ورسای لویی چهاردهم» با همکاری انجمن علمی معماری منظر دانشگاه شهید بهشتی و شرکت متن‌آویس]]></description>
            <enclosure url="https://api.matnavis.com/files/blog/r6Nh5eOSi6VW7ozl8PvA.png" length="0" type="image/png"/>
        </item>
    </channel>
</rss>