طبیعت (NATURE)
ایده کلان طبیعت در تاریخ اندیشه ادلر، مفهومی نسبی و چندلایه است که معنای خود را در پیوند و تقابل با صناعت (هنر انسان)، قرارداد و وضع، و امر غیرطبیعی آشکار میسازد. از مبدأ ذاتی حرکت و علل غایی در اندیشه ارسطو و توماس آکویناس، تا تقابل با هنر در آرای افلاطون و گالن، ضرورت مکانیکی قوانین فیزیک در دکارت و اسپینوزا، وضع طبیعی در نظریههای قرارداد اجتماعی هابز و لاک، تا نقد فاهمه و داوری ذوق کانت و دگرگونیهای تکاملی داروین؛ طبیعت همواره به عنوان هسته بنیادین فهم جایگاه انسان در هستی عمل کرده است.
| کد | سرفصل سینتوپیکون | اندیشمند مرجع | دوره تاریخی | اثر و ارجاع ساختاری |
|---|---|---|---|---|
| T1 | طبیعت به مثابه جوهر یا ذات اشیاء | ارسطو | یونان باستان | مابعدالطبیعه (Metaphysics) (کتاب پنجم، فصل ۴) |
| T1 | طبیعت به مثابه جوهر یا ذات اشیاء | توماس آکویناس | قرون وسطی | جامع الهیات (Summa Theologiae) (بخش ۱، پرسش ۲۹) |
| T2 | طبیعت به عنوان اصل درونی حرکت و سکون | ارسطو | یونان باستان | فیزیک (Physics) (کتاب دوم، فصل ۱) |
| T2 | طبیعت به عنوان اصل درونی حرکت و سکون | آیزاک نیوتن | اوایل مدرن | اصول ریاضی فلسفه طبیعی (تعریف ۳) |
| T3 | طبیعت به منزله کل جهان مادی | لوکرتیوس | هلنیستی/رومی | در باب طبیعت چیزها (De Rerum Natura) (کتاب اول) |
| T3 | طبیعت به منزله کل جهان مادی | باروخ اسپینوزا | اوایل مدرن | اخلاق (Ethics) (بخش ۱، قضیه ۲۹) |
| T4 | طبیعت و قانون عمومی حرکت | رنه دکارت | اوایل مدرن | اصول فلسفه (بخش دوم، اصل ۳۶) |
| T5 | طبیعت و تمایز آن با مصنوعات و هنر | افلاطون | یونان باستان | نوامیس (Laws) (کتاب دهم، بند ۸۸۹) |
| T5 | طبیعت و تمایز آن با مصنوعات و هنر | فرانسیس بیکن | اوایل مدرن | ارغنون نو (Novum Organum) (کتاب اول، گزینگویه ۳) |
| T6 | تقلید هنر از طبیعت (محاکات) | ارسطو | یونان باستان | فن شعر (Poetics) (فصل ۴) |
| T7 | همکاری هنر با فرآیندهای طبیعی | بقراط | یونان باستان | رساله اپیدمیها (کتاب ششم، بند ۵) |
| T8 | طبیعت در برابر عرف، وضع و قرارداد | افلاطون | یونان باستان | گورگیاس (Gorgias) (بندهای ۴۸۲ تا ۴۸۴) |
| T9 | حق طبیعی و قانون اخلاقی جهانشمول | سیسرو | هلنیستی/رومی | در باب جمهوری (De Re Publica) (کتاب سوم، بند ۲۲) |
| T9 | حق طبیعی و قانون اخلاقی جهانشمول | جان لاک | اوایل مدرن | دو رساله درباره حکومت (رساله دوم، فصل ۲) |
| T10 | وضعیت طبیعی انسان قبل از جامعه مدنی | توماس هابز | اوایل مدرن | لویاتان (Leviathan) (بخش اول، فصل ۱۳) |
| T10 | وضعیت طبیعی انسان قبل از جامعه مدنی | ژان ژاک روسو | عصر روشنگری | گفتار در باب نابرابری (بخش اول) |
| T11 | طبیعت و پرورش: استعداد فطری در برابر عادت | جان لاک | اوایل مدرن | رسالهای در فهم بشر (کتاب دوم، فصل ۱) |
| T12 | سرشت طبیعی انسان و تمایلات ذاتی | ارسطو | یونان باستان | سیاست (Politics) (کتاب اول، فصل ۲) |
| T13 | شکلگیری ملکه و آموزش به عنوان طبیعت دوم | میشل دو مونتنی | اوایل مدرن | مقالات (Essays) (کتاب اول، فصل ۲۳) |
| T14 | حرکت طبیعی در برابر حرکت قسری | ارسطو | یونان باستان | درباره آسمان (De Caelo) (کتاب اول، فصل ۲) |
| T15 | میل اشیاء به جایگاه طبیعی خود | توماس آکویناس | قرون وسطی | شرح بر فیزیک ارسطو (کتاب چهارم، درس ۷) |
| T16 | سقوط آزاد و رد نظریه حرکت قسری | گالیلئو گالیله | اوایل مدرن | دو علم نوین (گفتگوی روز سوم) |
| T17 | نظم، عقلانیت و یکنواختی طبیعت | دیوید هیوم | عصر روشنگری | کاوش در فهم بشر (بخش چهارم، قسمت ۲) |
| T18 | قاعده عدم خرق عادت و اصل علیت طبیعی | ابنرشد | قرون وسطی | تهافت التهافت (مسئله هفدهم) |
| T19 | طبیعت هیچکاری را بیهوده نمیکند | ارسطو | یونان باستان | در باب اعضای جانوران (کتاب دوم، فصل ۱) |
| T20 | غایتشناسی در طبیعت: علت غایی در برابر مکانیزم | امانوئل کانت | عصر روشنگری | نقد قوه حکم (بند ۶۵) |
| T21 | طرد علل غایی در علم مدرن | فرانسیس بیکن | اوایل مدرن | پیشرفت دانش (کتاب دوم، فصل ۷) |
| T22 | تفسیر انتخاب طبیعی بدون غایت آگاهانه | چارلز داروین | دوران تکاملی | منشأ گونهها (فصل چهارم) |
| T23 | علیت الهی و نسبت خداوند با نظام طبیعت | توماس آکویناس | قرون وسطی | جامع الهیات (Summa Theologiae) (بخش ۱، پرسش ۱۰۵) |
| T24 | خلقت، حفظ هستی و علل ثانویه طبیعی | آگوستین قدیس | قرون وسطی | تفسیر سفر پیدایش (کتاب پنجم، فصل ۲۳) |
| T25 | وحدت وجود و اینهمانی خدا و طبیعت | باروخ اسپینوزا | اوایل مدرن | اخلاق (Ethics) (بخش ۱، قضیه ۱۴) |
| T26 | معجزه به مثابه امر فراطبیعی یا خرق عادت | دیوید هیوم | عصر روشنگری | کاوش در فهم بشر (بخش دهم، قسمت ۱) |
| T27 | معجزه به عنوان عملی فراتر از توان طبیعت متناهی | توماس آکویناس | قرون وسطی | جامع علیه مشرکان (کتاب سوم، فصل ۱۰۱) |
| T28 | شناختپذیری طبیعت و روشهای ریاضی و تجربی | رنه دکارت | اوایل مدرن | تأملات در فلسفه اولی (تأمل ششم) |
| T29 | تجربهگرایی و مشاهده استقرایی طبیعت | جان استوارت میل | عصر روشنگری | نظام منطق (System of Logic) (کتاب سوم، فصل ۳) |
| T30 | تاریخ طبیعی و تکامل تاریخی ارگانیسمها | ژرژ بوفون | عصر روشنگری | تاریخ طبیعی (Histoire Naturelle) (جلد اول) |
| T31 | طبیعت به منزله معیار اخلاقی و فضیلت زیستن | مارکوس اورلیوس | هلنیستی/رومی | تأملات (Meditations) (کتاب چهارم، بند ۲۳) |
| T32 | زیبایی طبیعی در برابر زیبایی هنری | امانوئل کانت | عصر روشنگری | نقد قوه حکم (بند ۴۲) |
| T32 | زیبایی طبیعی در برابر زیبایی هنری | گئورگ هگل | عصر روشنگری | دروس زیباییشناسی (مقدمه) |
مابعدالطبیعه (Metaphysics)
«طبیعت جوهر چیزهایی است که اصل حرکت در خود آنهاست.»
جامع الهیات (Summa Theologiae)
«طبیعت بر ذاتی دلالت دارد که به واسطه آن موجود به کمال نوعی خود میرسد.»
فیزیک (Physics)
«طبیعت سرچشمه و اصل حرکت و دگرگونی در آن چیزی است که در آن جای دارد.»
اصول ریاضی فلسفه طبیعی
«قوه مقاومت ذاتی ماده که بر پایه آن هر جسم در حالت سکون یا حرکت یکنواخت باقی میماند.»
در باب طبیعت چیزها (De Rerum Natura)
«طبیعت به خودی خود و آزاد از فرمان خدایان به گردش خود ادامه میدهد.»
اخلاق (Ethics)
«هیچ چیز در طبیعت تصادفی نیست، بلکه همه امور به ضرورت طبیعت الهی متعین شدهاند.»
اصول فلسفه
«خداوند چنان قوانینی در طبیعت نهاده که ماده با ضرورت این قوانین سازمان مییابد.»
نوامیس (Laws)
«بزرگترین و زیباترین چیزها حاصل کار طبیعت و بخت هستند، نه هنر بشری.»
ارغنون نو (Novum Organum)
«طبیعت جز با فرمانبرداری از قوانینش تسخیر نمیشود.»
فن شعر (Poetics)
«هنر یا آنچه را طبیعت ناتمام گذاشته کامل میکند، یا از آن تقلید مینماید.»
رساله اپیدمیها
«طبیعت پزشک بیماریهاست و بدن خود راه بازگشت به تعادل را مییابد.»
گورگیاس (Gorgias)
«کالیکلس مدعی است قانون مدنی حیلت ضعفاست، اما حق طبیعی حاکمیت اقویاست.»
در باب جمهوری (De Re Publica)
«قانون حقیقی عقل سلیم منطبق بر طبیعت است که جهانشمول و تغییرناپذیر است.»
دو رساله درباره حکومت
«وضع طبیعی وضعیت آزادی کامل است در چارچوب حدود قانون طبیعت.»
لویاتان (Leviathan)
«وضع طبیعی جنگ همه علیه همه است و زندگی انسان تنها، فقیرانه و کوتاه است.»
گفتار در باب نابرابری
«انسان در وضعیت طبیعی آزاد و خودبسنده بود تا آنکه قراردادهای مدنی رخ داد.»
رسالهای در فهم بشر
«ذهن در بدو تولد همانند لوحی سپید عاری از هر نگارهای است.»
سیاست (Politics)
«انسان به اقتضای طبیعت خویش جانداری سیاسی و مدنی است.»
مقالات (Essays)
«عادت طبیعتی دوم است که قدرتش کمتر از طبیعت نخستین نیست.»
درباره آسمان (De Caelo)
«اجسام ساده حرکات مستقیم به سوی موضع طبیعی خود یا حرکات مدور دارند.»
شرح بر فیزیک ارسطو
«حرکت جسم سنگین به سوی مرکز زمین میل طبیعی به موضع استقرار آن است.»
دو علم نوین
«شتاب سقوط آزاد مستقل از وزن اجسام در خلأ یکنواخت است.»
کاوش در فهم بشر
«اعتقاد به یکنواختی جریان طبیعت بر عقلانیت مبرهن متکی نیست بلکه حاصل عادت است.»
تهافت التهافت
«انکار علیت در طبیعت مساوی با ابطال عقل و ناممکن شدن دانش است.»
در باب اعضای جانوران
«طبیعت هیچ کار بیهودهای انجام نمیدهد و همواره بهترین را برای حیات برمیگزیند.»
نقد قوه حکم
«موجود زنده ارگانیک باید چنان ادراک شود که غایت خود را در خود دارد.»
پیشرفت دانش
«کاوش در علل غایی سترون است و همانند باکرهای وقفشده ثمرهای نمیدهد.»
منشأ گونهها
«انتخاب طبیعی تغییرات سودمند جزئی را در جریان زمان طولانی انباشته میکند.»
جامع الهیات (Summa Theologiae)
«خداوند علت نخستین است که بدون الغای علل طبیعی ثانویه در همه جا عمل میکند.»
تفسیر سفر پیدایش
«خداوند بذرهای پنهان اشیاء را در خلقت اولیه نهاد تا در بستر زمان آشکار شوند.»
اخلاق (Ethics)
«جز خدا هیچ جوهری نمیتواند وجود داشته باشد یا تصور شود؛ خدا یا همان طبیعت.»
کاوش در فهم بشر
«معجزه نقض آشکار قوانین طبیعت است و هیچ گواهی انسانی بر آن پایدار نیست.»
جامع علیه مشرکان
«معجزه رخدادی است که با اراده الهی فراتر از نظم معمول مقرر در اشیاء انجام میشود.»
تأملات در فلسفه اولی
«طبیعت مادی چون امتدادپذیر و هندسی است کاملاً در برابر عقل شناختپذیر است.»
نظام منطق (System of Logic)
«استقراء فرآیندی است که در آن از شواهد جزئی مشاهدهشده به احکام کلی دست مییابیم.»
تاریخ طبیعی (Histoire Naturelle)
«طبیعت در زمان جریان دارد و دگرگونیهای آن در اعصار طولانی رخ داده است.»
تأملات (Meditations)
«هر آنچه برای تو ای طبیعت هماهنگ است، برای من نیز پسندیده است.»
نقد قوه حکم
«طبیعت آنگاه زیباست که شبیه هنر باشد و هنر آنگاه والاست که شبیه طبیعت جلوه کند.»
دروس زیباییشناسی
«زیبایی هنری والاتر از زیبایی طبیعی است زیرا حاصل تجلی روح و آگاهی است.»
ارسطو —مابعدالطبیعه (Metaphysics) (کتاب پنجم، فصل ۴)
«طبیعت جوهر چیزهایی است که اصل حرکت در خود آنهاست.»
توماس آکویناس —جامع الهیات (Summa Theologiae) (بخش ۱، پرسش ۲۹)
«طبیعت بر ذاتی دلالت دارد که به واسطه آن موجود به کمال نوعی خود میرسد.»
ارسطو —فیزیک (Physics) (کتاب دوم، فصل ۱)
«طبیعت سرچشمه و اصل حرکت و دگرگونی در آن چیزی است که در آن جای دارد.»
آیزاک نیوتن —اصول ریاضی فلسفه طبیعی (تعریف ۳)
«قوه مقاومت ذاتی ماده که بر پایه آن هر جسم در حالت سکون یا حرکت یکنواخت باقی میماند.»
لوکرتیوس —در باب طبیعت چیزها (De Rerum Natura) (کتاب اول)
«طبیعت به خودی خود و آزاد از فرمان خدایان به گردش خود ادامه میدهد.»
باروخ اسپینوزا —اخلاق (Ethics) (بخش ۱، قضیه ۲۹)
«هیچ چیز در طبیعت تصادفی نیست، بلکه همه امور به ضرورت طبیعت الهی متعین شدهاند.»
رنه دکارت —اصول فلسفه (بخش دوم، اصل ۳۶)
«خداوند چنان قوانینی در طبیعت نهاده که ماده با ضرورت این قوانین سازمان مییابد.»
افلاطون —نوامیس (Laws) (کتاب دهم، بند ۸۸۹)
«بزرگترین و زیباترین چیزها حاصل کار طبیعت و بخت هستند، نه هنر بشری.»
فرانسیس بیکن —ارغنون نو (Novum Organum) (کتاب اول، گزینگویه ۳)
«طبیعت جز با فرمانبرداری از قوانینش تسخیر نمیشود.»
ارسطو —فن شعر (Poetics) (فصل ۴)
«هنر یا آنچه را طبیعت ناتمام گذاشته کامل میکند، یا از آن تقلید مینماید.»
بقراط —رساله اپیدمیها (کتاب ششم، بند ۵)
«طبیعت پزشک بیماریهاست و بدن خود راه بازگشت به تعادل را مییابد.»
افلاطون —گورگیاس (Gorgias) (بندهای ۴۸۲ تا ۴۸۴)
«کالیکلس مدعی است قانون مدنی حیلت ضعفاست، اما حق طبیعی حاکمیت اقویاست.»
سیسرو —در باب جمهوری (De Re Publica) (کتاب سوم، بند ۲۲)
«قانون حقیقی عقل سلیم منطبق بر طبیعت است که جهانشمول و تغییرناپذیر است.»
جان لاک —دو رساله درباره حکومت (رساله دوم، فصل ۲)
«وضع طبیعی وضعیت آزادی کامل است در چارچوب حدود قانون طبیعت.»
توماس هابز —لویاتان (Leviathan) (بخش اول، فصل ۱۳)
«وضع طبیعی جنگ همه علیه همه است و زندگی انسان تنها، فقیرانه و کوتاه است.»
ژان ژاک روسو —گفتار در باب نابرابری (بخش اول)
«انسان در وضعیت طبیعی آزاد و خودبسنده بود تا آنکه قراردادهای مدنی رخ داد.»
جان لاک —رسالهای در فهم بشر (کتاب دوم، فصل ۱)
«ذهن در بدو تولد همانند لوحی سپید عاری از هر نگارهای است.»
ارسطو —سیاست (Politics) (کتاب اول، فصل ۲)
«انسان به اقتضای طبیعت خویش جانداری سیاسی و مدنی است.»
میشل دو مونتنی —مقالات (Essays) (کتاب اول، فصل ۲۳)
«عادت طبیعتی دوم است که قدرتش کمتر از طبیعت نخستین نیست.»
ارسطو —درباره آسمان (De Caelo) (کتاب اول، فصل ۲)
«اجسام ساده حرکات مستقیم به سوی موضع طبیعی خود یا حرکات مدور دارند.»
توماس آکویناس —شرح بر فیزیک ارسطو (کتاب چهارم، درس ۷)
«حرکت جسم سنگین به سوی مرکز زمین میل طبیعی به موضع استقرار آن است.»
گالیلئو گالیله —دو علم نوین (گفتگوی روز سوم)
«شتاب سقوط آزاد مستقل از وزن اجسام در خلأ یکنواخت است.»
دیوید هیوم —کاوش در فهم بشر (بخش چهارم، قسمت ۲)
«اعتقاد به یکنواختی جریان طبیعت بر عقلانیت مبرهن متکی نیست بلکه حاصل عادت است.»
ابنرشد —تهافت التهافت (مسئله هفدهم)
«انکار علیت در طبیعت مساوی با ابطال عقل و ناممکن شدن دانش است.»
ارسطو —در باب اعضای جانوران (کتاب دوم، فصل ۱)
«طبیعت هیچ کار بیهودهای انجام نمیدهد و همواره بهترین را برای حیات برمیگزیند.»
امانوئل کانت —نقد قوه حکم (بند ۶۵)
«موجود زنده ارگانیک باید چنان ادراک شود که غایت خود را در خود دارد.»
فرانسیس بیکن —پیشرفت دانش (کتاب دوم، فصل ۷)
«کاوش در علل غایی سترون است و همانند باکرهای وقفشده ثمرهای نمیدهد.»
چارلز داروین —منشأ گونهها (فصل چهارم)
«انتخاب طبیعی تغییرات سودمند جزئی را در جریان زمان طولانی انباشته میکند.»
توماس آکویناس —جامع الهیات (Summa Theologiae) (بخش ۱، پرسش ۱۰۵)
«خداوند علت نخستین است که بدون الغای علل طبیعی ثانویه در همه جا عمل میکند.»
آگوستین قدیس —تفسیر سفر پیدایش (کتاب پنجم، فصل ۲۳)
«خداوند بذرهای پنهان اشیاء را در خلقت اولیه نهاد تا در بستر زمان آشکار شوند.»
باروخ اسپینوزا —اخلاق (Ethics) (بخش ۱، قضیه ۱۴)
«جز خدا هیچ جوهری نمیتواند وجود داشته باشد یا تصور شود؛ خدا یا همان طبیعت.»
دیوید هیوم —کاوش در فهم بشر (بخش دهم، قسمت ۱)
«معجزه نقض آشکار قوانین طبیعت است و هیچ گواهی انسانی بر آن پایدار نیست.»
توماس آکویناس —جامع علیه مشرکان (کتاب سوم، فصل ۱۰۱)
«معجزه رخدادی است که با اراده الهی فراتر از نظم معمول مقرر در اشیاء انجام میشود.»
رنه دکارت —تأملات در فلسفه اولی (تأمل ششم)
«طبیعت مادی چون امتدادپذیر و هندسی است کاملاً در برابر عقل شناختپذیر است.»
جان استوارت میل —نظام منطق (System of Logic) (کتاب سوم، فصل ۳)
«استقراء فرآیندی است که در آن از شواهد جزئی مشاهدهشده به احکام کلی دست مییابیم.»
ژرژ بوفون —تاریخ طبیعی (Histoire Naturelle) (جلد اول)
«طبیعت در زمان جریان دارد و دگرگونیهای آن در اعصار طولانی رخ داده است.»
مارکوس اورلیوس —تأملات (Meditations) (کتاب چهارم، بند ۲۳)
«هر آنچه برای تو ای طبیعت هماهنگ است، برای من نیز پسندیده است.»
امانوئل کانت —نقد قوه حکم (بند ۴۲)
«طبیعت آنگاه زیباست که شبیه هنر باشد و هنر آنگاه والاست که شبیه طبیعت جلوه کند.»
گئورگ هگل —دروس زیباییشناسی (مقدمه)
«زیبایی هنری والاتر از زیبایی طبیعی است زیرا حاصل تجلی روح و آگاهی است.»